۲۷ شهريور ۱۴۰۱ ۱۰:۵۵
کد خبر: ۳۰۴۲۰۲

عطنا - در شرایطی که کشور با چالش های مهم اقتصادی، امنیتی و سیاسی در داخل و در مواجهه با برخی همسایگان زیاده خواه مواجه است، بی توجهی به ضرورت مدیریت رسانه ای صحیح رویدادهای اجتماعی هزینه‌های سنگینی به کشور تحمیل کرده و سرمایه اجتماعی نظام جمهوری اسلامی را به چالش می کشد.

دختری به نام مهسا امینی به علت حجاب و پوشش نامناسب از سوی گشت ارشاد نیروی انتظامی به مقر پلیس امنیت اخلاقی تهران منتقل شده و ناگهان خبر به کما رفتن و سپس درگذشت او به علت مرگ مغزی منتشر می شود. در ابتدا و در زمانی که این دختر به کما رفته، دستگاه های مرتبط با موضوع مانند نیروی انتظامی، وزارت کشور و دستگاه های اطلاعاتی تمام ظرفیت خود را متوجه مدیریت راهپیمایی اربعین و تحرکات مشکوک ترکیه و جمهوری آذربایجان در مرزهای شمال شرقی کشور کرده اند تا نوار مرزی ایران و ارمنستان به اشغال رژیم علیف درنیاید.

از سوی دیگر مانند اکثر اوقات، اهمیت ماجرا و امکان تبدیل آن به یک سیل بنیان کن و مخدوش کننده اعتماد عمومی به جمهوری اسلامی به موقع درک نمی شود. لذا سکوت و اظهارات سنتی، غیرخلاقانه و بعضا زننده و موهن توسط برخی کاربران تنها واکنش هایی است که در برابر سیل انتقادها و اعتراض ها به این رویداد در فضای مجازی شکل می گیرد. باید توجه کرد که انتشار فیلم هایی از برخوردهای تند و همراه با اعمال خشونت گشت ارشاد در ماه های اخیر در اینترنت و واکنش دیرهنگام و انفعالی نیروی انتظامی و وزارت کشور پذیرش ادعای ضرب و شتم مرحوم امینی را برای بسیاری از مردم ساده تر کرده است.

در همین حال عکس ها و مصاحبه های بستگان و اعضای خانواده مرحوم مهسا امینی که بدیهی است از آنچه برای دخترشان رخ داده عصبانی باشند، در فضای مجازی منتشر می شود. مردم عصبانی تر شده و برخی پزشکان با مشاهده عکس های منتشر شده، حدس هایی در مورد اعمال خشونت بر علیه این دختر توسط پلیس، شکستگی قاعده جمجمه وی و غیره می زنند که باعث فوران خشم عمومی می شود و در این شرایط رسانه های داخلی منفعل بوده یا به بازنشر خشم عمومی می پردازند و منابع رسمی و مسئول نیز اصرار دارند به سکوت مخرب خود ادامه دهند. همچنین برخی چهره های سیاسی و فعالان مدنی نیز که انتظار می رود با احتیاط بیشتر و با توجه به منافع ملی و شرایط خطیر کشور در این زمینه با متانت و احتیاط بیشتر اظهار نظر کنند گوی سبقت را در زمینه فحاشی به جمهوری اسلامی و ارکان آن از مردم عادی می ربایند؛ انگار نه انگار که برخی از آنها تا چندی قبل و چه بسا در حال حاضر در این کشور مسئولیت دارند و خود باید پاسخگوی شرایط فعلی ایران باشند!

سرانجام در عصر روز جمعه و با تاخیر فراوان و در شرایطی که مدیریت فضای رسانه ای این رویداد تا حد بسیار زیادی از دست رسانه های داخلی خارج شده و هدایت افکار عمومی از سوی رسانه های معاند ضدایرانی انجام می شود، نیروی انتظامی فیلمی را منتشر می کند که نشان می دهد مرحومه با هیچ لمس فیزیکی مواجه نبوده و با توجه به سابقه ابتلا به صرع و بیماری قبلی در کودکی به علت استرس و فشار ناگهانی به کما رفته است. پزشکی که اولین گمانه زنی ها در مورد شکستگی جمجمه مهسا امینی به علت ضرب و جرح را در توئیتر خود منتشر کرده بود نیز پیام خود را پاک می کند.

پس از انتشار این ویدئو صدا و سیما و سایر رسانه ها ناگهان از خواب بیدار شده و تلاش می کنند فضای رسانه‌ای کشور و افکار عمومی را که چند روز در معرض تاخت و تاز بی بی سی فارسی، من و تو، ایران اینترنشنال و سایر تروریست رسانه های وابسته به آمریکا، انگلیس و عربستان سعودی بوده اند، مدیریت کنند. این در حالی است که در دنیای رسانه برنده کسی است که با سرعت و خلاقیت بیشتر روایت خود از یک رویداد را شکل داده و به افکار عمومی بقبولاند و با این تاخیر و سردرگمی در داخل کشور یک شکست تلخ دیگر در زمینه مدیریت اذهان مردم رقم می خورد.

با توجه به کرد بودن مرحومه، برخی رسانه های تجزیه طلب خارج از کشور برای تحریک احساسات مردم در نقاط کرد نشین کشور وارد عمل می شوند و با ایجاد ناآرامی در برخی شهرها به خصوص سقز زادگاه مهسا امینی و درگیری های رخ داده هزینه اجتماعی و سیاسی دیگری به نظام جمهوری اسلامی تحمیل می شود.

یک نکته بسیار جالب توجه، همزمانی عمدی یا غیرعمدی این رویداد با انتشار شایعات رسانه های خارجی در مورد بیماری مقام معظم رهبری است. این شایعات با انتشار تایید گونه آن از سوی نیویورک تایمز در روز جمعه و همزمان با انفجار خشم عمومی به علت مرگ تاثرآفرین مرحوم مهسا امینی به اوج می رسد. به نظر می رسد آمریکا و متحدانش قصد دارند این تصور را در افکار عمومی برخی ایرانیان ایجاد کنند که زمان برای آشوب و ایجاد درگیری خیابانی به منظور سرنگونی نظام مناسب است. زیرا سلامت مقام معظم رهبری به خطر افتاده، بحران جانشینی شکل خواهد گرفت و با توجه به چالش های ناشی از این تحول می توان به خیابان ریخت و نظام را ساقط کرد! سومدیریت رسانه ای ماجرای مهسا امینی نیز مانند بنزینی است که می تواند افراد خشمگین بیشتری را به خیابان بکشاند.

با این حال حضور رسانه‌ای رهبر معظم انقلاب در روز شنبه و انتشار عکس ها و فیلم های آن و سخنرانی ایستاده ایشان در جمع حضار که تاکنون کمتر سابقه داشته، نشان می دهد شایعات مرتبط با سلامتی ایشان بی مورد است و نیویورک تایمز هم مانند رویترز اعتبار رسانه ای خود را با انتشار چنین خبر بی اساس و دروغینی در مورد ایران برای همیشه از دست می دهد. در نهایت آتش تهیه دشمنان ایران برای ایجاد درگیری و خرابکاری در داخل کشور هم سرد می شود. اما آسیب و خسارتی که به افکار عمومی وارد شده، به آسانی جبران نمی شود.

متاسفانه فقدان یک مرکز واحد تصمیم گیری و سیاست گذاری رسانه ای که بتواند در زمان وقوع رویدادهایی از این دست مدیریت افکار عمومی را به سرعت و به شکلی خلاقانه با انتشار اخبار صحیح و واقعی در دست بگیرد و جلوی بازنشر مکرر شایعات را بگیرد به شدت احساس می شود. موازی کاری و احساس استقلال نهادهای مختلف، ترس از توبیخ و توهین در صورت پیشتازی، عدم استفاده از روش های خلاقانه و نیز بی توجهی به ظرائف مدیریت افکار عمومی در عصر حاکمیت و پیشتازی شبکه های اجتماعی هزینه های سنگینی را به نظام تحمیل می کند که شاید باعث شود کشور در آینده ای نه چندان دور در این زمینه به نقطه غیرقابل بازگشت برسد و مرجعیت رسانه ای مردم ایران چنان تغییر کند که در صورت وقوع رویدادهایی همچون جنگ و درگیری نظامی لطمات غیرقابل جبرانی به کشور با دستکاری افکار عمومی و ایجاد حس یاس و بی عملی در مردم ایجاد شود.

ضعف و ناتوانی نهادهای فرهنگی و اجتماعی کشور در زمینه تهیه و اعمال سیاست های حجاب و عفاف، بار اجرای این سیاست ها را تنها به دوش نیروی انتظامی به عنوان ضابط قضایی انداخته و تحمل این فشار برای این نیرو که هم اکنون با بحران تشدید انواع دزدی و مزاحمت ها و درگیری های اوباش خیابانی به علت افزایش مشکلات اقتصادی مواجه است، بسیار دشوار است. از سویی این نقد جدی به نیروی انتظامی وارد است که با توجه به اطلاع از سوابق پزشکی مهسا امینی و با عنایت به سابقه رویدادهای مشابه در گذشته، چرا نتوانسته جلوی شکل گیری این بحران را بگیرد و بعد از وقوع خطای اول از تغذیه سریع رسانه های کشور خودداری کرده است.مشخص نیست چرا نیروی انتظامی علاقه ای به اصلاح و تغییر روند فعالیت گشت ارشاد یا افزایش استفاده از نظرات کارشناسان و متخصصان در این زمینه و به خصوص صاحب نظران حوزه علوم انسانی ندارد؟

در پایان امید می رود نهادهای مسئول انتظامی، امنیتی، سیاسی و فرهنگی از آنچه در یک هفته اخیر روی داد درس عبرت بگیرند، رسیدگی به این پرونده تلخ و تاسف بار را مشمول مرور زمان نکنند، با اعتماد بیشتر به رسانه های داخلی و پاسخگویی سریع و خلاقانه دست خبرنگاران و روزنامه نگاران را برای مدیریت افکار عمومی داخلی بازتر بگذارند و برای ایجاد یک مرکز واحد تصمیم گیری و سیاست گذاری رسانه ای و افزایش هماهنگی داخلی در این زمینه به سرعت اقدام کنند. به طور قطع فتنه های بعدی در راه هستند و مدیران خسته، ترسو، بی روحیه، بی اعتقاد و بی اطلاع از اهمیت و توان تاثیرگذاری رسانه ها و شبکه های اجتماعی نمی توانند به موقع برای حل مشکلات اقدام کنند.
 
 نویسنده: دکتر احسان موحدیان

عطنا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:

اینستاگرام                                              تلگرام

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* captcha:
* نظر:
هنر و فرهنگ1
مراسم آشنایی با جشن سال نوی چینی، در دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد
به همت انجمن علمی زبان چینی و مرکز تحقیقات چین،

مراسم آشنایی با جشن سال نوی چینی، در دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد

مراسم آشنایی با جشن سال نوی چینی، با هدف توجه به پیوندهای فرهنگی ایران و چین، در ایام جشن نوروز و جشن سال نو در چین، در دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد.
پر بازدیدها
آخرین اخبار