۱۲ تير ۱۴۰۱ ۰۷:۰۵
کد خبر: ۳۰۳۹۹۹

عطنا - الگوها و ابزارهای سیاست گذاری اجتماعی پیوسته در حال تحول و تکامل هستند و بنابراین منابع اموزشی این حوزه باید به طور مستمر روزامد شوند و از ابزارها و الگوهای جدید استفاده کنند.
 
باتوجه به ضرورت تحول در علوم انسانی، نشستی تحت عنوان توصیه های سیاستی برای تحقق تحول در علوم انسانی در روز چهارشنبه ۸ تیر با حضور دکتر غلامرضا جمشیدیها، دکتر محمدرضا نیستانی و دکتر علی اکبر تاج مزینانی در بستر فضای مجازی برگزار شد.
 
غلامرضا جمشیدیها‌ استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران سخنان خود را با عنوان نظریه دولت و تمدن آغاز کرد:«برای رسیدن به یک نظریه درباره مسائل اجتماعی، مقدم است که باید یک نظریه انسان شناسی داشته باشیم. دو تفسیر به نام انسان های ناهمانند و انسان های همانند در رابطه با انسان وجود دارد. نظریه انسانی شناسی ارسطو به حکم طبیعت، برخی انسان ها را ازاده و برخی را بنده می نامد که این نظریه همچنان در اروپا وجود دارد.»
 
او ادامه داد:«متفکران غربی خودشان را بهتر از بقیه می دانند. نظریه انسان های همانند در حوزه ی تمدن اسلامی قبل از دنیای غرب بوده است. امام خمینی بسیار زیاد در بحث‌ دولت تاکید دارد و معتقد است دولت نقش اساسی را در جامعه بازی می کند.‌ هنگامی که یک دولتی با هر افکاری مستقر شود، شهر، اقتصاد و علم به گونه خاص آن تفکر سامان می گیرند. اگر بپرسند که چرا علوم انسانی پیشرفت نکرده است، باید بگوییم که دولت هایی که روی کار آمدند هیچکدام درک درستی از علوم انسانی و علوم اجتماعی نداشتند و به همین دلیل علوم انسانی رشد نکردند. اما علوم دیگر که فنی بودند و دانش فنی به همه جا مسلط است.»
 
 این استاد دانشگاه افزود:«تنها کسی که در کشور خودمان به حوزه علوم انسانی علاقه مند بوده است؛ رهبر انقلاب اسلامی آیت الله خامنه ای است.همه ملت هایی که قدرتمند بودند صاحب تمدن هستند، بنابراین تمدن فعلی جهانی حاصل کار اروپاییان نیست.همانطور که امام علی نیز اشاره کرده است؛ انسان ها همه برابر هستند و نابرابری به دلایل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. ژن خوب نظریه ای است که از قدیم بوده است و برخی از روشنفکران ما از این نظریه استفاده کردند. در مجموع ، در شرق انسان ها کمتر یکدیگر را تحقیر می کنند اما اروپاییان کارشان همین است.»
 
علی اکبرتاج مزینانی استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی با عنوان بازخوانی سیاست های علوم انسانی از دریچه مفهوم سازی و نظریه پردازی بیان کرد:«رشته سیاست گذاری اجتماعی یک حوزه نوپا است. تعارف متعددی از سیاست گذاری اجتماعی ارائه شده است که برخی بر اساس اهداف آن، برخی براساس حوزه های زیر مجموعه و برخی براساس ابزارهایی که به کار می گیرد است.سیاست گذاری اجتماعی،مداخلات اگاهانه یا نیت مند است که به صورت جمعی است و با محوریت دولت انجام شود.معمولا ابزارهایی که در راستای اهداف استفاده می شوند خاصیت باز توزیعی دارند. منابع در جامعه یکسان توزیع نشده اند و کار سیاست گذاری اجتماعی بازتوزیع این منابع است. رفع نابرابری های غیر موجه یا ناعادلانه، ارتقای رفاه، بهزیستی، ایجاد همبستگی و انسجام اجتماعی از اهداف سیاست گذاری اجتماعی هستند.»

این دانشیار دانشگاه علامه در رابطه با شاخص ها افزود:«شاخص های اصلی تعیین کننده چیستی تحول درعلوم انسانی؛ کاربردی سازی، روزامد سازی و اسلامی سازی هستند. در مجموعه ی علوم اجتماعی، سیاست گذاری اجتماعی یکی از مهمترین و جدیدترین شاخه های علوم اجتماعی کاربردی است. یک حوزه بین رشته ای است که نه تنها از شاخه های مختلف علوم اجتماعی استفاده می کند، بلکه از سایر حوزه های علوم انسانی نیز وام میگیرد. حتی گاهی از رشته های فنی هم استفاده می کند و خود را به حوزه های خاص محدود نمی کند. یکی از مشارکت هایی که سیاست گذاری اجتماعی انجام می دهد، علاوه بر بعد محتوایی، که در ان از حوزه های دیگر وام میگیرد اما دارای نظریه های خاص خودش است؛ ابزارهایی را نیز برای تدوین، اجرا و نظارت و ارزیابی مداخلات اجتماعی ارائه می کند.»
 
او ادامه داد:«باید بین سیاست گذاری اجتماعی و جامعه شناسی پیوندی برقرار شود و به سمت کاربردی تر شدن حرکت کند. الگوها و ابزارهای سیاست گذاری اجتماعی پیوسته در حال تحول و تکامل هستند و بنابراین منابع اموزشی این حوزه باید به طور مستمر روزامد شوند و از ابزارها و الگوهای جدید استفاده کنند.»
 
محمدرضا نیستانی استادیار برنامه ریزی آموزشی دانشگاه اصفهان هم بازخوانی سیاست های علوم انسانی از دریچه مفهوم سازی و نظریه پردازی عنوان مبحث خود اعلام کرد و گفت:«علوم انسانی در جهان آن چنان که شایسته است، حرفی برای گفتن ندارد و کارایی لازم را ندارد. در بحث مناقشات سیاسی و ایدئولوژیک، بحث عمده ی سیاسی و مباحثی که در جامعه شناختی مطرح می شود؛ سه حوزه بومی و غیریومی، اسلامی و غیر اسلامی، همگرا و ناهمگرا را نام می برم که در طول این سال ها راجع به اینها سخن گفتیم و در نهایت به نتیجه ای نرسیدیم. در بحث اموزش؛ تحول باید در حوزه اهداف،محتوا،رویکرد ها و روش ها رخ دهد.»
 
او ادامه داد:«در دانشگاه تلاش میکنیم نگاهی امیخته را در بحث علم سنجی و مباحث ارتقای اعضای هیئت علمی مطرح کنیم و باز هم به نتیجه ای نرسیدیم.در معرفت شناسی، سالها‌ گرفتار نگاه اثبات گرایانه بوده ایم و بعد از ان ورود پیدا کردیم به نگاه پدیدارشناسانه که از درون همه این نگاه ها، مسئله اصلی که نظریه پردازی است را فراموش کرده ایم.تحول باید در علم رخ دهد و ما افرینشگر شویم. علوم انسانی ما، برعکس سینما فاقد خلاقیت است.»
 
نیستانی در پایان در رابطه با مسائل اصلی علوم انسانی بیان کرد:«ممکن است کسانی که مسئله علوم انسانی را تحلیل میکنند، تحلیل های ایدئولوژیک یا تبیینی ارائه دهند. علوم انسانی باید مفهوم ساز، نظریه پرداز و قلمرو افرین باشد. ما در تحلیل ها مسائل اصلی را گم کردیم. شاید دلیل این بی توجهی این باشد که همه ما متکی به اندیشه های اندیشمندان غربی هستیم. ما متاسفانه نظریه پرداز و مفهوم ساز نیستیم و تا زمانی که افرینشگر نباشیم تمام صحبت ها راجع به مناقشات و علوم انسانی بی معناست. اگر کسی مدعی نظریه پردازی در علوم انسانی است باید؛ دارای اندیشه های جامع، مهارت های میان رشته ای، مطالعه جامع و قدرت ارتباط سازنده با دیگران باشد. در بحث اموزش نیز؛ رویکردها، فنون اموزش، زمان و مکان و ارزشیابی ها باید تغییر کنند.»

عطنا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام                                              تلگرام

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
پر بازدیدها
آخرین اخبار