همسر شهید مجید اردش در آیین گرامیداشت شهدای جنگ تحمیلی دانشگاه علامه طباطبائی روایت کرد؛
«بابا کی از پیش خدا برمیگردد؟»؛ روایت همسر شهید اردش از دلتنگی فرزندان و زندگی پدری فداکار
به گزارش عطنا، خانم رستمی، همسر شهید مجید اردش، در آیین گرامیداشت شهدای جنگ تحمیلی و تجلیل از ایثارگران دانشگاه علامه طباطبائی که روز یکشنبه پنجم مهرماه ۱۴۰۵ در سالن کتابخانه مرکزی برگزار شد، با بیان خاطراتی از زندگی، ویژگیهای اخلاقی و آخرین روزهای حضور همسرش در تهران، از فداکاری او و دشواریهای خانواده پس از شهادتش سخن گفت.
شهید مجید اردش، متولد هشتم اردیبهشتماه ۱۳۶۸، از دانشآموختگان مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت جهانگردی، گرایش بازاریابی جهانگردی دانشگاه علامه طباطبائی بود. وی در سال ۱۳۹۰ وارد این دانشگاه شد و ۱۵ بهمنماه ۱۳۹۲ فارغالتحصیل شد. این شهید که از کارکنان دانشگاه شاهد بود، ۲۷ اسفندماه ۱۴۰۴ در محل ایستبازرسی تهران به شهادت رسید و پیکرش در شهرستان داراب استان فارس به خاک سپرده شد.
«بعضیها هم شهید زندگی میکنند و هم شهید میشوند»
همسر شهید اردش در آغاز سخنان خود، با قدردانی از برگزارکنندگان مراسم، به ویژگیهای اخلاقی همسرش اشاره کرد و گفت: «بعضیها زندگی میکنند و در پایان شهید میشوند، اما بعضیها هم شهید زندگی میکنند و هم شهید میشوند.»
وی افزود: این توصیف تنها برداشت من از زندگی همسرم نیست؛ همکاران، دوستان، آشنایان و حتی کسانی که برخورد کوتاهی با او داشتند، به اخلاص، صبوری و روحیه خدمتگزاریاش اشاره میکردند.
رستمی با بیان اینکه شهید اردش فعالیتهای خود را بینامونشان و به دور از ظاهرسازی انجام میداد، اظهار کرد: او فردی گمنام و مخلص بود که هیچگاه برای کارهایش ادعایی نداشت و بسیاری از خدماتش حتی برای نزدیکانش نیز ناشناخته مانده بود.
وی همچنین با اشاره به سابقه فعالیت همسرش در دانشگاه شاهد، گفت: شهید اردش دو سال بهعنوان کارمند نمونه انتخاب شده بود.
آخرین تماس؛ «تا خیالم از همهچیز راحت نشود، برنمیگردم»
رستمی با روایت روزهای آغاز جنگ، گفت: حدود ۱۲ روز پس از شروع جنگ، همسرم من و فرزندانمان را به شهرستان رساند و خودش به تهران بازگشت. میگفت میخواهد بدون نگرانی از وضعیت خانواده، به خدمت خود ادامه دهد.
وی افزود: با وجود دلتنگی فرزندان، همسرم تصمیم گرفته بود در تهران بماند. حتی زمانی که دوستانش پیشنهاد کردند در شیراز نیز میتواند خدمت کند، پاسخ داد که میخواهد در خط مقدم حضور داشته باشد.
همسر شهید اردش درباره آخرین گفتوگوی خود با او، اظهار کرد: «شب ۲۷ اسفندماه، با او تماس گرفتم و گفتم مدت زیادی است از بچهها دور هستی و حالا که افراد دیگری هم در محل حضور دارند، برگرد. گفت تا امشب هم صبح نشود و خیالم از بابت همهچیز راحت نشود، برنمیگردم.»
وی ادامه داد: پس از آن تماس، دیگر خبری از او نداشتم. حدود ساعت چهار یا پنج صبح از خواب بیدار شدم و چندین بار تماس گرفتم، اما پاسخی دریافت نکردم. سرانجام حدود ساعت ۹:۳۰ صبح، یکی از همکارانش تماس گرفت و خبر شهادت مجید و چهار نفر از همراهانش را داد.
رستمی با اشاره به روایت همکاران شهید، افزود: به ما گفتند که او و چهار نفر از دوستانش حدود ساعت چهار و ربع صبح، هنگام تلاوت قرآن، به شهادت رسیدهاند.
از دانشگاه تا کار در ساعات سحرگاهی؛ تلاش برای ادای حق مردم و خانواده

همسر شهید اردش با اشاره به وجدان کاری و مسئولیتپذیری او، گفت: مجید ساعتهای طولانی در دانشگاه کار میکرد و گاهی از ساعت هفت صبح تا هشت یا ۹ شب مشغول انجام وظایفش بود.
وی افزود: بارها به او میگفتم با توجه به حقوق دانشگاه، چرا اینقدر کار میکنی؟ پاسخ میداد که نمیخواهد حتی یک ساعت از زمانی که موظف است در دانشگاه کار کند، بر گردنش بماند. به همین دلیل، گاهی دو یا سه ساعت بیشتر میماند تا کارهایش را به پایان برساند.
رستمی با بیان اینکه همسرش برای تأمین هزینههای زندگی به فعالیتهای دیگری نیز میپرداخت، اظهار کرد: او در کنار کار دانشگاه، خریدوفروش میکرد و گاهی از طریق تاکسی اینترنتی درآمد داشت. پیش میآمد که نیمهشب از شهرستان به تهران برسیم و او ساعت چهار یا پنج صبح برای کار بیرون برود.
وی تأکید کرد: با وجود همه این مشغلهها، از خانواده غافل نمیشد. حتی پس از ساعتها کار، با روی باز از ما استقبال میکرد و برای فرزندانش وقت میگذاشت. زندگی او فقط کار نبود؛ به عبادت و خانواده نیز توجه ویژهای داشت.
پدری که دخترش را «مادر» صدا میزد
رستمی با اشاره به علاقه عمیق شهید اردش به فرزندانش گفت: مجید به دخترانش علاقه بسیار زیادی داشت و دخترمان زینب را از شدت محبت، «مادر» صدا میزد.
وی افزود: او با وجود این وابستگی عاطفی، تصمیم گرفت در روزهای جنگ در تهران بماند و مسئولیت خود را انجام دهد.
همسر شهید اردش با یادآوری یکی از گفتوگوهایشان، اظهار کرد: همسرم میگفت اگر ما در اینجا نمانیم و دفاع نکنیم، شما نمیتوانید با آرامش و امنیت از خانه بیرون بیایید. معتقد بود که وظیفه دارد برای حفظ امنیت خانوادهها و مردم ایستادگی کند.
«دنیا دو روز است»؛ صبوری در برابر تندخویی دیگران
رستمی در توصیف ویژگیهای اخلاقی همسرش، گفت: مجید بسیار صبور بود و حتی در برابر تندخویی دیگران، بهندرت واکنش نشان میداد.
وی افزود: گاهی از رفتار بعضی افراد با او ناراحت میشدم، اما وقتی موضوع را مطرح میکردم، میگفت دنیا دو روز است و دلیلی ندارد انسان در برابر هر رفتار نامناسبی واکنش نشان دهد.
همسر شهید اردش با اشاره به پایبندی او به باورهای دینی، اظهار کرد: او نسبت به اعتقادات خود، بهویژه موضوع ولایت و حجاب، حساس بود؛ با این حال، در روابط روزمره با دیگران رفتاری متواضعانه داشت و اهل ادعا و خودنمایی نبود.
خانهای ۴۸ متری و دلی که برای مشکلات دیگران جا داشت

رستمی با اشاره به شرایط زندگی مشترکشان، گفت: ما با سه فرزند در خانهای ۴۸ متری زندگی میکردیم، اما مجید هیچگاه محدودیتهای زندگی خودمان را بهانهای برای کمکنکردن به دیگران قرار نمیداد.
وی افزود: در محله به خاکیبودن و کمک به دیگران شناخته میشد. هر کسی مشکلی داشت و به او مراجعه میکرد، تا جایی که میتوانست برای حل آن تلاش میکرد.
همسر شهید اردش با بیان خاطرهای از روحیه خدمتگزاری او، اظهار کرد: گاهی فردی از شهرستان تماس میگرفت و برای انجام کاری در تهران کمک میخواست. مجید حتی از محل کار مرخصی میگرفت تا آن کار را بدون چشمداشت انجام دهد.
وی ادامه داد: وقتی درباره این حجم از کمک به دیگران با او صحبت میکردم، میگفت کسانی که برای حل مشکلاتشان به ما مراجعه میکنند، نعمتهای خداوند هستند و خدمت به مردم میتواند موجب سعادت انسان شود.
پس از شهادت پدر؛ دلتنگی فرزندان و حادثهای دیگر برای خانواده
همسر شهید اردش در بخش دیگری از سخنان خود، با اشاره به دشواریهای زندگی پس از شهادت همسرش گفت: «اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، ارزش یک شب حضور پدر در کنار بچهها را ندارد.»
وی با بغض از دلتنگی فرزندانش سخن گفت و افزود: دخترم هر شب و هر روز سراغ پدرش را میگیرد و میپرسد: «بابا کی از پیش خدا برمیگردد؟»
رستمی همچنین از وقوع سانحه رانندگی برای خانواده پس از شهادت همسرش خبر داد و گفت: در این تصادف شدید، فرزندانم دچار آسیبهای جدی شدند و مدتی در کما بودند.
وی افزود: زینب چند بار تحت عمل جراحی قرار گرفت و از ناحیه زبان آسیب دید. ابوالفضل نیز دچار شکستگیهای متعدد در بخشهای مختلف بدن شد. خودم هم پس از این حادثه با مشکل حرکتی مواجه شدهام و در راهرفتن مشکل دارم.
همسر شهید اردش با وجود این دشواریها، بر صبر و رضایت خانواده به تقدیر الهی تأکید کرد.
درخواست از مسئولان؛ در هر جایگاهی هستید، صادقانه خدمت کنید
رستمی در ادامه، با اشاره به مسئولیت اجتماعی و اداری افراد گفت: آنچه خانوادههای شهدا را آزار میدهد، این است که برخی افراد در جایگاه مسئولیت، وظایف خود را بهدرستی انجام ندهند.
وی افزود: از مسئولان میخواهیم در هر جایگاهی که هستند، صادقانه به وظایف خود عمل کنند؛ همانطور که مجید بدون چشمداشت و با اخلاص خدمت میکرد.
همسر شهید اردش تأکید کرد: مسئولیتپذیری واقعی زمانی آشکار میشود که انسان با وجود برخورداری از جایگاه و امکانات، از موقعیت خود سوءاستفاده نکند و خدمت به مردم را بر منافع شخصی ترجیح دهد.
وی با اشاره به فداکاری شهدا و دشواریهایی که خانوادههای آنان تحمل میکنند، خواستار توجه بیشتر مسئولان به مسئولیتهای خود شد.
رستمی در پایان، با بیان اینکه خاطرات مطرحشده تنها بخش کوچکی از شخصیت و زندگی شهید مجید اردش را نشان میدهد، از برگزارکنندگان مراسم قدردانی کرد و برای شادی روح همه شهدا دعا کرد.

نظر شما :