فرشاد مومنی در اولین رویداد ملی «اقتصاد ایران در سایه جنگ» بیان کرد؛

کسری بودجه‌ای که معطوف به ارتقای شاخص‌های توسعه انسانی شود، اصلا هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است/ شوک‌درمانی یعنی افزایش بی‌ثباتی

۱۰ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۹:۵۰ کد : ۲۲۲۷۸ اخبار عمومی صفحه نخست
تعداد بازدید:۲۲
استادتمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اینکه در هر دوره‌ای که شوک‌درمانی در اقتصاد ایران اجرا شده، میزان بی‌ثباتی، مهاجرت سرمایه انسانی و ناامیدی اجتماعی نیز افزایش یافته است، گفت: یکی از فریب‌های بزرگ بعد از جنگ هشت ساله این است که وقتی صحبت حمایت از مردم می‌شود عده‌ای حکومت را از کسری بودجه بیش از حد می‌ترسانند. اینها توجه نمی‌کنند که اگر کسری بودجه‌ای که معطوف به ارتقای شاخص‌های توسعه انسانی شود، اصلا هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است.
کسری بودجه‌ای که معطوف به ارتقای شاخص‌های توسعه انسانی شود، اصلا هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است/ شوک‌درمانی یعنی افزایش بی‌ثباتی

به گزارش عطنا، اولین جلسه از رویداد ملی «اقتصاد ایران در سایه جنگ» با محوریت «راهبردهای تاب‌آوری اقتصادی در شرایط جنگ» به همت انجمن علمی توسعه اقتصادی دانشگاه علامه طباطبائی، چهارم خردادماه ۱۴۰۵ با حضور دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی، در بستر مجازی اسکای‌روم برگزار شد.

دکتر فرشاد مومنی در ابتدای سخنان خود با تأکید بر ضرورت فهم عالمانه و تاریخی مسائل کشور، اظهار کرد: برای مواجهه ثمربخش با هر مسئله‌ای، ابتدا باید شناختی جامع، دقیق و علمی نسبت به آن پیدا کنیم و در این مسیر، معرفت تاریخی جایگاهی بی‌بدیل دارد.

وی با اشاره به شرایط کنونی کشور و هم‌زمانی بحران‌ها و ظرفیت‌های موجود در ایران، افزود: توجه به تجربه‌های تاریخی می‌تواند به ما کمک کند تا ضمن پرهیز از تکرار خطاها، درک روزآمدتری از مسائل پیدا کنیم و از بدتر شدن شرایط جلوگیری شود.

امروزه جنگ‌های شناختی بخش مهمی از منازعات جهانی را تشکیل می‌دهند

این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی با بیان اینکه جنگ‌های قرن بیست‌ویکم صرفاً نظامی نیستند، خاطرنشان کرد: امروزه جنگ‌های شناختی بخش مهمی از منازعات جهانی را تشکیل می‌دهند و در چنین شرایطی، دستیابی به شناخت عالمانه و قدرت تشخیص، خود یک پروژه حیاتی و راهبردی محسوب می‌شود.

وی بیان کرد: در کشورهای صنعتی بعد از این‌که شوک‌های برون‌زا را با دقت زیر ذره‌بین قرار دادند به این جمع‌بندی رسیدند که برای کشورهای پیشرفته‌ی صنعتی سه شوک از ضریب امنیتی بیشتری به اعتبار فرصت‌ها و تهدیدها برخوردارند. شوک اول ناشی از عصر شتاب تاریخ و سرعت‌گیری بی‌سابقه نوآوری‌های علمی و فنی است، دوم شوک‌های مربوط به محیط زیست و مساله تغییرات آب و هوایی و سومین شوک از نظر ضریب اهمیت فراز و فرود در بازارهای مالی جهانی است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد با بیان این‌که هر سه شوک مذکور حامل ظرفیت‌ها و فرصت‌های بی‌نظیری بودند، گفت: اگر مواجهه خردمندانه در زمان خود درخصوص این سه شوک ایجاد نمی‌شد می‌توانستند منجر به خساراتی شوند. ذهنی که صرفا وجه تهدیدها را ببیند و فرصت‌ها را نبیند شکل بایسته‌ای به خود نمی‌گیرد. برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی قرارگاه ایجاد کردند که باید ببینیم با چه سطح از بینش و نگرشی این موضوع اتفاق افتاد.

مومنی اظهار کرد: تجربه تاریخی ایران نشان می‌دهد که اتفاقا ایرانی‌ها در برابر تهدیدها آگاه می‌شوند و نسبت‌سنجی می‌کنند و اقدامات خود را انجام می‌دهند. بخش بزرگی از توانایی ایران در بهره‌گیری از فرصت‌های ناشی از تغییرات است. مثلا قبل از انقلاب، شوک نفتی در یک برهه کوتاهی درآمدهای ارزی کشور را حدود ۱۰ برابر افزایش داد. از دریچه اندیشه توسعه این جهش درآمدهای ارزی می‌توانست یکی از بزرگ‌ترین فرصت‌ها در نظر گرفته شود ولی در دوره ۵۲ تا ۵۷ که این جهش بزرگ اتفاق افتاد در پایان آن دوره رژیم پهلوی سقوط کرد؛ چرا که قدرت انعطاف برای مواجهه با آن شوک که فی‌نفسه می‌توانست مثبت باشد را نداشت.

تاب‌آوری تنها به معنای مهار تهدیدها نیست

وی همچنین هشدار داد که دستکاری واقعیت‌ها، برجسته‌سازی مسائل کم‌اهمیت و نادیده گرفتن مسائل اساسی، می‌تواند بخشی از فرآیند جنگ شناختی و منافع اقتصاد سیاسی باشد.

مومنی در ادامه با اشاره به مفهوم «تاب‌آوری اقتصادی»، بیان کرد: در کشورهای صنعتی، مفهوم resilience  عمدتاً در مواجهه با شوک‌های برون‌زا مانند تحولات فناورانه، بحران‌های زیست‌محیطی و نوسانات بازارهای مالی شکل گرفته است؛ اما در ایران این مفهوم غالباً به‌صورت تقلیل‌یافته و صرفاً در قالب مقاومت در برابر تهدیدها مطرح شده است.

وی افزود: تاب‌آوری تنها به معنای مهار تهدیدها نیست، بلکه توانایی بهره‌گیری از فرصت‌های ناشی از تحولات و شوک‌ها نیز بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد.

این اقتصاددان با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی، یکی از عوامل موفقیت نسبی ایران در آن دوران را وجود نوعی اجماع میان مسئولان و مردم دانست و تصریح کرد: «اعتماد متقابل میان حکومت و مردم، مهم‌ترین سرمایه برای عبور از بحران‌ها و اداره کم‌هزینه‌تر و کارآمدتر کشور است.»

مومنی با انتقاد از سیاست‌های تورم‌زا و شوک‌درمانی اظهار کرد: سیاست‌هایی که موجب تضعیف قدرت خرید مردم، افزایش فقر و کاهش امید به آینده می‌شوند، در نهایت به سود گروه‌های رانتی، سوداگر و غیرمولد تمام خواهند شد.

شوک‌درمانی و افزایش بی‌ثباتی، مهاجرت سرمایه انسانی و ناامیدی اجتماعی

وی با اشاره به آثار اجتماعی و اقتصادی این سیاست‌ها، گفت: در هر دوره‌ای که شوک‌درمانی در اقتصاد ایران اجرا شده، میزان بی‌ثباتی، مهاجرت سرمایه انسانی و ناامیدی اجتماعی نیز افزایش یافته است.

استادتمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی «تولید فناورانه» را ستون فقرات استقلال ملی توصیف کرد و افزود: تولید فناورانه صرفاً یک فعالیت اقتصادی در یک کارخانه یا سوله نیست، بلکه باید آن را به‌مثابه یک نظام حیات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی فهم کرد.

وی تأکید کرد: اگر قرار است تولید در کشور شکل بگیرد، باید امکان پیش‌بینی‌پذیری، امنیت اقتصادی و امید به آینده برای مردم و فعالان اقتصادی فراهم شود.

مومنی همچنین کاهش نابرابری‌های ناموجه، مبارزه با فقر، تقویت مشارکت اجتماعی و سیاسی مردم و حمایت از توسعه انسانی را از مهم‌ترین الزامات تحقق عدالت و توسعه پایدار برشمرد.

وی با اشاره به تجربه دوران جنگ تحمیلی، خاطرنشان کرد: با وجود محدودیت‌های گسترده اقتصادی و درآمدی، ایران توانست بدون ایجاد بدهی خارجی گسترده، کشور را اداره کند و این مسئله نشان‌دهنده ظرفیت بالای همکاری و اعتماد عمومی در جامعه است.

رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به دوره اوج درآمد نفتی پس از شوک اول نفتی خاطرنشان کرد: در دوره بین سال‌های ۵۲ تا ۵۷ سهم امور اجتماعی به کل بودجه نفتی ۱۸.۴ درصد بود در حالی که این سهم در دوره جنگ به ۳۹.۵ درصد رسیده بود. این بدان معناست که حکومتگران صرفا توجه به مردم را فقط در حرف بیان نمی‌کردند بلکه به آن عمل می‌کردند. حمایت‌های اجتماعی از گروه‌های محروم در دوره جنگ گویای این مساله است. به اعتبار هر یک دیناری که حکومت در این مسیر خرج کرد، مردم باشرف و باغیرت و حق‌شناس ایران ده‌ها برابر بزرگ‌تر برای حکومت و مملکت خودشان جبران کردند.

اگر کسری بودجه معطوف به ارتقای شاخص‌های توسعه انسانی شود اصلا هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است.

مومنی با اشاره به آن‌که بار ۹۰ درصد جنگ بر عهده محرومان بود، اظهار کرد: مرحوم عالی‌نسب گفت اگر ما سیاست‌های تورم‌زا اتخاذ می‌کردیم رزمنده‌ای که به جبهه می‌رفت و دغدغه معیشت خانوار خود را داشت محال بود که در جبهه همراهی کند. ولی کارهایی که الان می‌شود از نظر علمی محلی از اعراب  ندارد. مثلا یکی از فریب‌های بزرگ بعد از جنگ هشت ساله این است که وقتی صحبت حمایت از مردم می‌شود عده‌ای حکومت را از کسری بودجه بیش از حد می‌ترسانند. اینها توجه نمی‌کنند که اگر کسری بودجه معطوف به ارتقای شاخص‌های توسعه انسانی شود اصلا هزینه نیست بلکه سرمایه‌گذاری است.

وی گفت: اگر کسری مالی به معنای محدود کردن زور مالی الیگارش‌ها و تقویت مالی تولیدکنندگان باشد این کسری مالی جهش‌های توسعه‌ای ایجاد می‌کند. طنز تلخی که برخی حکومت‌گران ما علاقه‌ای به آن نشان ندادند که سطوحی از واقع‌بینی و خردورزی درباره آن پیدا کنند این است که به اسم کسری بودجه، پرداختن دولت به بدیهی‌ترین امور حاکمیتی را نهی می‌کنند. اما از سوی دیگر پخت و پزهای مشکوک در پیوند با خارج برقرار می‌کنند. مثلا در شرایط شکننده اقتصاد ایران، میدان را برای فعالیت بانک‌های خصوص فراهم می‌کنند. از این زاویه چه کلاه گشادی بر سر دولت و ملت ایران رفت و خدا می‌داند که تا سال‌های سال در آینده اگر چاره‌جویی بایسته در این زمینه نشرود ایران نمی‌تواند کمر راست کند.

این استاد اقتصاد در بخش پایانی سخنان خود، ذخیره دانایی و ظرفیت علمی کشور را بسیار فراتر از مشکلات موجود دانست و گفت: اگر صداقت، شفافیت و حریت در فرآیند تصمیم‌گیری و تخصیص منابع تقویت شود، می‌توان اقتصاد و جامعه ایران را بسیار کارآمدتر و کم‌هزینه‌تر اداره کرد.

مومنی در پایان، در پاسخ به پرسشی درباره نقش جوانان در بهبود وضعیت کشور خاطرنشان کرد: با وجود همه دشواری‌ها و ناامیدی‌هایی که وجود دارد، اصلاح شرایط ایران تنها به دست خود ما ممکن است و باید ظرفیت‌های انسانی و اجتماعی کشور را هرچه سازمان‌یافته‌تر برای پیشرفت و نجات ایران به کار گرفت.

کلیدواژه‌ها: دکتر فرشاد مومنی فرشاد مومنی استادتمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی شوک‌درمانی افزایش بی‌ثباتی مهاجرت سرمایه انسانی ناامیدی اجتماعی «اقتصاد ایران در سایه جنگ


اخبار مرتبط


نظر شما :