۲۱ خرداد ۱۴۰۲ ۰۶:۴۳
کد خبر: ۳۰۴۹۸۵

عطنا - چندی پیش در اوج ناآرامی های پائیز سال گذشته داشتم با یکی از دوستان فضای مجازی قدیمی که به لحاظ سیاسی نگاه های کاملا متفاوتی داریم اما خیلی جالب تونستیم یک راه گفتگوی سالم پیدا کنیم مفصل صحبت میکردیم.

وی فعال سیاسی اصلاح طلب و در ساکن خارج از کشور و استاد دانشگاه است ، ایشون که شاید بهتر باشه اسمش رو نیارم آدم بسیار باسوادی است و بارها به من ثابت کرده که دغدغه مند کشورش ایران است.

داشتیم با هم از دو نگاه متفاوت نگرانی هایمان را از اوضاع کنونی و آینده کشور میگفتیم، هر دو از اینکه این جنبش زن زندگی آزادی چطور مورد مصادره خارج نشینان بودجه بگیر قرار گرفته و با صورتی شویی بچه های مردم رو گول میزنند و به کشتن میدهند را با دلی پر خون میگفتیم . هر دو معتقد بودیم که گزینه انقلاب در کشور امکان ناپذیر است و وضعیت کنونی در صورت تداوم هیچ چیزی جز جنگ داخلی و حمله خارجی نخواهد بود ...
من میگفتم چطور میشه که یه عده از گل خوردن تیم ملی فوتبالشون انقدر خوشحال میشن و پرچم اون کشور رو که در سیصد سال اخیر کشورش را چپاول کرده بلند کنند و شادی کنند؟!

او میگفت ای کاش مردم انتخابات  ۱۴۰۰ را  تحریم نمیکردند و معتقد بود گزینه پیش روی مردم هیچ چیزی جز اصلاحات و استفاده از صندوق رای نیست. او میگفت وقتی مردم رو از صندوق رای و اصلاحات ناامید کنی طبیعتا دشمنان کشور از ناامیدی آنها سو استفاده میکنند و به تدریج با رسانه هایشان آنها را تبدیل به اوپوزیسیون میکنند

در این ناامید سازی مردم بحثمون رسید به ظریف!
او میدونست که من از روز اول منتقد شدید برجام بودم و من هم میدونستم که او از روز اول شدیدا طرفدار ظریف بود. به ادامه حرفهاش گوش کردم . گفت ظریف به عنوان کسی که سعی کرد تحریم های این کشور رو از سر مردم بر داره و روابط کشور رو بعد از مدتها با دنیا عادی کنه، لایق این همه حمله و هجمه و تخریب نبود. وی از این پروسه به عنوان " نخبه کشی " یاد کرد.

به نظر او اینکه شکست خوردن برجام را تبدیل به دعواهای حزبی و جناحی داخل کشور کردیم و ظریف رو بجای ترامپ سیبل هدف قرار دادیم اشتباه بود. ما باید میگفتیم آقای ظریف شما زحمتت رو کشیدی و بزرگترین توافق ضد استعماری را در سیاست خارجی امضا کردی ... این ترامپ بود که زد زیر میز ...

خب من با اینکه منتقد شدید برجام چه زمان ظریف و چه زمان امیرعبدالهیان بودم و هستم اما این منطق را قبول دارم که نحوه مقابله ما با برجام و در کل سیاست خارجی باید یک نگاه ملی و کشوری باشد و نه نگاه های حزبی،جناحی،شخصی و گروهی ...

همچنین باز هم با این منطق موافقم که پس از شکست برجام بجای اینکه تمرکز مردم، ملت و کشور بر دعواهای حزبی و جناحی و بر اینکه برجام خوب بود یا نه، باید تمرکز را میگذاشتیم روی آمریکا، این آمریکا بود که از توافق خارج شد، تحریم ها را برگرداند و کمپین فشار حداکثری روی ایران گذاشت .

این باید خاصیت اصلی هر ملتی باشد که در مواجهه با یک دشمن خارجی که عامل اکثر بدبختی های اون مردم و کشور است ، به جون خود نیوفتیم و در برابر آن متحد شویم ...

خب تا اینجای صحبت قبول. حالا اجازه بدید شما را با یک روایت دیگری آشنا کنم ...

بیایید باهم برگردیم به انتخابات ۱۳۸۸ ... حوادث بعد از انتخابات ۱۳۸۸ معروف به جنبش سبز ، فارغ از اینکه تقلب در انتخابات بود و یا فتنه ۸۸ ! قشر قابل توجهی از مردم با صندوق رای انتخابات قهر کردند ....  در اوج زمانی که بحث های سیاسی بین عموم مردم داغ بود که باید رای بدهیم یا رای ندهیم، انتخابات ۱۳۹۲ از راه رسید ....کاندیدی روی کار آمد که یک حرف جدیدی زد : "مشکلمان را با کدخدا حل کنیم" " چرخ سانتریفیوژها باید بچرخد به شرطی که چرخ زندگی مردم هم بچرخد "

ناگهان امید تازه ای در دل مردم روشن شد. انتخابات ۱۳۹۲ یک انتخاباتی بود که با وعده سیاست خارجی و امید به توافقی که حلّال تمام مشکلات خواهد بود مردم را دوباره به پای صندوق های رای کشاند. آن سبز هایی که قهر کرده بودند ، این بار با رنگ بنفش با ذوق و شوق و هیجان و امید دوباره در صف های طولانی صندوق های رای ایستاند.

هیجان تازه ای در همه بوجود آمده بود که که دلار قرار بشه ۱۰۰۰ تومن که اقتصاد درسته بشه! جامعه درست بشه! رسانه درست بشه! آزادی مدنی درست بشه! محیط زیست درست بشه، اصلا یهو کشور بهشت بشه! 
خب این حجم از فوران امیدواری کاذب یهو به چه سمتی رفت؟

۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۷ ترامپ در یک برنامه زنده از برجامی که گفته شده بود امکان ندارد بشود ازش خارج شد ... با یک ماژیک پهن مشکی با یک امضا از برجام خارج شد! تمام تحریمهای ایران که قرار بود برای همیشه لغو شده باشه و نه تعلیق، برگشتکمپین فشار حداکثری روی ایران گذاشته شد و تحریم های ایران به طور بی سابقه ای در دنیا به ۱۸۰۰ تا رسید ... دلار ۳ هزار تومنی که قرار بود بشه ۱هزار تومن! ناگهان شد ۳۰ هزار تومن!!!تورم کم سابقه ای حتی بیشتر از زمان جنگ ایران و عراق کشور را فرا گرفت!

خب این حجم از امیدواری ناگهان به شکل وحشتناکی فروپاشید و سرکوب شد! مگه قرار نبود همه چیز درست شه؟ مگه قرار نبود چرخ سانتریفیوژ بچرخه، چرخ زندگی مردم هم بچرخه؟الان که دیگه نه چرخ سانتریفیوژ می چرخید نه چرخ زندگی مردم!

مگه نگفته بودید سایه جنگ از کشور رفت؟ الان که هر روز ترامپ و پمپئو میگن گزینه نظامی روی میز است!!! پس چه شد؟؟؟این حجم از سرکوب ذهنی و ناامیدی که دنبال هزاران جواب سوال میگشت!!و طبیعتا مثل هر موضوع دیگری در ذات انسان ناخودآگاه به دنبال مقصر میگشت، هراسان مثل آّب جوش آمده خروشید!

حال باز گردید به اون گفتگوی اول بحث ... چقدر خوب میبود که ما دعواها را جناحی نمیکردیم و تمرکز رو میذاشتیم رو ترامپ. چقدر خوب میشد که این بی اعتمادی مردم رو دوباره تبدیل به اعتماد میکردیم! میگفتیم دیدید گفتیم آمریکا دشمن ماست؟ دیدید گفتیم نمیشه به آمریکا اعتماد کرد ؟ دیدید ما که همه کار که گفتند رو کردیم و حسن نیتمون رو به همه دنیا نشان دادیم، دیدید آخر چه شد؟

این گفتمان مسلط میتونست اعتماد ضعیف شده قشری از مردمی را که از انتخابات ۸۸ با نظام قهر کرده بودند، دوباره پشت حکومت بیاره و این بی اعتمادی التیام بخش بشه و به قولی آشتی ملی صورت بگیره!و مثل هر ملت عادی در دنیا که در مواجهه با دشمن خارجی با هم متحد میشوند ملت و کشور ایران هم بار دیگر باهم متحد میشد!

نه اینکه کار به جایی برسه که یه عده تو خیابون راه بیوفتن بگن: " اصلاح طلب اصول گرا دیگه تموم ماجرا ! " بله این گفتمان میتونست نجات دهنده خیلی از مشکلات سیاسی و اجتماعی مردم و کشور ایران کنونی باشه!

اما در عوض چه شد؟ جناب آقای دکتر ظریف و حسن روحانی، به عنوان مسئولین مستقیم تنظیم و اجرای توافق برجام که اختیار بی سابقه ای در این حوزه با تابو شکنی های بی سابقه از صحبت تلفنی با رئیس جمهور آمریکا تا قدم زدن با وزیر خارجه آمریکا در دستشان بود (که اگر اول انقلاب کسی همچین چیزی میگفت قطعا اگر اعدام نمیشد حتما دستگیر و محاکمه یا حداقل خلع و اخراج میشد) را انجام دادند!

این افراد پس از شکست برجام چه گفتند؟چه گفتمان مسلطی را با رسانه هایشان جا انداختند؟چطور این حجم از امیدواری سرکوب شده ی طرفداران خود که بهش رای داده بودند و دنبال مقصر میگشتند را پاسخ دادند و قانع کردند؟

آیا گفتند: " مردم ! ما اشتباه کردیم!مردم ما عذرخواهی میکنیم! ما نباید به آمریکا اعتماد میکردیم!مردم ما نیت و قصدمان خیر بود و میخواستیم خوبی و رفاه برای شما فراهم کنیم اما گول خوردیم و شکست خوردیم. مردم ما شما رو که با گنده ترین وعده های زیبا از آینده به پای صندوق های رای آوردیم، این تقصیر آمریکا بود ما تقصیر کار نبودیم! ما کار درست را انجام دادیم اما آمریکا بار دیگر دشمنی خودش را با ما ثابت کرد! مردم بیایید باهم متحد شویم و در مقابل این کمپین فشار حداکثری دشمن بایستیم و بقا پیدا کنیم .... "

آیا از این جنس حرفها و این نوع گفتمان مسلط را برای آرام کردن افکار عمومی و متحد کردن و یکدست کردن مردم و حکومت علیه دشمنی واحد شنیدید؟

خیر! به جاش دائما چه چیزی شنیدید؟

- نذاشتند- ما خواستیم بکنیم نذاشتند - میدان نذاشت - دولت سایه نذاشت- کاسبان تحریم نذاشتند- سپاه نذاشت- حضور ما در سوریه نذاشت- قاسم سلیمانی نذاشت- موشک هوا کردن نذاشت- اونایی که نشستن بقل منقل هی میگن برجام رو آتیش میزنیم نذاشتند- روسیه نذاشت و غیره و غیره و غیره و غیره ...
یعنی عالم و عالم مقصر بودند جز شمایی که مسئول مستقیم تنظیم و اجرای آن بودید؟ اوکی! اصلا شما مقصر نبودید! مگر نه اینکه ترامپ خارج شد؟ پس چرا دیگران خودی را مقصر کردید؟

من کاملا این منطق را قبول دارم که در مواجهه با مشکلات سیاست خارجی اصلا نباید وارد دعواهای داخلی،حزبی جناحی گروهی و شخصی شد و باید با آن مثل هر کشوری در دنیا به شکل یک پروژه ملی نگاه کرددر هر جای دنیا در تصمیمات مهم، حیاتی و بویژه امنیتی سیاست خارجی کشورها تمامی نخبگان متخصص آن حوزه ، موافق و مخالف، گرد هم جمع میشوند، نقد بررسی میکنند و چند سناریو مطلوب را در اختیار سیاستگذار میگذارند تا تصمیم بگیرند و در صورت شکست آن سیاست ، کل آن بدنه نخبگان برای نجات کشور دور هم جمع میشوند تا راه چاره ای در اختیار سیاست گذار بگذارند!

باز برگردیم به گفتگوی اول! بله ما نباید بعد از شکست برجام شخص ظریف را مورد هدف نقد و انتقاد قرار میدادیم و وارد دعواهای حزبی جناحی و شخصی و گروهی میشدیم و باید تمام تمرکز خود را بر ترامپ میگذاشتیم

اما، جناب آقای دکتر ظریف ....

مگر این شما و اطرافیان و همفکران شما نبودید که از ابتدا میگفتید اصولگرایان زبان دنیا را بلد نیستند و ما زبان دنیا را بلدیم؟ چرا وقتی برجام شکست خورد نگفتید انگار ماهم زبان دنیا را بلد نبودیم؟

مگر شما نبودید که قبل از امضای برجام به آقای البرادعی، مدیر وقت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، میگفتید اگر توافق نشود در انتخابات پیش روی ایران، تندروها پیروز میشوند؟

مگر شما نبودید که در جلسه شورای راهبردی و مجلس و هر جا و هر کسی که به "متن" برجام انتقادی میکرد، پاسخی سر بالا میدادید و سینه سپر میکردید و جانانه و همه جوره از دستاورد خود دفاع میکیردید؟

آقای ظریف مگر شما نبودید که میگفتید من خودم خیلی از جاهای برجام را خودم نوشتم؟چطور وقتی شکست خوردید گفتید چرا همه تو کار وزیر خارجه دخالت میکنند؟ حالا یه اشتباهی لحظه آخر شد حواسمون نبود تو ضمیمه نوشتن تعلیق!

مگر به منتقدان خود با پوزخند نمیگفتید شماها حقوق بین‌الملل نخوانده اید! ما قطعنامه سازمان ملل داریم امکان ندارد دنیا اجازه دهد! اگر شما واقعا به دنبال توافقی خوب برای آینده کشور بودید و نه منافع حزب حاکم دولت خود، چرا از منتقدین متن برجام مانند استاد مرحوم من، دکتر ابومحمد عسگرخانی، استقبال نکردید تا شاید به یک توافقی بهتر و محکمتر دستیابید؟

آقای ظریف مگر شما نبودید که میگفتید آمریکا که میتواند با یک دگمه کشور ما را نابود کند چرا باید از ما بترسد؟ آقای ظریف در تمام کشور های دنیا وقتی اسم ارتش کشورشون میاد همه احترام میگذارند. چطور شما به این راحتی اذهان عمومی مردم را به قوه نظامی کشورش بدبین و بی اعتماد کردید؟

آقای ظریف مگر بعد از برجام که قرار بود سایه جنگ را از کشور دور کند، ژنرال سلیمانی ترور نشد؟ مگر بعد از ترور ژنرال سلیمانی، ایران و آمریکا تا مرز یک جنگ کامل تمام عیار پیش نرفتند؟ اگر این قدرت بازدارندگی ما در کشور و در منطقه نبود، چطور آمریکایی که به راحتی به افغانستان و عراق و لیبی حمله کرد، نتونست بعد از حمله ایران به عین الاسد، به ایران حمله نظامی کند؟

بعد شما دوباره با اینکه عالیترین ژنرال کشورت ترور شده بود ، در اون وویس معروف سه ساعته خود گفتید تقصیر میدان بود؟ در کجای دنیا دوگانه ی قوای امنیتی کشور به عنوان ارزشمندترین و گران ترین کالا، با دیپلماسی وجود دارد که شما این دوگانه سازی را بوجود آوردید؟

جناب آقای دکتر ظریف، این خود شما، اطرافیان و همفکران شما بودید که دعواهای حزبی و جناحی را شروع کردید و بحث های حساس امنیتی سیاست خارجی کشور را به کوچه و خیابان کشیدید! این شما بودید که به افزایش دو قطبی سازی ها دامن زدید.

آقای ظریف این شما بودید که اذهان مردمی را که با هزار امید و آرزو آمدند و به شما رای دادند رو به جای اینکه علیه آمریکا و متحد کردن کشور جهت دهی کنید، گفتید نذاشتند، تقصیر فلانی ها بود. این شما بودید که این ذهنیت را در مردم درست کردید که دولت هیچکاره است، وزیر خارجه هیچکاره است. همه چیز از یک جا دیگه هماهنگ میشه.

این شما بودید که این حجم امیدواری مردم را به بی اعتمادی به حکومت تبدیل کردید. این شما بودید که مردم را به این ذهنیت رساندید که رای دادنشان دیگر تفاوتی نمیکند ! بعد از شما بود که شعار های مردم معترض در خیابان از "رای من کو" رسید به " اصلاح طلب، اصولگرا ، دیگه تموم ماجرا" !

آقای ظریف، شما به عنوان وزیر امور خارجه وقت! نه تنها مسئولیت مستقیم تنظیم و اجرای برجام را بر عهده داشتید ، بلکه در افزایش بی اعتماد سازی و دامن زدن به دو قطبی های درون کشور هم مسئولیت دارید!

توجه داشته باشید قصد بنده در این یادداشت اصلا مقصر کردن شخص ظریف در تمام مشکلات کشور نیست! اصلا  من به عنوان پژوهشگر امنیت بین‌الملل، ظریف و امیرعبدالهیان هیچ فرقی برایم ندارد و نگاهم به سیاست خارجی کاملا ساختاری است و اصلا و ابدا خودم را متعلق به هیچ حزب و جناح خاصی جز امنیت و منافع ملی کشورم ایران نمیدانم!

اما خواستم به مناسبت مطلب اخیر دکتر ظریف که باری دیگر خود را از هر مسئولیتی مبارا کرد و تقصیر را انداخت بر نا هماهنگ بودن آرمان و آرزوهای ما با توانایی هایمان! خواستم تذکری دلسوزانه داده باشم که اگر نه تنها نگران سیاست خارجی کشورمون هستیم بلکه نگران اوضاع ملتهب و دو قطبی های خطرناک جامعه نیز هستیم! بدانیم که چه صحبتهایی به اوضاع کنونی کشور ما کمک میکند و چه صحبت هایی با موج سواری بر افکار عامه، بر این دو قطبی های خطرناک جامعه دامن میزند!

جناب ظریف که بعد از این همه سال بازگشتید و عذر خواهی میکنید، باز بابت مسئولیت مستقیم خودتان عذرخواهی نکردید! بلکه به خاطر آن جمله که سالها پیش گفتید "خودمان خواستیم و خودمان انتخاب کردیم" عذر خواهی میکنید؟ هدفتان از این عذرخواهی اکنون چیست؟ باز خودتان را مبرا کنید و دیگران را مقصر کنید؟؟؟
آنان که دنبال آرزوهایمان رفته اند و شکست خورده اند مقصرند؟ اینکه دوباره دوقطبی بین مردم و حکومت را بیشتر کنید؟

این بازی مقصر نمایی چه سود و منفعتی برای شما دارد و چه سود و منفعتی اکنون برای شرایط کنونی کشور و مردم دارد؟ آقای ظریف نمیخواهم فکر کنم قصد خاصی از این دلنوشته پر سر و صدا داشته اید. شما آدم باسواد، دنیا دیده، با تجربه و اتفاقا از شخصیت های امنیتی کشور بوده و هستید و نسبت به شرایط کنونی کشور آگاهید! قصد و نیت واقعی شما از این مطلب پر زرق و برق و عوام فریب اخیر چه بود؟

بنده شخصا، خودم شاگرد دکتر ظریف بوده ام و برای شخص ایشان به عنوان استاد دانشگاه بسیار زیاد احترام قائلم و هرگز مانند خیلی ها به دنبال تخریب شخصیتی ایشون با برچسب زنی های متفاوت، به قول خودشان سازشگر یا خائن، نبوده ام و نیستم و نخواهم بود و هر موقع هر نقدی کردم، نقد بر جایگاه مسئول اجرای سیاست خارجی کشور بوده است و نه شخص خاص، بر مبنای امنیت و منافع ملی ایران، نقدی علمی، مستند ، مستدل و با فکت بوده است و عزیزانی که فعالیت های پژوهشی بنده را دنبال میکنند میدانند که بنده بسیاری از این نقد ها را حتی خیلی تندتر به آقای امیرعبدالهیان، وزیر خارجه کنونی میکنم!

اما آقای ظریف، بزرگترین دستاورد شما در هشت سال، برجام بود که شکستش بزرگترین آسیب را به کشور حتی بیشتر از هشت سال جنگ ایران و عراق زد! آقای ظریف، نحوه توجیه این شکست از طرف شما، باز به بی اعتمادی مردم به حکومت و دو قطبی سازی ها دامن زد که شاید نتیجه اش را در تحریم انتخابات ۱۴۰۰ و حتی در ناآرامی های پاییز ۱۴۰۱ دیدیم!

آقای ظریف چرا الان نقش چهره مظلوم و شاعر ادبی و منتقد را بازی میکنید؟ آقای ظریف میدانید که اگر ما در کشوری بودیم که یک قوه قضایی مستقلی داشت، در کنار خیلی از چهره های دیگر، چه اصلاح طلب چه اصولگرا، در دادگاه محاکمه میشدید؟؟

آقای ظریف من شما را خائن نمیدونم. رهبری هم همیشه با وجود تمام هجمه ها از شما حمایت و دفاع کردند.اما آقای ظریف شما در آن وویس سه ساعته معروف با افتخار اعتراف کردید که " من آرمان گرا هستم / من ایده آلیست هستم / من رئالیسم را قبول ندارم "

آقای ظریف شما با این ایده آلیستی بودن خود و رئالیست نبودن نسبت به واقعیت های بین‌المللی، خسارات سنگینی را به کشور ناخواسته تحمیل کردید!

جناب آقای ظریف، این دیدگاه ایده الیستی شما بود که سبب شد هم در داخل مورد این همه هجمه و انتقاد قرار بگیرید و هم در خارج از سوی کشوری که با وزیر خارجه اش که با افتخار میگفتید دوست هستیم و ارتباط قدیمی شخصی و تلفنی داشتید، تحریم شدید!

آقای ظریف شما که محصول تحصیل در آمریکا و کار در سازمان ملل در دهه ۹۰ میلادی، عصر رومانتیک هژمونی آمریکا و رویای دنیای لیبرالیسم و رسیدن به دهکده جهانی هستید، مانند همان عکس پست اخیر اینستاگرام خود، هنوز در روی ابرها و در آسمان ها و در رویاها پرواز میکنید! آقای ظریف عزیز لطفا پاهای خود را بر زمین بگذارید و با واقعیات تلخ دنیای واقعی رو به رو شوید!

آقای ظریف شما که مخالف رئالیسم بودید اکنون از هماهنگ بودن آرزوهایمان با توانایی هایمان میگویید؟ از قرارداد ترکمنچای میگویید؟ آیا این گفتمان همان گفتمان بنی صدر اول جنگ با عراق نیست که میگفت ما زورمون نمیرسه خاک خودمون رو بدیم به صدام بره؟ یعنی منظورتون اینه که شما در برجام همچون ترکمنچای بیش از این زور نداشتی ؟

ایرانی که از پس یک جنگ ۸ ساله با صدام که تمام دنیا ازش حمایت میکرد بر آمده!  ایرانی که از پس کمپین حداکثری فشار های بی سابقه ترامپ برآمده! ایرانی که در تمام جنگ های نیابتی منطقه با عربستان و ترکیه و اسرائیل و داعش در عراق و سوریه و یمن و افغانستان بر آمده!

ایرانی که برای اولین بار در تاریخ تمامیت ارضی خودش رو حفظ کرده و یک سانت از خاکش رو نداده! ایرانی که عمق استراتژیکش در خاورمیانه برای اولین بار بعد از هخامنشیان به مدیترانه رسیده!  ایرانی که برای اولین بار در تاریخ با وجود تحریم های گسترده تسلیحاتی تبدیل به صادر کننده تسلیحات در دنیا شده!  ایرانی که یک روزی نمیتونست سیم خاردار وارد کنه الان موشک هایپر سونیک میسازه، این ایران!

ایرانی که زمانی از انزوایش در دنیا صحبت میکردند، اکنون متحد ابرقدرتهای حدید یعنی چین و روسیه شده و کشورهای منطقه مثل عربستان سعودی که دشمنان قدیمش بودند اکنون باهاش دوست شده اند! ایرانی که اکنون کشورهای حاشیه خلیج فارس تک تک دارند از ائتلاف آمریکا خارج میشند و وارد ائتلاف نظامی مشترک با ایران برای امنیت خلیج فارس و تنگه هرمز میشوند!

این ایران! ایرانی با وجود صدها مشکلات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و نارضایتی های داخلی هنوز بقا پیدا کرده!  این ایران توانایی هایش با آرزوهایش همسو نیست؟ این ایران الان باید بده بره؟ حالا الان که شما سر کار نیستی نگران ترکمنچای های آینده شدی؟ آقای ظریف این گفتمان بدیم بره که پشت مضمون مطالب شما پنهان شده ، ریشه در همان آیده اایستی بودن شما دارد، حالا اکنون برای ما دم از هماهنگ بودن توانایی ها با آرزوها نزنید!

ایران قبل از امضای برجام هم به لحاظ توانایی هسته ای، هم به لحاظ توانایی اقتصادی هم لحاظ مشروعیت سیاسی و اجتماعی چه در داخل و چه در خارج به مراتب از موقعیت بهتری برخوردار بود تا الان! شما با این توانایی ها در تنظیم و اجرای برجام چه کردید؟ شما با این توانایی ها چرا رفتید ترکمنچای امضا کردید!؟ نه آقای ظریف ! با سازه انگاری از واقعیت ذهن مسموم مردم را از اینی که هست مسمومتر نکنید!

اما نکته اصلی این است که ادامه این صحبت ها ، این مقصر نمایی ها و این دو قطبی سازی ها در این دوران حساس کشور هیچ فایده ای که ندارد که هیچ بلکه باز بر زخم های التیام نیافته نمک میپاشد. اکنون راهی جز پیدا کردن دارو و دوایی برای التیام این زخم های کهنه و عمیق نداریم، اکنون فقط باید از اشتباهات گذشته درس بگیریم نه اینکه با توجیه سازه انگارانه از گذشته کشور را دوباره در معرض خطر قرار دهیم. اکنون راهی جز کمک کردن به بهتر شدن اوضاع کشور نداریم. راهی جز امید به آینده حتی خیلی کم نداریم. اگر قصد تخریب نداریم و بلکه قصد ساختن کشور عزیزمون ایران را داریم. بسم الله...در غیر این صورت ...باشد که رستگار شویم.

نویسنده: ابوالفضل بازرگان، دکترای روابط بین‌الملل از دانشگاه تهران و کارشناس امنیت ملی

عطنا را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام                                              تلگرام

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* :
* نظر:
هنر و فرهنگ1
فحش دادن بخشی از ابزار کار و سنت ماست!
حمایت بی‌شرمانه شاهین نجفی از فحاشی و توهین عناصر ضدانقلاب به مردم ایران:

فحش دادن بخشی از ابزار کار و سنت ماست!

شاهین نجفی خواننده هتاک، فحش دادن را بخشی از ابزار کار خود و از سنت‌های خود و عناصر ضد انقلاب دانست و خواست که مردم فحاشی کردن را به عنوان بخشی از فرهنگ و سنت‌های خود بپذیرند!!
هنر و فرهنگ2
دروازه‌بانی، تاثیر مستقیمی بر برداشت ما از واقعیت‌های اجتماعی دارد
معرفی کتاب: "دروازه بانی"، اثر پاملا شومیکر، ترجمه دکتر حسین افخمی:

دروازه‌بانی، تاثیر مستقیمی بر برداشت ما از واقعیت‌های اجتماعی دارد

بنابر نظر پاملا شومیکر، استعاره "دروازه‌بانی" را می‌توان برای هرموقعیت تصمیم گیری و با هرمیزان اطلاعات به کار برد؛ چه این انتقال از طریق کانال‌های جمعی و چه از طریق کانال های بین‌فردی باشد.
پر بازدیدها
آخرین اخبار