عطنا - نشست علمی تکنیک های عملیات روانی در رسانه ها به همت گروه روزنامه نگاری و با همکاری قطب علمی ارتباطات دانشکده علامه طباطبائی و با حضور سخنرانان این نشست دکترابراهیم سلطانی نسب، آینده پژوه و پژوهشگر حوزه جنگ های شناختی، دکتر محمد شیربیگی، پژوهشگر راهبردی رسانه، دکتر احمد قدیری، دانش آموخته حوزه بین الملل و نویسنده کتاب تکنیک های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر و دکتر حامد اسدی، مدرس حوزه مدیریت بحران روز دوشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه در سالن شورا و دانشکده علوم ارتباطات برگزار شد.
دکتر سلطانی نسب در ابتدای نشست با اشاره به این که تعریف های مختلفی از عملیات روانی جنگ نرم یا جنگ شناختی در ادبیات علوم استراتژیک وجود دارد، اظهار کرد: جنگ روانی هدفش اثر گذاشتن بر عقاید و رفتار و تأثیر پذیری جهت تغییر رفتار است. در عملیات روانی، از تبلیغات و ابزار تبلیغات به عنوان یک فناوری استفاده می کنیم تا بر افکار و احساسات و تمایلات جامعه هدف تأثیر گذاریم و آن ها را به سمت کنش مطلوب خودمان تغییر جهت دهیم. به طور کلی عناصر تشکیل دهنده عملیات روانی چند فاکتور هستند؛ نیروی عملیات روانی، تکنولوژی و فناوری ای که استفاده میکنند، تاکتیک و تکنیکی که استفاده می شود و محتوا و هدفی که آماج این عملیات قرار خواهند گرفت. نگاه ما این است که چه کاربردی عملیات روانی می تواند در حوزه رسانه داشته باشد، از تکنيک ها در کجا می توانیم استفاده کنیم و چگونه می توانیم از این تکنیک ها در تأثیر خبر بر جامعه هدف بهره ببریم.
تیتر کردن یک موضوع بی ارزش برای بزرگ جلوه دادن آن
دکتر قدیری در این نشست با تأکید بر اینکه تکنیکهای عملیات روانی قالبهای ارائه هدفمند اطلاعات است، گفت: این ترفندها و تکنیکها را اگر بخواهیم تشبیه کنیم، همانند آمپول است که فارغ از اینکه محتوای آن چه باشد، به واسطه آن و کارکردی که دارد میتواند آن مطلب، انگارهها، تصورات و محتویات را بهتر و بیشتر به داخل ذهن که ناخودآگاه فرد است، تزریق و منتقل کنند. چهار عملیات اصلی در بحث انگارهسازی عبارت است از «کوچکنمایی» و «بزرگنمایی» و یک مقدار سختتر از آن یعنی «مثبتنمایی» و «منفینمایی». در پاسخ به این سوال که چگونه انگارهسازی صورت میگیرد، و با چه فرمولی این اتفاق میافتد؟ باید گفت اولا این فرمولها واقعیتهای موجود هستند که آنها را تئوریزه کردهایم؛ یعنی یک واقعیت عینی وجود دارد و ما فقط آن را تبدیل به ادبیات علمی میکنیم که در کل ساحت علوم اجتماعی و علوم انسانی نیز به همین نحو است.
یک واقعیت بیرونی به نام روش و فرمول انگارهسازی وجود دارد و آن اینکه همان طور که حجم یک شیء مادی را طول و عرض و ارتفاعش تشکیل میدهد، ابعاد و حجم یک انگاره و تصویر ذهنی را هم کمیت، کیفیت و رویت میسازد.
وی ادامه داد: کمیت عبارت است از تعداد افرادی که پای یک فرد یا موضوع هستند و ابراز نظر میکنند. کیفیت نیز عبارت از شدت و حدت بیان و ابراز موضع است. رویت ضریبی است که آن کمیت یا کیفیت در رسانهها میگیرد و تعداد مراتبی که توسط افراد مختلف دیده میشود. با توجه به مثال ریاضیای که مطرح کردیم باید گفت که گاهی دستتان از طول کوتاه است و نمیتوانید آن را افزایش دهید و برای افزایش دادن آن عرض یا ارتفاع را افزایش میدهید؛ یعنی کمیت مطلوب را نمیتوانید برای یک موضوع گرد آورید و لذا ضریت رسانهای میدهید تا بیشتر رؤیت شود.
وی سپس افزود: در بین ۸۸ تکنیک در عملیات روانی، بنده معتقدم که دو تکنیک بسیار کاربردیتر از تکنیکهای دیگر است و به وفور استفاده میشود؛ یکی بحث تعمیم و دیگری تقطیع است. تعمیم را در اتفاقات اخیر زیاد میبینیم. مثلا کوچهای در شهری از استانهای کشور شلوغ میشود و شما تیترها را مشاهده میکنید که «دزفول به پاخاست» یا حتی فراتر از آن «قیام خوزستان» یا حتی «قیام ایران». پس در این گونه تیترها و هشتگها ما تعمیم را به شدت میبینیم. تقطیع نیز در موضوعات اخیر و به طور کلی همیشه در عرصه خبر وجود داشته است. اینکه اتفاقی میافتد و از پله دوم ماجرا را روایت میکنند و مثلا در یک کلامی پرسش را نشان نمیدهند و پاسخ را بیان میکنند و کلام را از موضع خودش تحریف مینمایند. در پاسخ به این سوال که تکنیکهای عملیات روانی کجای دانستههای ما را در بحث حوزه ارتباطات و روزنامهنگاری میگیرد، باید گفت چیزی که در ارتباطات میخوانید به عنوان ارزشهای هفتگانه خبری که درست هم هست، آن چیزی است که «باید» باشد. مثلا میگویند خبر هرچقدر ارزشهای خبریاش بالاتر باشد، مهمتر است و هرچقدر مهمتر باشد باید با فونت درشتتر و در جای بالاتری در سایت یا روزنامه قرار گیرد. پس اخبار مهم باید تیتر شود. اما لازم است بدانیم آنچه که «هست» یک ساحت و آن چه که «باید» باشد یک ساحت دیگر است و مثلا میبینید که یک موضوع کوچک را اساسا تیتر میکنند تا بزرگ جلوه دهند. گاهی میگوییم آن چه بزرگ است باید تیتر شود، ولی در عملیات روانی میگویند آن چیزی را که میخواهی بزرگ کنی و اهمیت و ارزش ذاتی ندارد را تبدیل به تیتر کن تا بزرگ جلوه داده شود.
قدیری با اشاره به این که عملیات روانی با احساسات و القاء پیوند دارد، گفت: احساسات یعنی القاء و اینکه یک تصویری در ذهن شما شکل میگیرد و به چیزی معتقد میشوید و از چیزی خوشتان یا بدتان میآید ولی دلیلی برای آن ندارید؛ مثل برجام که یک عده برجام را میگفتند بد است و یک عده میگفتند که خوب است و در بحثهای تخصصی که از هر دو طرف پرسیده میشد که چرا خوب یا بد است میدیدیم که دوطرف اطلاعاتی راجع به این قضیه ندارند. وقتی میبینیم برای آن دلیل و منطقی نداریم و نمیتوانیم آن را توصیف و تبیین کنیم ولی موافق یا مخالف هستیم، بدانیم آن چیزی که در ذهن ما شکل بسته از جنس القاء است و این بهواسطه همین تکنیکهای عملیات روانی است. این قضیه به آنجا میرسد که در جامعه یک عده تبدیل به براندازان نظام حاکم میشوند و یک عده موافق آن و درگیریهای شدید داخلی به وجود میآید و نمونه آن را در بهفور از جمله در قضیه کشور اوکراین بارها دیدهایم.
خطر گروهزدگی و کانالزدگی/ باید به منابع معتبر و متضاد خبری رجوع کنیم
وی گفت: وقتی مخاطب متوجه میشود که تا الان اخباری که میخوانده چقدر به صورت نادرست ممکن بود که بر ذهنش نشسته باشد با خود میگوید «اگر اینقدر امکان شیطنتهای خبری وجود دارد طوری که تا الان خلاف آن را متصور بودهام، عرصه خبر را باید رها کنیم» و فکر میکند چارهای ندارد و در برابر رسانه تسلیم و منفعل است. اما باید گفت این گونه نیست و این ترفندها و شیطنتهای خبری را که بیان میکنیم برای این نیست که مخاطب مأیوس شود، بلکه برای آن است تا یک خودآگاهی ایجاد نماییم تا مغالطات به ضمیر ناخودآگاه فرد اصابت نکند. اولین راه مقابله با این ترفندها و تکنیکها شناخت آنها است و این مطالعه فنون به شما آگاهی میدهد. اما فارغ از بحث شناخت ترفندها، در کتاب خود تحت عنوان «تکنیکهای عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر» پانزده راه مشخص را برای مقابله با این حربههای خبری پیشنهاد دادهایم که از میان آن سه اصل مهمتر را در سواد خبری بازگو میکنم که اگر فقط همین سه اصل را رعایت کنیم تا حد خیلی زیادی مصون میشویم و مورد اصابت انگارههای القایی قرار نخواهیم گرفت.
قدیری سپس افزود: اولین مورد استفاده از منابع معتبر خبری است. یکی از مشکلات اساسی که گرفتار آن هستیم گروه زدگی و کانال زدگی است. گاهی مطلبی در کانالی ارسال میشود و رفتارشناسی هیجانی مخاطب نیز اثبات کرده است که هیجان زده میشویم و میخواهیم آن را سریع برای دیگران نیز ارسال کنیم. وقتی میگویم اخبار معتبر یعنی رجوع به «خبرگزاری»ها، و این کانالهای چند میلیونی و چند صدهزارتایی تلگرامی اصلا معتبر نیستند. خیلی از کانالهای اسم و رسم دار در تلگرام را میبینیم که در پشت صحنه توسط تنها یک نفر اداره میشود، و نمیتوان به آنها اعتماد کرد چه رسد به کانالهای کوچکتر و گروههای خلق الساعه. البته که رجوع به منابع معتبر کافی نیست و باید به منابع متضاد رجوع کنیم یعنی در کنار دیدن اخبار بیبیسی، اخبار بیستوسی را نیز ببینیم و بالعکس. دیدگاههای سیاستزده ولی مانع انجام این اصل میشود و متأسفانه با دیدگاه.های اینگونه، فرد دارد خودش را محروم میکند از نگاه کلان و دوسویه. پس خود را محدود به یک جریان فکری نکنیم و دیدگاههای ایدئولوژیک را اینجا وارد نسازیم. مورد سوم نیز عدم اتکا به تیتر اخبار است؛ زیرا درعین آنکه تیتر مهمترین بخش خبر است آلودهترین بخش آن نیز هست و اکثر ما مردم تیتر را میخوانیم ولی متن آن را مطالعه نمیکنیم. پس یا خبر نخوانید یا اگر میخوانید به تیتر اکتفا نکنید و متن را هم بخوانید.
وی در جمع بندی سخنانش گفت: بیشتر ما و دیگر دوستان این ذهنیت را داریم که فقط دشمن این ترفندها را علیه ما به کار میگیرد ولی در واقع این یک جریان دوسویه است و دو طرف نسبت به هم به کار میبرند. ولی اگر محتوای این قالبها محتوای مثبت و صادقانه باشد اتفاقاً به ترویج حقیقت و واقعیت و پیشبرد اهداف درست کمک میکند و این را مدنظر داشته باشیم که اولا فقط وجه منفی ندارد و میتواند وجه مثبت داشته باشد و ثانیا یک زد و خورد دو طرفه وجود دارد. درحال حاضر صحبت از جنگ نرم نیست بلکه صحبت از جنگ ترکیبی است. در جنگ ترکیبی هم جبهههای متعدد وجود دارد. اما مخاطب شاخه جنگ روانی از این جنگ ترکیبی، ابدان نیست بلکه اذهان است. تکنیکها را باید بشناسیم و صرفاً واکنش دفاعی نداشته نباشیم بلکه کنش تهاجمی هم داشته باشیم و فکر نکنیم که بدهکارانی هستیم که باید خودمان را توجیه کنیم و پاسخ دهیم. ساحت دیگر جنگ نرم ساحت تهاجمی و طلبکاری نسبت به جریانهای مختلف معارض داخلی و خارجی است.
بررسی تکنیک های عملیات جنگ روانی در ایران: توهم توطئه یا واقعیت
دکتر شیربیگی در قسمت دیگر نشست بابیان این که باید اول به این سوال پاسخ داد که آیا تکنیک های عملیاتی در ایران صحت دارند یا توهم توطئه است، گفت: این تکنیک ها که به آن ها اشاره می شود، واقعیت های موجود هستند. اگر بپذیریم که در دنیا تا به حال قدرت های برتری بودند که می خواستند دنیا را تحت سلطه خودشان قرار دهند و در حال حاضر در دنیا با توجه به این که قدرت جدید، قدرت رسانه ای است و هرکس که قدرت رسانه ای داشته باشد و بتواند آن طور که خودش می خواهد وقایع را تعریف کند، پس می توانیم بگوییم که قدرت جدید دنیا مثل سابق تصرف کشورها نیست و بلکه امپراطوری رسانه ای است. براساس تئوری فراواقعیت جامعه شناس فیلسوف و نظریه پرداز فرانسوی به نام ژان بودریار، ما در دنیای کنونی واقعیتی نداریم و واقعیت توسط رسانه ها ساخته می شود. من چند استناد می آورم که رسانه ها برای ما فضایی را آماده کرده اند که جنگ های بزرگ دنیا اتفاق افتاده است. اولین حمله بلند تاریخ آمریکا که به ضررش نیز تمام شد و باعث آسیب های زیادی شد، جنگ آمریکا و ویتنام بود. این جنگ تحت تأثیر دو خبری که القا شد ورسانه ها مردم را آماده کردند، شروع شد. در سال ۲۰۰۵، مشخص شد که خبر حمله ای که رسانه ها در آن زمان منتشر کرده بودند اصلا اتفاق نیفتاده است. این حمله ساخته و پرداخته حکومت و رسانه ها بوده است و باعث شد ۶۰ هزار سرباز آمریکایی و ۳ میلیون ویتنامی کشته شود و کشورهای دیگر نیز تحت الشعاع قرار گرفت.
وی با اشاره به مستندات دیگر افزود: مورد دیگر حمله اولی است که آمریکایی ها وارد خلیج فارس شدند و رژیم صدام با چراغ سبز آمریکایی ها وارد کویت شد. برای این که آمریکاییها یک ائتلاف بین المللی علیه صدام شکل دهند، باید رسانه ها را درگیر می کردند و خبر رسانی رکن اساسی این نوع تکنیک بود. یکی از مواردی که بیشترین تأثیر را بر افکار داشت این بود که آمدند و یک کلیپ احساسی را منتشر کردند و بعد از این که ائتلاف صورت گرفت و کویت را به مسئولین خودشان دادند، اخباری منتشر شد مبنی بر این که این خانم در کلیپ، دختر سفیر کویت بوده و این کلیپ را ساخته اند تا احساسات مردم را جریحه دار کنند. در حمله ی دوم آمریکایی ها به عراق نیز با بازی رسانه ای شروع شد. ادعا می کردند که سلاح های کشتار جمعی در عراق وجود دارد و یکی از مستندات قوی ای که رسانه ها روی آن کار کردند گزارش نیویورک تایمز بود که سال ها بعد مشخص شد و این به عنوان گزارش شرم آور تلقی شد و عاری از واقعیت بود. پس قدرت های جهانی بر اساس این روش و سبک خبر رسانی و مدل خودش توانسته بودند جنگ های بزرگی را ایجاد کنند.نوع خبر رسانی که آمریکایی ها برای آن که اقدامات وزارت دفاع و ارتش خود را توجیه کنند نیز این بود که بعضی از کارشناسان خبری را میفرستادند تا برای مردم این اقدامات را توجیه کنند و بعد ها در آپریل ۲۰۰۸ نیویورک تایمز منتشر کرد که این کار از برنامه های سری وزارت دفاع بوده و از سال ۲۰۰۲ افسران نظامی بازنشسته را برای القا دیدگاه های پنتاگون در رسانه ها می آورده است تا با این روش ها افکار عمومی را شکل دهند تا یا جنگ را توجیه کنند یا برای حمله جدید آماده کنند.
دروغ باید به اندازه ای بزرگ باشد که نسبت به دروغ های کوچک قابل باورتر باشد
دکتر اسدی پس از بیان تعریف کلی از تعریف خبری و تکنیک های ماساژ پیام در ادامه گفت: تحریف خبر را معمولا در رسانه های خارج از کشور در خصوص کشور ایران می بینیم. مثلا در حوزه دانشجویی عموما تحریف خبر وجود دارد. اتفاقی در دانشگاه می افتد و به نحو خودشان خبر را تحریف و از آن بهره برداری و بدفهمی ایجاد می کنند. در عرصه سیاست حذف پیام ها آگاهانه انتخاب می شود. در تکنیک کلی بافی جزییات ممکن است با مخالفت های دولتی و سیاسی تضاد پیدا کند. تکنیک بعدی زمان بندی در حوزه خبر است و پیامی که باید همان لحظه به مخاطب القا کنند را به صورت زمان بندی شده زمانی منتشر می کنند که تاریخ مصرفش گذشته و دیگر ارزشی برای مخاطب ندارد. تکنیک بعدی قطره چکانی است که داده و اطلاعات در زمان های دیرتر و با مقدار کم تر منتشر می شود. تکنیک بعدی موجی است وقتی از کسی شکایت می شود از موضوع بی اطلاع نگه داشته می شود و رسانه ها، بازی دهنده زیرکانه هستند که مطلب را بر سرش می ریزند و آن چنان غرقش می کنند که نتواند واقعیت های اساسی را پیدا کنند. اخبار بیش تر به صورت موج و جریان هستند اگر امتداد نداشته باشد این موج در چند روز با توجه به داده هایش در جامعه افول پیدا می کند ولی بعضی از این موج ها یه خبری به صورت جریان ادامه پیدا می کند و گهگاه به آن پرداخته می شود. تکنیک بعدی دروغ بزرگ است که خیلی استفاده می کنند. دروغ باید به اندازه ای بزرگ باشد که نسبت به دروغ های کوچک قابل باورتر باشد. شما در رسانه های خارج از کشور این دروغ های بزرگ را در بحث های مختلف می بینید. تکنیک بعدی تکنیک کنایه و اشاره و تکنیک آخر توسل به منبع موثق است.
اسدی در پایان درخصوص حوزه تحلیل خبر بیان کرد: فیلمی در فضای مجازی منتشر شد که فروشگاهی در قزوین دارد غارت می شود. من زمان گرفتم و در عرض نیم ساعت شفاف سازی شد که در بهار و اردیبهشت ماه هیچکس کلاه و لباس گرم نمی پوشد ولی در این فیلم مردم لباس و کاپشن گرم پوشیده بودند. در بحث عملیات روانی و تحلیل خبر اگر جامعه را به صورت ۱۰۰ درصدی در نظر بگیریم همیشه ۲۰ درصد وجود دارند که واقف هستند و جریان را می شناسند اما ۸۰ درصد جمعیت باقیمانده، جمعیت خاکستری هستند. هرگاه در بین جمعیت ۸۰ درصدی اغنا سازی شد، آن رسانه برنده است چون ذهن جمعیت خاکستری را لحظه به لحظه با خوراک رسانه های عملیات روانی در مناطق مختلف میتوان تغییر داد.
شناخت تکنیک ها برای رهایی از گرداب خبری/ کار عملیات روانی بی اعتباری سران کشورهای هدف است
سلطانی نسب در ادامه با بیان این که عملیات روانی آن بخشی از وجود آدم ها را هدف قرار می دهد که بیشتر معطوف به احساسات هستند، تأکيد کرد: ما در عملیات روانی یک جریان احساسی را راه می اندازیم و بر مبنای آن خواسته های خود را برای تغییر رفتار به مقصود می رسانیم. رسانه ابزار نفوذ قدرت ها است و همه دولت ها از رسانه برای ایجاد مشروعیت خود استفاده می کنند. صرف نظر از این که اصلاً آن دولت یا حکومت حق است یا نیست. اگر این ابزار در خدمت شکل دهی به افکار عمومی قرار گیرد، می تواند هزینه های اجتماعی را کاهش دهد. درگذشته های نه چندان دور برای تسخیر کشورها از جنگ گرم استفاده می کردند و حتی همین الان نیز این کار را انجام می دهند منتها هزینه های نظامی برای دولت ها و کشورها بسیار زیاد شده است. با ایجاد بستر رسانه های اجتماعی، همه افراد از اتفاقات دنیا خبردار می شوند و این اثرات منفی دارد. می گویند به جای پیاده کردن نیرو نظامی با تغییر افکار، آن کشورهای غیر همسو را همسو و کشورهای متخاصم را تبدیل به کشورهای خنثی می کنیم. اساساً کار عملیات روانی این است که سران کشورهای هدف را بی اعتبار کند، بین مردم و آن سران کشورها تفرقه ایجاد کند، مخالفت ها و بحث های عقیدتی، سیاسی و اجتماعی با دولت را بزرگ کند، مردم را دچار یاس و ناامیدی کند و در نهایت ضمن دستکاری احساسات مردم، آنها را از پشت حکومت هایی که مقابل کشورهای ابرقدرت هستند کنار بکشد تا با نداشتن حمایت مردم به خواسته کشور های ابر قدرت دست دهند. ما میخواهیم در عملیات روانی تکنیک هایش را بشناسیم و در گرداب خبری یا مغالطات خبری گیر نکنیم. مثل همین کاری که در حال حاضر در فضای مجازی انجام می دهیم که یک خبری به دست ما می رسد و چون برای من هیجان دارد آن را سریع پخش می کنیم بدون اینکه منبع آن را چک کنیم و ببینیم که واقعیت دارد یا ندارد.
وی با اشاره به این که اساسا هر بمب خبری اینترنت زمانی دارد و یک تکنیک کارکردش دائمی یا طولانی مدت نیست، گفت: مثلاً در بررسی روانشناسیِ عوامل انتحاری که در عراق و افغانستان خود را منفجر می کردند آنها را شستشوی مغزی می دادند. ولی از زمانی که عامل انتحاری رها می شود تا زمانی که دکمه را فشار دهد، اگر بیشتر از ۲۰ دقیقه طول کشد آن شخص این کار را انجام نمیدهد. در تکنیک ها و بسته های هیجانی خبری نیز شما نگاه می کنید که یک خبری را همه راجع به آن نظر می دهند و زمانی که همه آن را دیدند و ذهنیت ها خراب شد، بعد از یک ساعت تکذیب میشود و هیچ کس تکذیب آن را نمی بیند. بر اساس سخنان مقام معظم رهبری اگر شما حقیقت را نگویید آنها روایت غلط اش را می گویند. در حال حاضر اکثر دوستان راجع به قبل از انقلاب ذهنیت دیگری دارند و در فضای رسانه می گویند همه چیز گل و بلبل بوده است ولی ما که در آن زمان همه چیز را درک کرده ایم و شرایط آن موقع را دیدهایم، می دانیم که دروغ است و این چنین نیست. با همین تکنیک عملیات روانی این کار را کردند و ما چون در مقابلش نیامدیم تا روشنگری کنیم و روایت صحیح را ارائه ندادیم، پس روایت غالب روایتی است که شما در حال حاضر می بینید.
هدف اصلی عملیات روانی، جداسازی مردم از حاکمیت است
شیربیگی در پایان نشست در خصوص حوزه خبر رسانی و عملیات روانی در رسانه ها اظهار کرد: همه دولت ها و حکومت ها متکی هستند به آرا و حضور مردم و اگر مردم را از حاکمیت شان جدا کنیم عملاً حکومت سقوط میکند. شما در این را در تمامی انقلابها دیدید. هر موقع که ما توانستیم مردم را از حاکمیت جدا کنیم عملاً فاتح آن کشور خوانده است. کشور ایران به دلیل نوع افکار و اعتقاد و نظام عقیدتی، مورد قبول قدرت های استعماری نیست. کشور های غربی در حوزه جنگ گرم ورود کردند ولی زورشان نرسید. دوره ای که در حال حاضر در آن قرار داریم دوره ای است که بتوانند مردم را با استفاده از این تکنیک های عملیات روانی و رسانه ها جداکنند. این واقعیتی است که ما مردم هنوز باور نکرده ایم. تکنیک های عملیات روانی با استفاده از حوزه روانشناسی دارد اتفاق می افتد. جامعه و مردم نیز جدایی از هم نیستند؛ یک فرد موفق را تصور کنیم و روزانه به او بگویم که این رشته به درد شما نمیخورد بعد از مدت سه ماه آن فرد به این باور می رسد که من راست می گویم. فضای رسانهای کشور نیز در حال حاضر غیر از این نیست و همواره می گویند که شما ایرانی ها نمی توانید، کشور شما بدبخت است و حاکمیت ظالم است. اما هدف اصلی رسانه ها و تکنیک های عملیات روانی آن، جداسازی مردم از حاکمیت است.
وی خاطرنشان کرد: اولین راهبرد ناامید سازی مردم است و می خواهند در جامعه ناامیدی را به هم منتقل کنیم و این گونه بعد از مدتی مردم نمی توانند طرفداران حاکمیت باشند. سعی می کنند ذهن مردم را اهریمن سازی کنند و ذهن ما را نسبت به افراد عوض کنند. شاید بعضی از مردم ذهنیتشان نسبت به رهبری تغییر پیدا کرده است اما خواهش می کنم که بیانیه گام دوم را خارج از هر جناح سیاسی که هستید یک بار مطالعه کنید. در این بیانیه ایشان آمدند و نداشته هایمان را که رسانههای خارجی بر سرمان میزدند، در این چهل سال نشان دادند و گفتند که همچنین چیزی نیست. حکومت و مسئولین نیز از همین مردم هستند و با تکنیک جداسازی این گونه نشان می دهند که آنها بر شما دارند حکومت می کنند و با بمباران خبری نمیگذارند شما درست فکر کنید.
عطنا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: