۱۲ آذر ۱۴۰۱ ۰۷:۱۲
کد خبر: ۳۰۴۴۴۲

عطنا - دومین جلسه انجمن علمی دانشجویی مطالعات افغانستان  در تاریخ دوم آذر هزار و چهارصد یک در موسسه آموزش عالی بیمه اکو برگزار شد.  این جلسه با حضور سید عسکرموسوی استاد انسان شناس از افغانستان  و تعدادی از دانشجویان دانشگاه های علامه طباطبایی، تهران، خوارزمی و الزهرا تحت عنوان پدیدار شناسی جریان های مارکسیستی در افغانستان برگزار شد.

ارائه دهنده  این نشست  جعفر سلطانی دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه در دانشگاه تهران بود. سلطانی در رابطه به اینکه چرا از یک روش فلسفی، برای بررسی جریان های سیاسی، اقتصادی استفاده کرده است چند نکته را بیان نمود.

وی گفت: در نظر بگیرید ما از دو نفر دهه هفتادی یا  هشتادی در مورد خوب یا بد بودن حزب دموکراتیک خلق میپرسیم به دو جواب کاملا متضاد میرسیم. یکی از این افراد میگوید حزب خلق یکی از بهترین احزاب در طول تاریخ افغانستان بوده و دیگری می گوید یکی از بد ترین احزاب است.به این نتیجه می رسیم  که چرا گذاره های متفاوت و متانقص از یک پدیده تاریخی در ذهن مردم شکل گرفته است. بنابراین پدیدار شناسی به عنوان  دانش روشی به کمک ما آمده تا بفهمیم آگاهی از هستی انسان و ظرفیت فهم آن صورت های گوناگون وجود دارد.

در ادامه این مباحث سلطانی توضیحاتی در رابطه به چگونگی روش پدیدار شناسی ارائه کرد.وی افزود: پدیدار شناسی گرایش های متفاوتی دارد. « ادموند هوسل» آن را بر دو مفهوم استوار می‌داند.این دو مفهوم به ما میگوید چطور آگاهی و هستی انسان بصورت های متضاد و متناقض شکل میگیرد. اولین مفهوم نیت داشتن یا قصد داشتن است: نیت تعریفی از انسان ارایه میدهد.« انسان یک آگاهی است. که همواره متعلقات خاص خودش را دارد». آگاهی محض وجودندارد همواره آگاهی از چیزی است. آگاهی به نیتی آگاه شدن از چیزی صورت میگیرد.در تعریف نیت علاوه بر تعریفی که ما از انسان داریم. مفهومی از جهان نیز شکل میگیرد. جهان اشیایی نیست که مارا احاطه کرده. جهان آنچیزی است که از طریق آگاهی برای ما پدیدار می‌شود.

سلطانی در ادامه به کفته هایدگر اشاره کرد که: آگاهی نحوه وجود ما را در جامعه مشخض می‌کند. و بر اساس آگهی است که نحوه بودن، زندگی ، هستی و کل تجربه زیستی ما از جهان را شکل می‌دهد. ما به هر نیتی که به جهان نگاه کنیم . جهان مان را بر اساس همان نیت شکل میگیرد. به عنوان مثال ما اگر بر اساس این نیت که افغانستان یک کشوری عقب مانده، محصور در خشکی و درصدی بالای از افراد بی سواد هست و تمام گذاره های منفی را کنار هم فرار بدهیم و به افغانستان نگاه کنیم. حالتی از نا امیدی در ذهن ما شکل می‌گیرد . برعکس اگر ما از گذاره های مثبت را کنار استفاده کرده و به افغانستان نگاه کنیم به نتایجی متفاوتری خواهیم رسید.

از نظر سلطانی دومین مفهومی که مشخص می‌کند چرا از پدیده های یکسان برداشت های متفاوتی داریم تحلیل است. تحلیل کمک می کند تا ما در جنگ روایت ها مغلوب نشویم. یعنی اگر هزاران روایت منفی و یا هزاران روایت مثبت در مورد حزب دموکراتیک خلق هست. باید این روایت ها را کنار بگذاریم و مستقیما با متنی که آنها عنوان روش ، اصول و مرام نامه استفاده کردن رجوع کنیم و از گزاره های متناقضی که افراد عادی می‌دهند دوری کنیم.

سلطانی روش پدیدار شناسی سه مرحله می داند.اولی مرحله تعلیق یا اپوخه است. باید تمام شنیده ها روایت ها  نظریاتی که در مورد حزب دموکراتیک خلق است را کنار بگذاریم.مرحله دوم ادیزسیون:  به معنای ذات، ماهیت یا جوهره ی یک مساله است. به این مفهوم که باید مستقیم با خود ماهیت و جوهره یک پدیده تاریخی به نام حزب دموکراتیک خلق مواجه شویم. سومین مرحله هم‌دلی است: خودمان را به جای کسانی که این تجربه و شناخت را دارند گذاشته . از دریچه ذهنی آنها در آن زمان و در آن بستر تاریخی فرهنگی و سیاسی نگاه کرده  و به دنبال چرایی تصمیمات آن گزوه باشیم.

آقای سلطانی با طرح این سوال که هدف اعضای کنگره اول از روی آوردن به ایدولوژی مارکسیستی چیست؟ بیان کرد: در تاریخ 22 حمل 1345 اعضایی کنگره اول مرام نامه یی از خود بجا گذاشتند که ما با مطالعه و بررسی این مرام نامه به ما در شناخت این حزب کمک می کند. در مرام نامه این حزب شش اصل وحود داشت: این اصول به عنوان گذاره های معنی دار مفاهیم واحدی را به وجود می‌آورد. در اصل اول از واحد معنی داری به اسم استقلال و حاکمیت ملی استفاده شده. در اصل دوم از دموکراسی، در اصل سوم از حقوق، آزادی و زندگی دهقانان و کارگران، در اصل چهارم از اقتصاد دولتی، در اصل پنچم از مساله پشتونستان در اصل ششم از مبارزه، امپریالیسم و استعمار نام می‌برد. همه این واحد های معنی دار و مفاهیم مارکسیستی را که در نظر بگیریم. به ما واقعیتی تاریخی جامعه افغانستان را نشان می‌دهد.

واقعیت تاریخی سیاسی جامعه افغانستان همواره مورد تهدید قدرت های خارجی قرار داشته و حزب دموکراتیک از استقالال و حاکمیت ملی سخن به عمل می‌اورد .شرایط داخلی جامعه افغانستان از بدو پیدایش تا 1978 از  خودکامگی اشرافی رنج می‌برد. خود کامگی اشرافی ایده پردازی سیاسی را محصور به یک خاندان می‌کرد.ظلم و ستم بر اقشار فرو دست جامعه یکی دیگر از واقعیت های تاریخی افغانستان بود که حزب دموکراتیک در مرام نامه یی شان برای تمام این مشکلات راه حلی پیشنهاد داده که ناشی از درک اعضای حزب دموکراتیک از شرایط بود. در ادامه سلطانی به سوال های حاضرین  پاسخ داد.

عطنا را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام                                              تلگرام

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* :
* نظر:
هنر و فرهنگ1
فحش دادن بخشی از ابزار کار و سنت ماست!
حمایت بی‌شرمانه شاهین نجفی از فحاشی و توهین عناصر ضدانقلاب به مردم ایران:

فحش دادن بخشی از ابزار کار و سنت ماست!

شاهین نجفی خواننده هتاک، فحش دادن را بخشی از ابزار کار خود و از سنت‌های خود و عناصر ضد انقلاب دانست و خواست که مردم فحاشی کردن را به عنوان بخشی از فرهنگ و سنت‌های خود بپذیرند!!
هنر و فرهنگ2
دروازه‌بانی، تاثیر مستقیمی بر برداشت ما از واقعیت‌های اجتماعی دارد
معرفی کتاب: "دروازه بانی"، اثر پاملا شومیکر، ترجمه دکتر حسین افخمی:

دروازه‌بانی، تاثیر مستقیمی بر برداشت ما از واقعیت‌های اجتماعی دارد

بنابر نظر پاملا شومیکر، استعاره "دروازه‌بانی" را می‌توان برای هرموقعیت تصمیم گیری و با هرمیزان اطلاعات به کار برد؛ چه این انتقال از طریق کانال‌های جمعی و چه از طریق کانال های بین‌فردی باشد.
پر بازدیدها
آخرین اخبار