۱۱ مهر ۱۴۰۱ ۰۸:۲۳
کد خبر: ۳۰۴۲۴۱

عطنا - بودریار (جامعه شناس مشهور فرانسوی) کتاب مهمی دارد به نام "جنگ خلیج فارس اتفاق نیفتاده" که سرو صدای زیادی به راه انداخت. خلاصه حرف او این بود که آنچه ما از رسانه ها به عنوان جنگ دیدیم با چیزی که آنجا بود اینقدر تفاوت داشت که می توان گفت اصلا رخ نداد.

این روزها رابطه دریافت ما از واقعیت با خود واقعیت عینی، قطع و حتی به دو چیز متفاوت مبدل شده است. اگر  بودیار هنوز زنده بود احتمالا با دیدن عنوان "انقلاب 1401 ایران" دوباره کتابی مشابه می‌نوشت. انقلابی که شاید بهترین اسمش را بتوان گذاشت "انقلاب مجازی".

اگر همین امروز به حجم توییت و پست و مطالب شبکه های اجتماعی نگاه کنید فکر می‌کنید این رویدادها حداقل یکسال است که در جریان بوده و ماه ها درگیری خیابانی ادامه داشته. در حالیکه عملا کمتر از یک هفته حضور خیابانی با دو روز اوج (سه شنبه و چهارشنبه) وجود داشته است.

با گشت و گذار در اینترنت و مشاهده شبکه های ماهواره ای مانند ایران اینترنشنال فکر میکنید کشور در اعتصاب و تعطیلی و غم فرو رفته، اما در روند کلی فعالیت بازار و کسب و کارها اختلال عمده ای روی نداده است. فکر میکنید خون در خیابان ها جاری است اما مردم در حال زندگی و خرید و عروسی و عزا و امور روزمره هستند. فکر میکنید میلیون ها نفر مثل سال 57 به خیابان ها ریختند اما در کف میدان جز تجمع های چند ده نفره و آتش زدن چند سطل زباله خبر خاصی نیست.

چطور ایجاد چنین فاصله ای ممکن شده؟در واقع می توان ادعا کرد امروز یک ایران مجازی در شبکه های اجتماعی و ماهواره ای ساخته شده. در این ایران مجازی مردم سیاه پوش و خونین مشغول سنگر بندی اند. سپاهی ها در حال فرارند، رهبر معظم انقلاب که یک بار هفته پیش بر طبق خبر نیویورک تایمز فوت کرده بودند، دوباره فوت شده اند، پول های اختلاس شده مردم را به بانک های سوییس برده اند، در خیابان های تهران و دیگر شهرها جنازه پشت جنازه می‌برند و خلاصه کار تمام است. انقلاب در لبه پیروزی قرار گرفته و حتی در نقاطی پیروز شده است این "ایران برساخته" و "ایران واقعی" فاصله نجومی دارند.

البته رابطه بین این دو کاملا قطع نیست اما دو چیز مجزا ست.فعالان صاحب این تصویر می‌خواهند با تهییج مردم آن تصویر قلابی را واقعی کنند. انگار که از درون آینه به سمت واقعیت فشار بیاوری. بزرگنمایی میکنند و جایزه میدهند. این تحولات خطرناک یک مرحله جلوتر از جنگ خلیج فارس است. دست درازی تصویر به واقعیت است. فشار روانی روزهای اولیه ناآرامی ها به قدری زیاد بود که با صرف گشت زدن در فضای مجازی آماده افسردگی و انفجار بودید. احساس گناه میکردید. چنین فشاری در سال 88 نبود. انگار کل فشار سال 98  در یک هفته تجمیع شده است. شاید به همین دلیل بود که قطع شدن اینترنت ضربه مهمی به جریان بازنمایی وقایع و اتفاقات واقعی زد. ارتباط بین واقعیت و برساخت قلابی از واقعیت به کلی قطع شد.

اما این بار بعد از قطع اینترنت یک اتفاق بسیار جالب افتاد. زندگی در ایران مجازی به طور کاملا مستقل ادامه پیدا کرد و فاصله بیشتر و بیشتر شد. معترضین در ایران واقعی در خانه و نهایتا در پشت پنجره ها یا در سرکوچه بودند و بعد از مدتی شعاردادن می خوابیدند تا فردا صبح به سر کارهای عادی بروند، اما در ایران مجازی میلیون ها معترض به پایتخت رسیده و آن را فتح کرده بودند.  جالب تر اینکه این ایران مجازی تنها راه ارتباطی ایرانیان خارج از کشور با تحولات شد. درغیاب واقعیت، تصویر قلابی برساخته شده از واقعیت کاملا جای آن را گرفت. بخشی از مهاجرین به واقع تصور می‌کردند (و شاید بکنند) که انقلاب شده است. سرکوب گسترده ای در جریان است. سکوت ایران نه از سر آرامش بلکه به خاطر قطعی نت و خفقان است. پس اگر در ساعات پایانی این انقلاب در تهران نباشیم در دهه فجر که در ایران هستیم.

از همین رو اتفاقات مضحکی افتاد. شاهین نجفی امان نامه می‌دهد. فلانی تقسیم غنایم می‌کند. دیگری فرمان حمله 24 ساعته به تهران می‌دهد. حیرت آور است.از کارداشیان تا جی کی رولینگ هم از این انقلاب بزرگ حمایت می‌کنند. راجر واترز مورد جالبی است. در عین آگاهی و اشاره به برنامه غرب و عربستان سعودی برای تبدیل ایران به سوریه ای دیگر و تجزیه کشور اصلا متوجه نیست دارد با رسانه سعودی مروج خشونت و تجزیه ایران صحبت می‌کند و خود عملا بخشی از همین تصویر می‌شود.

در واقع وقتی فراواقعیت جای واقعیت را می‌گیرد حتی آگاهی هم کافی نیست. به دوست مهاجر نگرانم می‌گفتم باید باشی و ببینی، رسانه کافی نیست. وقتی داده ها دروغ آمیز باشد قدرت پردازنده تعیین کننده نیست.  ورودی مهم است.حالا سوال اینجاست: چرا رهبر انقلاب هر چند ماه یکبار فوت میکند ولی باز هم مخاطب پای این تصویر می نشیند و چنین دروغی را باور می کند؟ چون دوست دارد در این تصویر خیالی زندگی کند. این "انقلاب مجازی" صرفا ساخته رسانه ها نیست. کاربران هم در آن مشارکت دارند. آنها در واقع رویای خودشان را در ایران مجازی می بینند و شبکه اجتماعی به آنها این فرصت را میدهد که در این رویا زندگی کنند. با دوستان هم فکرشان انقلاب کنند. هشتگ زدن مثل فریاد زدن میشود. لایک کردن مثل باور کردن. ریتوییت مثل لبیک. ربات و آلبانی نشینان و سعودی هم میتوانند جو دهند و دستکاری کنند. راه میفتند به آنلاین شاپ ها فشار میاورند که باید ببندید و کار نکنید! انگار که بازار واقعی را ببندند. سلبریتی ها و شاخ های مجازی در این دنیا مثل روشنفکران و رهبران هستند. حتی یک فوتبالست میتواند به قله انقلاب برود. استوری فلان بازیگر خارجی مثل بیانیه سیاسی یک کشور میشود. آنها در این تصویر زندگی میکنند.اما واقعیت... واقعیت واقعی است. و مثل عصای موسی اژدها را بی معنا میکند و حاضران تازه میفهند چیزی که می‌دیدند تصویر بود. عده ای افسرده میشوند، عده ای بیدار و عده ای هم ترجیح میدهند لذت باور تصویر را ادامه دهند. اما به شرطی که عصا انداخته شود. تا وقتی پنجره باز نشود، هواشناسی مرجع است.

عطنا را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام                                              تلگرام

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
هنر و فرهنگ1
دروازه‌بانی، تاثیر مستقیمی بر برداشت ما از واقعیت‌های اجتماعی دارد
معرفی کتاب: "دروازه بانی"، اثر پاملا شومیکر، ترجمه دکتر حسین افخمی:

دروازه‌بانی، تاثیر مستقیمی بر برداشت ما از واقعیت‌های اجتماعی دارد

بنابر نظر پاملا شومیکر، استعاره "دروازه‌بانی" را می‌توان برای هرموقعیت تصمیم گیری و با هرمیزان اطلاعات به کار برد؛ چه این انتقال از طریق کانال‌های جمعی و چه از طریق کانال های بین‌فردی باشد.
نشست علمی
به مناسبت هفتۀ جهانی بزرگداشت سعدی برگزار می شود:

نشست علمی "سعدی در چین و چین در آثار سعدی"

به مناسبت هفتۀ جهانی بزرگداشت سعدی، نشست علمی"سعدی در چین و چین در آثار سعدی، در دانشکدۀ ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبائی برگزار می شود.
پر بازدیدها
آخرین اخبار