در نشست «فتوژورنالیسم؛ قاب‌بندی یا ثبت حقیقت» در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی مطرح شد:

عکاسی و فتوژورنالیسم صرفاً ثبت مکانیکی واقعیت نیست/ انتخاب و عدم انتخاب قاب‌ها

۰۱ تیر ۱۴۰۵ | ۲۲:۵۶ کد : ۲۲۳۲۹ اخبار عمومی صفحه نخست
تعداد بازدید:۴۸
در نشست «فتوژورنالیسم؛ قاب‌بندی یا ثبت حقیقت» که به بهانه انتشار کتاب «فتوژورنالیسم انتقادی؛ اخلاق و رویه‌های معاصر» در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد، سه سخنران بر این نکته مشترک تأکید کردند که عکاسی و فتوژورنالیسم صرفاً ثبت مکانیکی واقعیت نیست، بلکه فرایندی مبتنی بر انتخاب، قاب‌بندی و بازنمایی است که در آن نگاه عکاس نقش تعیین‌کننده دارد. همچنین آنان مرز میان واقعیت، تفسیر و ساخت تصویر را مسئله‌مند و همواره محل چالش‌های اخلاقی و نظری دانستند.
عکاسی و فتوژورنالیسم صرفاً ثبت مکانیکی واقعیت نیست/ انتخاب و عدم انتخاب قاب‌ها

آیدا آستانی: این نشست که روز سه‌شنبه ۲۶ خرداد و به همت انجمن‌های علمی مدیریت رسانه و مطالعات ارتباطی برگزار شد، با سخنرانی بهارک محمودی، عضو هیئت علمی گروه روزنامه‌نگاری و مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی، شهاب‌الدین عادل، عکاس، مستندساز و عضو هیئت علمی دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر و محمدمهدی مولایی، دانشیار گروه روزنامه‌نگاری و مدیریت رسانه دانشگاه علامه طباطبائی و با حضور دانشجویان همراه بود. در این برنامه، محمودی و مولایی به معرفی کتاب پرداختند و سپس شهاب‌الدین عادل به بررسی ماهیت فتوژورنالیسم و نسبت آن با واقعیت، زیبایی‌شناسی و اخلاق در عکاسی پرداخت. او تأکید کرد که عکاسی خبری در عمل حرفه‌ای، همواره میان ثبت واقعیت، انتخاب‌های زیبایی‌شناختی و محدودیت‌های اخلاقی در نوسان است.

انتخاب و عدم انتخاب قاب‌ها

بهارک محمودی در ابتدای صحبت‌هایش به مسئله امتناع و انتخاب اشاره کرد و گفت: «من همیشه به دانشجوها می‌گویم در تصویربرداری، در قاب و اساساً در جهان بازنمایی، انتخاب یک قاب به معنای انتخاب نشدن هزاران قاب دیگر است. بنابراین وقتی دوربین یا حتی تلفن همراه را به دست می‌گیریم و تصمیم به عکاسی می‌گیریم، یا حتی پیش از آن، زمانی که بوم نقاشی را مقابلمان می‌گذاریم و تصمیم می‌گیریم از منظره‌ای، چهره‌ای یا بخشی از طبیعت نقاشی کنیم، آنچه اهمیت پیدا می‌کند زاویه دید ما و قابی است که انتخاب می‌کنیم.»

او در ادامه و با اشاره به کتاب «فتوژورنالیسم انتقادی: اخلاق و رویه‌های معاصر»، گفت: «این انتخاب قاب تا زمانی که در عرصه هنر قرار داریم، شاید چندان چالش‌برانگیز نباشد. همان‌طور که یکی از مباحث مطرح‌شده در کتاب نیز نشان می‌دهد، برخی عکاسانی که تمایل داشتند بدون محدودیت قواعد رایج عکاسی کنند، ترجیح می‌دادند خود را نه عکاس، بلکه هنرمند بنامند. در عرصه هنر، برای هنرمند در انتخاب و عدم انتخاب قاب‌ها الزام و قاعده قطعی وجود ندارد.»

محمودی گفت: «اما اهمیت این مسئله از جایی آغاز می‌شود که پای خبر، زندگی اجتماعی و ژورنالیسم به میان می‌آید. در اینجا انتخاب یک قاب، به دلیل کنار گذاشتن صدها و هزاران قاب دیگر، به مسئله‌ای مهم، چالش‌برانگیز و عمیقاً اخلاقی تبدیل می‌شود.»

او در ادامه با اشاره به محورهای اصلی کتاب گفت: «از همین نقطه است که گره مرکزی کتاب شکل می‌گیرد؛ تلاش برای پاسخ به پرسش‌هایی بنیادین مانند مسئله عینیت، نسبت ما با واقعیت، امکان یا عدم امکان وجود واقعیت بیرونی، نحوه دسترسی به آن، میزان خدشه‌پذیری این دسترسی و نسبت آن با زبان و تصویر.»

معاون پژوهشی دانشکده علوم ارتباطات در پایان تأکید کرد: «این‌ها پرسش‌هایی هستند که همچنان محل مناقشه‌اند و شاید بتوان گفت فیلسوفان نیز پاسخ قطعی برای آن‌ها نیافته‌اند. حتی در روزنامه‌نگاری امروز نیز دیگر نمی‌توان به‌سادگی از وفاداری کامل به عینیت سخن گفت؛ چراکه ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن با واقعیت‌های برساخته‌شده تصویری مواجه هستیم و این، چالش اصلی کتاب است.»

رویکرد انتقادی، تحولات تکنولوژیک

محمدمهدی مولایی در ابتدای سخنان خود با اشاره به کتاب «فتوژورنالیسم انتقادی»، گفت: «این کتاب از دو جنبه برای من قابل توجه بود؛ نخست رویکرد انتقادی آن که تلاش می‌کند نگاه پسااستعماری را به زبان عکاسی پیوند بزند و دوم، پرداختن به تحولات تکنولوژیک به‌ویژه در حوزه عکاسی رایانشی و تأثیر هوش مصنوعی و الگوریتم‌ها بر آینده عکاسی.»

او با اشاره به نقاط برجسته کتاب گفت: «یکی از نقاط برجسته کتاب، پیوند دادن این دو حوزه است؛ به‌گونه‌ای که هرچه تشخیص میان عکس واقعی و تصویر تولیدشده با هوش مصنوعی دشوارتر می‌شود، این پرسش پررنگ‌تر می‌شود که در آینده چه چیزی یک عکاس را «عکاس» تعریف می‌کند. از همین‌جا دوباره بحث اخلاق در فتوژورنالیسم و جنبه انسانی این حرفه اهمیت پیدا می‌کند.»

عکاسی و مسائل اخلاقی و حقوقی آن

مولایی با اشاره به ساختار کتاب ادامه داد: «این اثر در ده فصل تنظیم شده و پس از مقدمه، به موضوع اخلاق و حقوق عکاسی در نقاط مختلف جهان می‌پردازد؛ از جمله اینکه آیا عکاسی از افراد در فضای عمومی بدون اجازه آن‌ها مجاز است یا خیر، و اینکه چگونه این مسئله در کشورهای مختلف از نظر حقوقی و اخلاقی متفاوت است.»

او گفت: «یکی از موضوعات مغفول در روزنامه‌نگاری، مسئله تروما یا آسیب روانی است که این کتاب به آن توجه ویژه‌ای دارد. اینکه فتوژورنالیست چگونه با موقعیت‌های آسیب‌زا مواجه می‌شود، چگونه از خود مراقبت می‌کند و چگونه می‌تواند نسبت به افراد حاضر در صحنه مسئولانه رفتار کند.»

واژه‌گذاری منجر به شکل گیری فاصله عاطفی می‌شود!

محمدمهدی مولایی با تأکید بر اهمیت زبان در فتوژورنالیسم گفت: «نویسندگان کتاب به‌جای واژه «سوژه» از تعابیری استفاده می‌کنند که فاصله میان عکاس و انسان‌های درون تصویر را کاهش دهد و امکان همدلی را تقویت کند، زیرا به باور آن‌ها واژه‌گذاری می‌تواند به شکل‌گیری فاصله عاطفی منجر شود.»

مولایی همچنین به فصل‌های مختلف کتاب اشاره کرد و گفت: «کتاب درباره پرتره، عکاسی ورزشی، داستان‌سرایی تصویری و کپشن‌نویسی نیز مباحث مهمی مطرح می‌کند و نشان می‌دهد چگونه استانداردهای جهانی در این حوزه‌ها با شرایط فعلی ما فاصله دارند. به‌عنوان مثال، در بسیاری از رویدادهای ورزشی، تصاویر همزمان با ثبت، به‌صورت آنلاین برای رسانه‌ها ارسال و بلافاصله منتشر می‌شوند.»

او در ادامه گفت: «در دو فصل پایانی نیز به موضوعاتی مانند کسب‌وکار عکاسی، قراردادهای حرفه‌ای و مهارت‌های مورد نیاز عکاسان فریلنس پرداخته شده است؛ موضوعاتی که نشان می‌دهد عکاس صرفاً یک هنرمند نیست، بلکه در یک ساختار حرفه‌ای و رسانه‌ای فعالیت می‌کند.»

مولایی در پایان با اشاره به مفاهیم نظری کتاب گفت: «یکی از بحث‌های مهم، مسئله عینیت در روزنامه‌نگاری است؛ مفهومی که سال‌ها به‌عنوان اصل حرفه‌ای آموزش داده شده اما در سال‌های اخیر با چالش‌های جدی مواجه شده است. همچنین کتاب به مفهوم «چرخش عاطفی» اشاره می‌کند و این ایده را مطرح می‌سازد که در آینده، در کنار فناوری‌های پیشرفته، شاید مهم‌ترین ظرفیت انسانی روزنامه‌نگار توانایی همدلی باشد.»

او تأکید کرد: «از همین منظر، نویسندگان پیشنهاد می‌کنند زبان فتوژورنالیسم نیز بازنگری شود تا به جای فاصله‌گذاری، امکان همدلی بیشتری میان مخاطب و انسان‌های حاضر در تصویر ایجاد کند.»

پیوند عکاسی و مفهوم زیبایی

شهاب‌الدین عادل، عضو هیئت علمی دانشکده سینما تئاتر دانشکده هنر، با اشاره به پیوند عکاسی و مفهوم زیبایی گفت: «بخشی از عکاسی با مفهوم زیبایی گره خورده است و اساساً در هنر نیز زیبایی یکی از مؤلفه‌های اصلی محسوب می‌شود. بنابراین از همان آغاز شکل‌گیری این رسانه، نگاه زیبایی‌شناختی در آن وجود داشته است.»

بازتاب رویکرد نویسنده

او با اشاره به کتاب معرفی‌شده در نشست گفت: «این‌گونه آثار معمولاً بازتاب‌دهنده رویکرد نویسندگان خود هستند و اغلب بر دیدگاه‌های نظری و آکادمیک تکیه دارند، در حالی که در بسیاری موارد، کنش‌های عملی و تجربه زیسته عکاسی کمتر در آن‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد.»

عادل در ادامه مثالی را برای صحبت‌هایش مطرح کرد و گفتک «در بحث نسبت فناوری و عکاسی، با گذار از عکاسی آنالوگ به دیجیتال، این تصور شکل گرفت که امکان تولید تصویر بدون ثبت مستقیم و مکانیکی نیز فراهم شده است؛ موضوعی که با گسترش فناوری‌هایی مانند هوش مصنوعی و ابزارهای رایانشی از دهه‌های پایانی قرن بیستم وارد ادبیات این حوزه شد.»

مباحث آکادمیک الزاما راهنمای مستقیم نیستند

او در ادامه گفت: «در نتیجه، هنگام ورود به عرصه حرفه‌ای و بازار کار، نمی‌توان صرفاً به پیش‌فرض‌های نظری اتکا کرد، زیرا در عمل بسیاری از قواعد دستخوش تغییر می‌شوند و مباحث آکادمیک الزاماً راهنمای مستقیم کنش حرفه‌ای نیستند.»

انتخاب قاب، عکاسی و گسترش فناوری

این استاد دانشگاه با بیان اینکه «عکاسی یعنی انتخاب و امتناع» گفت: «عکاس در واقع از میان وسعت جهان، بخشی را در قاب انتخاب می‌کند و بخش‌های دیگر را کنار می‌گذارد. همین انتخاب در عکاسی معاصر، به‌دلیل گسترش فناوری‌های ثبت تصویر، با مجموعه‌ای از ملاحظات اخلاقی و حقوقی همراه شده است.»

او با اشاره به مفهوم فتوژورنالیسم گفت: «فتوژورنالیسم صرفاً عکاسی خبری یا گزارشی نیست، بلکه نوعی روایت و سند بصری از رویدادهای اجتماعی، سیاسی و انسانی است. ثبت چهره یک فرد به‌تنهایی به معنای فتوژورنالیسم نیست، بلکه این حوزه بر روایت‌گری و مستندسازی وقایع استوار است.»

فتوژورنالیسم؛ تعریف و کارکرد آن

عادل در ادامه صحبت‌هایش گفت: «فتوژورنالیسم در ساده‌ترین تعریف، تلاش برای ثبت و انتقال رویدادهای مهم اجتماعی از طریق تصویر است؛ از جنگ و مهاجرت گرفته تا رویدادهای سیاسی، ورزشی و فرهنگی. این تصاویر بعدها به منابعی برای رسانه‌ها تبدیل می‌شوند.»

او با اشاره به یکی از تصاویر تأثیرگذار سال‌های اخیر، گفت: «تصویر پیکر بی‌جان کودکی در سواحل مدیترانه نمونه‌ای از عکس‌هایی است که صرفاً یک ثبت بصری نیست، بلکه حامل یک روایت جهانی و اثرگذار است.»

شهاب‌الدین عادل گفت: «در تاریخ فتوژورنالیسم همواره درباره نسبت تصویر و متن اختلاف نظر وجود داشته است؛ برخی معتقدند عکس باید به‌تنهایی گویا باشد و برخی دیگر نقش متن و توضیح را در تکمیل معنا ضروری می‌دانند. این مسئله حتی در شیوه ارائه آثار در نمایشگاه‌ها نیز مطرح است.»

او با اشاره به گونه‌های مختلف تصویر گفت: «به‌طور کلی می‌توان از سه نوع تصویر سخن گفت؛ تصویر رئال که مبتنی بر واقعیت بیرونی است، تصویر انتزاعی که بخشی از واقعیت را برای رسیدن به کل نشان می‌دهد، و تصویر تجریدی که حاصل ذهن و تخیل هنرمند است. فتوژورنالیسم عمدتاً بر تصویر رئال استوار است و از این منظر نوعی عکاسی اجتماعی محسوب می‌شود.»

تحول فناوری و نام‌آوران این عرصه

این استاد دانشگاه با مرور تاریخ فتوژورنالیسم گفت: «تحولات فناوری نقش مهمی در توسعه این حوزه داشته‌اند. از آثار اولیه عکاسی شهری تا ظهور عکاسانی مانند اوژن آتژه که زندگی شهری پاریس را مستند کردند، و سپس گسترش این جریان در آمریکا و اروپا، فتوژورنالیسم به‌تدریج به یک رسانه قدرتمند تبدیل شد.»

او ادامه داد و گفت: «در ادامه، عکاسانی مانند متیو برادی و رابرت فنتون در ثبت جنگ‌ها نقش مهمی ایفا کردند و آثارشان امروز علاوه بر ارزش هنری، اسناد تاریخی نیز محسوب می‌شوند. همچنین با ظهور دوربین‌های سبک‌تر و سریع‌تر، امکان ثبت لحظه‌های حساس در میدان‌های خبری افزایش یافت.»

آژانس‌های عکاسی

عادل با اشاره به نقش آژانس‌های عکاسی گفت: «شکل‌گیری نهادهایی مانند مگنوم، جایگاه حرفه‌ای عکاسان را تغییر داد و امکان حفظ مالکیت آثار و استقلال حرفه‌ای بیشتری را برای آنان فراهم کرد.»

او در ادامه گفت: «در دهه‌های بعد، عکاسانی چون هانری کارتیه برسون، دوروتیا لنگ و رابرت کاپا مسیر فتوژورنالیسم را دگرگون کردند. تصاویر آن‌ها، از جمله «مادر مهاجر»، به نمادهایی از تاریخ اجتماعی و بحران‌های انسانی تبدیل شده‌اند.»

تحولات معاصر فتوژورنالیسم

این استاد دانشگاه با اشاره به تحولات معاصر گفت: «از دهه ۱۹۶۰ به بعد، با افزایش بحران‌ها و جنگ‌ها در نقاط مختلف جهان، فتوژورنالیسم نقش پررنگ‌تری در ثبت رویدادهای جهانی پیدا کرد و عکاسان در بسیاری از این رویدادها حضور مستقیم داشتند، هرچند این حضور گاه با خطرات جدی همراه بود.»

او گفت: «بسیاری از این تصاویر بعدها نه‌تنها در رسانه‌ها، بلکه در فرآیندهای حقوقی و حقیقت‌یابی نیز مورد استفاده قرار گرفتند و به اسناد تاریخی تبدیل شدند.»

عادل در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش عکاسی در ایران گفت: «تصاویر مربوط به جنگ و رخدادهایی مانند حمله شیمیایی حلبچه نیز نشان دادند که عکس می‌تواند به ابزاری برای ثبت حافظه جمعی و انتقال تجربه‌های انسانی تبدیل شود.»

او در ادامه به الزامات حرفه‌ای فتوژورنالیسم اشاره کرد و گفت: «عکاس خبری باید علاوه بر مهارت فنی، توانایی ارتباط‌گیری، شناخت فرهنگی و آمادگی برای مواجهه با موقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی را داشته باشد. در بسیاری از موارد، سرعت عمل در ثبت لحظه تعیین‌کننده است.»

انتخاب و امتناع، نتیجه یک تصمیم آگاهانه

عادل تأکید کرد: «فتوژورنالیسم همواره با مفهوم انتخاب و امتناع همراه است و هر قاب تصویری نتیجه یک تصمیم آگاهانه است. این انتخاب‌ها تنها فنی نیستند، بلکه معنایی و اخلاقی نیز هستند.»

او در پایان گفت: «فتوژورنالیسم را می‌توان نوعی روایت تصویری از واقعیت دانست که علاوه بر ثبت رویدادها، می‌تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد و به افزایش آگاهی اجتماعی کمک کند. از این رو، این حوزه نیازمند دقت، مسئولیت‌پذیری و درک عمیق از واقعیت‌های پیرامونی است.»

کلیدواژه‌ها: فتوژورنالیسم دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی دانشکده علوم ارتباطات عکاسی قاب‌بندی ثبت حقیقت شهاب‌الدین عادل بهارک محمودی محمدمهدی مولایی فتوژورنالیسم انتقادی؛ اخلاق و رویه‌های معاصر


اخبار مرتبط


نظر شما :