گودرز علیبخشی در گفتوگو با عطنا:
نیازسنجی اولین گام در موفقیت آموزش زبان است/ بلایی که سر زبان عربی آمد سر زبان انگلیسی نیاورید

استاد آموزش زبان انگلیسی دانشگاه علامه طباطبائی با بیان اینکه نباید اجازه داد بلایی که سر زبان عربی در مدارس کشورمان آمده است بر سر زبان انگلیسی هم بیاید، گفت: اگر دولت و حاکمیت کشور واقعا میخواهد شهروندان یک زبان دیگر را در کنار زبان مادری فرا بگیرند باید اجازه داده شود زبان انگلیسی به صورت یک درس غیر رسمی در دبستانها آموزش داده شود.
صابر نصیبعلی، فائزه فرخی- عطنا؛ یادگیری زبان دوم در دنیای معاصر از اهمیت ویژهای برخوردار است، این اهمیت زمانی بیشتر میشود که بدانیم رشد علمی در دنیا، با شتابی وصف ناشدنی در حال پیشروی است و هر روز در گوشه و کنار دنیا شاهد کشفهای علمی، ابطال نظریات پیشین و ارائه ایدهها و اندیشههای جدید هستیم. زبان انگلیسی به عنوان یکی از زبانهای مهم علمی دنیا در دنیای معاصر از اهمیت بیشتری برخوردار است. این اهمیت زمانی آشکار میشود که بدانیم 93 درصد تولیدات علمی در دنیا به این زبان است. آموزش و یادگیری در ایران از دوره متوسطه آغاز میشود و در دانشگاهها نیز ادامه مییابد. اما کافی است به میان دانشجویان بروید و چند سوال انگلیسی مطرح کنید تا متوجه شوید نتیجه چند سال مستمر آموزش زبان انگلیسی در کلاس درس چه بوده است. آیا دانشآموزان و دانشجویان در امر یادگیری زبان انگلیسی دچار مشکل هستند یا این سیستم آموزشی است که راه را غلط میرود؟ گودرز علیبخشی، استاد زبان انگلیسی و دانشیار پژوهشکده فرهنگپژوهی دانشگاه علامه طباطبائی درباره این موضوع برای ما توضیح میدهد؛
*جناب دکتر، با توجه به اهمیت و جایگاه علمی زبان انگلیسی و ضرورت یادگیری و آموزش آن، به طور کلی بفرمایید در امر آموزش و یادگیری زبان انگلیسی در ایران با چه مسائل و مشکلاتی روبهرو هستیم؟
مشکل کلی این است که زبان انگلیسی در ایران به عنوان یک «زبان خارجی» شناخته میشود؛ این در صورتی است که این زبان در سایر کشورها به عنوان «زبان دوم» شناخته میشود و این ماهیت خارجی بودن زبان در ایران باعث ایجاد مشکل در تعامل با آن و در نتیجه کاهش یادگیری زبانآموزان میشود.
از سوی دیگر، آموزشهای رسمی که در مدارس کشور به صورت محدود و به مدت هفتهای دو تا چهار ساعت صورت میگیرد، نه تنها کافی نیست بلکه به یادگیری درست دانشآموزان هم نمیانجامد.
*و راه حلی که پیشنهاد میهید؟
برای بهبود کیفیت آموزش در مدارس ابتدایی و راهنمایی کشور، به عواملی مثل پایین آوردن سن زبانآموزان و اختصاص دادن زمان بیشتری به آموزش زبان نیازمندیم.
اگر دولت و حاکمیت کشور واقعا میخواهد شهروندان یک زبان دیگر را در کنار زبان مادری فرا بگیرند باید زمان بیشتری را به آن اختصاص دهد و اجازه داده شود زبان انگلیسی به صورت یک درس غیررسمی در دبستانها آموزش داده شود. نباید اجازه داد بلایی که سر زبان عربی در مدارس کشورمان آمده است بر سر زبان انگلیسی هم بیاید و با توجه به روشها و تکنیکهای جدید میتوان از بروز این ضعفها جلوگیری کرد.
*یعنی شما مشکل را در نحوه آموزش یعنی استفاده از روشهای قدیمی میدانید؟
روشهای زیادی در دنیا هست که میتوان از آنها برای بهبود شیوههای آموزش درس زبان انگلیسی کمک گرفت. در کل، آموزش زبان در جهان مستلزم چندین عامل است که یکی از آنها شیوه آموزش است و از عوامل دیگر میتوان به نگاه حاکمیت به یک زبان خارجی و به طور کلی سیاست اشاره کرد. زمانی که یک زبان به عنوان زبان خارجی معرفی میشود قطعاً سرمایهگذاری کمتری روی آن صورت میگیرد.
بهتر است بدانیم که عوامل مختلف فردی، روانشناختی، سیاسی_اجتماعی و حتی اقتصادی_اجتماعی در یادگیری زبان تاثیرگذار است. امروزه زبان انگلیسی، به عنوان یک میانرشته معرفی شده است که درباره سایر دروسی همانند جامعهشناسی، روانشناسی، علوم تربیتی و حتی مرتبط با سیاستگذاری و... است.
یکی از عوامل موثر دیگر شیوه آموزش است که امروزه متاسفانه، شیوه آموزش ما مدرن نیست. یکی از رویکردهای قدیمی آموزش زبان که امروزه هنوز هم بسیار مورد استفاده معلمان مدارس قرار میگیرد «روش گرامر و دستور» است؛ یعنی هنوز هم برخلاف بسیاری از تغییرات، گرامر را تدریس میکنند و دستور زبان را به دانشآموزان یاد میدهند که این روش اصلاً باعث یادگیری زبان نمیشود.
معلمهای آموزشدیده نقش مهمی در آموزش زبان دارند

*رویکردهای جدید یادگیری زبان از نگاه شما چیست ؟
برای مثال، رویکردهای جدید آموزشی که ریشه روانشناسی-اجتماعی دارند و تحت تاثیر مکتب سازهانگاری شکل گرفتهاند، امروزه از موثرترین راههای آموزش زبان انگلیسی است. این رویکرد بر تعامل بین معلم و فراگیر یعنی دانشآموزان و خانواده تاکید میکند. در این روش برای تربیت فراگیران زبان زمان و هزینه بیشتری میگذارند؛ اول باید معلم را تربیت کرد که متاسفانه این روش به غیر از برخی آموزشگاههای خصوصی در مدارس کشور بسیار کم مورد توجه قرار میگیرد. بعضی از آموزشگاههای زبان، زمان بیشتری برای تربیت معلمهای خود اختصاص میدهند و همین طور برای بهبود سطح کیفیت آموزش از روشهای نوین کمک میگیرند که همگی اینها در بالا رفتن میزان درک زبانآموزان موثر است.
*به نظر شما، برای بالا بردن میزان بهره وری دانشآموزان از زبان در دوره راهنمایی و دبیرستان چه کارهایی را باید انجام بدهیم؟
معلمها و دانشآموزان میتوانند به صورت خودکار برای حل این مشکل پیش قدم شوند یعنی هم مراکز آموزشی و هم معلمان باید استقلال داشته باشند؛ اگر معلم، استقلال داشته باشد و خود را از قید و بند کتاب درسی رها کند، میتواند با جایگزین کردن مطالب جدید و جذابتری که باعث ایجاد انگیزه و شور و هیجان در بچهها شده و در نتیجه باعث بالارفتن میزان یادگیری خواهد شد.
*میزان یادگیری دانش آموزان در مقاطع مختلف مدرسه چقدر است؟
جمعا میزان لغاتی که در کتابهای درسی مقطع راهنمایی و دبیرستان به بچهها، یاد میدهند به دو هزار لغت هم نمیرسد و برای یادگرفتن یک زبان زنده دنیا یعنی زبان انگلیسی، این میزان لغت و درک از زبان کافی نیست پس باید مطالب آموزشی تغییر یابند و سیستم آموزشی ما عوض شود بنابراین اینجا هم به این مهم یعنی میزان استقلال معلم که باعث، ایجاد انگیزه بیشتر در دانشآموزان برای یادگیری زبان میشود، میرسیم. شیوههای ارزشیابی ما در مدارس هنوز هم سنتی است و بخشنامههایی که درباره آزمون و آزمونسازی در مدارس هستند برای دوازده سال پیش و یا قبل از انقلاباند.
*ارزشیابی جدید، چگونه است؟
ارزشیابیهای زیادی در آموزش وجود دارد که یکی از آنها، ارزشیابی خانواده و دیگری خودارزیابی است، که اگر اینها، جایگزین ارزشیابی سنتی شوند، قطعا باعث بالا رفتن میزان انگیزه دانشآموزان و در نهایت افزایش انگیزهها خواهد شد.
*به نظر شما، کارگاهها و آموزشهایی که در دانشگاه برای زبان میگذارند، در یادگیری دانشجویان کافی است؟
در کل دروس زبان عمومی و یا زبان تخصصی ارائه شده در بعضی از دانشگاهها، اولا کافی نیست و همچنین نامتناسب است و اینکه این آموزش به نحو خوبی اجرا نمیشود، در اینجا یک موضوعی به اسم نیازسنجی (اولین گام برای هر برنامه آموزشی است)، مطرح است ولی متاسفانه برای درسهای ما به خصوص برای زبان انگلیسی، نیاز سنجی نشده است و گویا فقط هدف هر معلمی در مدارس و دانشگاهها، تمام کردن هرچه سریعتر دروس و پاس کردن این درس است، و باید بدانیم که نیاز یک دانشجوی رشته روابط عمومی دانشگاه علامه طباطبائی، به زبان انگلیسی به اندازه نیاز دانشجوی دانشگاه شریف نیست و بحث نیازسنجی بسیار مهم است، دانشجویان برخی از دانشگاههای کشور اصلا نیازی به گذراندن زبان عمومی ندارند، مثلا آموزش این درس در دانشگاه شریف به دلیل تسلط دانشجویان به زبان انگلیسی، نوعی اتلاف زمان است زیرا آنها، برای ورود به دانشگاه، تسلط کافی به زبان انگلیسی دارا هستند و دیگر نیازی به گذراندن این درس در دانشگاه ندارند.
نیازسنجی اولین گام در موفقیت آموزش زبان انگلیسی است، اما باید در تعداد و نوع واحدهای درس زبان انگلیسی در دانشگاه، تجدید نظر کنیم و به نظر من حتی آزمون زبان انگلیسی نباید به عنوان یک معیار برای ورود به دانشگاهها قرار بگیرد زیرا این موضوع عادلانه نیست و زبان عمومی که در دانشگاه یاسوج به دانشجویان آموزش داده میشود در دانشگاه شریف متفاوت است، مثلا شخصی که در دانشگاه رشته ادبیات فارسی میخواند اصلا نیازی به دانستن زبان انگلیسی ندارد.
و نکته مهمتر در این مسئله نیازسنجی، این است که بدانیم که دانشگاه علامه طباطبائی به عنوان قطب علوم انسانی ایران، باید برای بهبود وضع زبان انگلیسی دانشجویان خود، زبانکده ای مجهز احداث کند که متاسفانه آن را تا به امروز نادیده گرفتهاند.
زبان، یک رویه تقویت رزومه

*جایگزین شما در آزمون کنکور به جای زبان انگلیسی برای ورود به دانشگاه، چیست؟
یک رویهای در دانشگاه شیراز قبل از انقلاب وجود دارد که دانشجو وارد مقطع کارشناسی ارشد میشود و برای ادامه تحصیلش، از آن تعیین سطح میگیرند که برای آنها کلاس زبان بگذارند و اگر نیاز به آموزش این درس برای دانشجو باشد، حدود 12 واحد زبان انگلیسی برایش در نظر گرفته میشود که بعد از گذراندن این واحدها به ادامه تحصیل در رشته مورد نظر خود، میپردازد.
نمونه مثبت دوم، دانشگاه صنعت نفت است که در آن دروس تخصصی در ترم اول به دانشجویان داده نمیشود بلکه متناسب با نیازشان و براساس آزمونهای تعیین سطح، به دانشجویان آموزش داده میشود و دانشجویان در این دانشگاه حدود 10 تا 18 واحد زبان انگلیسی را میگذرانند که این باعث تسلط واقعی آنها در این درس خواهد شد.
برای دانشجویان کارشناسی ارشد که خواستار ورود به آزمون دکتری هستند، نیاز است که بدانند زبان انگلیسی، صرفا یک رویه تقویت رزومه نیست و باید به صورت جدیتری به آن بپردازند، متاسفانه تا نگاه عمومی به این درس و اهمیت آن تغییر پیدا نکند، این موضوع درست نخواهد شد.
*چرا وجود درس زبان در کنکور سراسری را غیر منصفانه میدانید؟
به دلیل تفاوت امکانات و میزان دسترسی دانشجویان به آموزشگاههای زبان، وجود این درس در کنکور عادلانه نیست، به طور مثال در استان تهران تقریبا در هر خیابانی، یک آموزشگاه زبان وجود دارد که این امکانات در شهرستانها نیست و حتی در برخی مدارس شهرستانهای ایران، معلمهای درسهایی مثل فیزیک و شیمی، زبان تدریس میکنند و این خود نشان دهنده، تفاوت میزان دسترسی به امکانات است.
*به نظرتان زمانی که آموزش و پرورش و دانشگاهها نتواند آموزش زبان را به خوبی ارائه بدهند، این مسئله باعث بازار گرمی در این حوزه نمیشود؟
آموزشگاهها خصوصی زبان همگی از چندین روش نو و مهم برای جذب دانشجو، استفاده میکنند مثلا اینکه یک معلم صرفا به کتاب درسیاش محدود نمیشود و دارای استقلال شغلی و فراگیر است و اگر به خواستهها و نیازهای دانش آموزان در کلاس درس، احترام گذاشته شود، میتواند در زمینه آموزشی موثر باشند و اکثر کلاسهای موفق در آموزشگاهها خصوصی ما در کشور به دلیل الهام گیری از دانشگاههای بزرگ و مطرح جهان بوده استفاده پس در نتیجه اگر مطالب درسی و آموزشی و انگیزه داشتن دانش آموزان و استادان زبان و ارزشیابی منطبق بر هم باشند، شاهد رشد چشمگیری در علم زبان انگلیسی در کشور خواهیم بود.

نظر شما :