رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی:
امروزه نظارت و کنترل از طریق دستکاری دادهها و تحلیل رفتار کاربران صورت میگیرد/ «ذات دوگانه ارتباطات»
به گزارش عطنا، سیدمحمد مهدیزاده، رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی که29 اردیبهشتماه در «همایش داده در عصر ارتباطات» در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی سخن میگفت، با اشاره به اینکه بالاخره خبرنگار، روزنامهنگار و عکاس، همواره در متن فاجعه حضور دارد، گفت: طبیعتاً آنان بیش و پیش از هر کس، آثار بحران را لمس میکند.
وی در ابتدای سخنان خود گفت: واقعیت این است که سخنان بنده هم تا حدی ناظر بر همان رویکرد انتقادیای است که آقای دکتر دادگسترنیا به پدیده دادهها، کلانداده و هوش مصنوعی داشتند. من نیز کموبیش چنین نگاه انتقادیای به این تحولات دارم.
«ذات دوگانه ارتباطات»
مهدیزاده در ادامه اشاره کرد که باید توجه داشت که بسیاری از متفکران و اندیشمندان حوزه ارتباطات، معتقد به «ذات دوگانه ارتباطات» هستند و توضیح داد: ارتباطات و تکنولوژی، در عین اینکه چیزهایی به ما میدهند، چیزهایی را نیز از ما میگیرند، این اساساً ذات تکنولوژی است.
شاید همه ما بهنوعی درگیر همان معامله مشهور «فاوست» باشیم
وی در ادامه صحبتهای خود مثالی برای گفتههایش بیان کرد و گفت: حتی اگر به سادهترین فناوریها، مثل خودرو نگاه کنیم، میبینیم که در کنار آسایش و رفاهی که برای شهروندان ایجاد کرده، پیامدهایی مثل ترافیک، آلودگی محیطزیست و بسیاری مسائل دیگر را نیز به همراه آورده است.
رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی خاطرنشان کرد: تقریباً همین نگاه درباره تکنولوژیهای اطلاعات و ارتباطات هم وجود دارد. این فناوریها توانستهاند فضاهای تازهای برای مشارکت، تعامل و نوعی رهایی اجتماعی ـ بهویژه برای نسل جوان ـ فراهم کنند و بسیاری از محدودیتهای سنتی، محلی و خانوادگی را کاهش دهند؛ اما در عین حال، میتوانند به ابزاری برای نظارت، کنترل و حتی دستکاری شهروندان تبدیل شوند و این همان ذات دوگانه ارتباطات است
وی در ادامه گفت: به تعبیر نمادین، شاید همه ما بهنوعی درگیر همان معامله مشهور «فاوست» باشیم؛ شخصیتی که روح خود را به شیطان فروخت تا در ازای آن جوانی و قدرت به دست آورد. تکنولوژی نیز همواره چیزی به ما میدهد و در مقابل، چیزی را از ما میگیرد و این نکتهای است که نباید از آن غفلت کنیم.
چگونه شرکتهای بزرگ فناوری، از طریق دادههایی که درباره رفتار شهروندان جمعآوری میکنند
مهدیزاده افزود: امروز نوعی شیفتگی نسبت به تکنولوژیهای اطلاعاتی و ارتباطی، بهویژه نسبت به داده و کلانداده، شکل گرفته است؛ در حالی که ما نیازمند بصیرت و فهم انتقادی نسبت به این پدیدهها هستیم.
او در رابطه با صحبتهایش کتابی از شوشانا زوبوف با عنوان «عصر سرمایهداری نظارتی» را معرفی کرد و درباره آن گفت: کتاب توضیح میدهد که چگونه شرکتهای بزرگ فناوری، از طریق دادههایی که درباره رفتار شهروندان جمعآوری میکنند، قادر به پیشبینی، کنترل و حتی دستکاری رفتار انسانها میشوند.
این استاد علوم ارتباطات اضافه کرد: نکته مهمی که او مطرح میکند این است که این شرکتها اطلاعات گستردهای درباره ما دارند، اما ما متقابلاً هیچ شناخت شفافی نسبت به سازوکار درونی آنها نداریم. به تعبیر دیگر، ما در اتاقی شیشهای زندگی میکنیم، اما آنها پشت دیوارهایی از ابهام و راز پنهان شدهاند.
وی بیان کرد: این شرکتها از طریق الگوریتمها و ماشینهای هوشمند، دادههای رفتاری ما را تحلیل میکنند؛ دادههایی درباره خرید کردن، رأی دادن، سلیقهها، علایق و سبک زندگی ما. سپس این دادهها میتوانند در خدمت دولتها، شرکتها و ساختارهای قدرت قرار بگیرند.
امروزه نظارت و کنترل از طریق دستکاری دادهها و تحلیل رفتار کاربران صورت میگیرد
مهدیزاده در ادامه گفت: «زوبوف معتقد است دانشی که این شرکتها درباره ما تولید میکنند، «دانش برای ما» نیست، بلکه «دانش درباره ما» است؛ دانشی که در خدمت منافع ساختارهای قدرت و سرمایهداری دیجیتال قرار میگیرد.
او اشاره کرد که در برخی منابع دیگر نیز گفته میشود که اگر در گذشته، نظارت و کنترل عمدتاً از طریق اجبار و سپس سرگرمی اعمال میشد، امروز این کنترل از طریق دستکاری دادهها و تحلیل رفتار کاربران صورت میگیرد.
مهدیزاده گفت: «قدرت امروز، بیش از آنکه با ذهن انسان سروکار داشته باشد، با رفتار او کار دارد؛ رفتارهایی که به داده تبدیل میشوند و سپس مورد تحلیل و مهندسی قرار میگیرند».
رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه اظهار کرد: این وضعیت، نوعی «رفتارگرایی جدید» را به وجود آورده است. اگر در گذشته نظریههای رفتارگرایانه محدود به آزمایشگاههای روانشناسی بودند، امروز همان منطق رفتارگرایی به عرصه عمومی جامعه منتقل شده و نوعی مهندسی رفتاری بسیار ظریف در حال شکلگیری است.
او ادامه داد و گفت: از سوی دیگر، ما امروز با مفاهیمی مانند علم داده، علوم اجتماعی محاسباتی، علوم اجتماعی دیجیتال و کلانداده مواجه هستیم. برخی تصور میکنند که با حجم عظیمی از دادههایی که شبکههای اجتماعی تولید میکنند، دیگر نیازی به نظریهپردازی وجود ندارد.
«فیزیکالیسم اجتماعی» یا طبیعتگرایی جدید
مهدیزاده افزود: کریس اندرسون، سردبیر پیشین مجله Wired، در سال ۲۰۰۸ مقاله معروفی نوشت و مدعی شد که «سیل دادهها به معنای پایان نظریه است». او میگفت حجم دادهها ما را به نقطهای رسانده که دیگر نه نظریه ضرورتی دارد و نه حتی سودمندی. اما مسئله اینجاست که کلانداده فقط یک ابزار فنی نیست؛ بلکه پشت آن، یک دستگاه معرفتی و یک نوع نگاه به جهان اجتماعی قرار دارد.
وی خاطرنشان کرد: ما با نوعی صورتبندی معرفتی روبهرو هستیم که میخواهد جهان اجتماعی را صرفاً به مجموعهای از دادههای کمی و قابل اندازهگیری تقلیل دهد. در این نگاه، کنش انسانی، معنا، فرهنگ، اراده و ذهنیت انسان به حاشیه میرود و همهچیز به رفتارهای قابل محاسبه فروکاسته میشود. در واقع، آنچه در حال شکلگیری است، نوعی «فیزیکالیسم اجتماعی» یا طبیعتگرایی جدید است؛ نگرشی که جامعه را مانند طبیعت میبیند: مجموعهای از دادهها، الگوها و متغیرهای قابل سنجش. این رویکرد میتواند به تضعیف عاملیت انسانی و تهیسازی جوهر انسان منجر شود.
برخی نظریهها حتی مدعیاند که اراده آزاد انسان توهمی بیش نیست
رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاته علامه طباطبائی در ادامه درباره برخی نظریهها، گفت: امروز برخی نظریهها حتی مدعیاند که اراده آزاد انسان توهمی بیش نیست و همه رفتارهای انسانی صرفاً محصول فعلوانفعالات شیمیایی مغز هستند. کتاب «محتوم؛ علم و زندگی بدون اراده آزاد» که به فارسی نیز ترجمه شده، دقیقاً از چنین دیدگاهی دفاع میکند.
وی افزود: بر اساس این نگاه، انسان موجودی کاملاً جبری است؛ ذهن، آگاهی و اختیار معنای مستقلی ندارند و همهچیز قابل تقلیل به فرایندهای زیستی و محاسباتی است. خطر اینجاست که علوم اجتماعی نیز بهتدریج به سمت نوعی تجربهگرایی افراطی حرکت کند؛ یعنی جامعه را مانند طبیعت بخواند، نه بهعنوان جهانی سرشار از معنا، فرهنگ، تفسیر و کنش انسانی.
ما نباید در برابر این تحولات، صرفاً شیفته تکنولوژی باشیم
مهدیزاده در ادامه صحبتهایش تاکید کرد که بسیاری از متفکران علوم اجتماعی نسبت به این مسئله هشدار دادهاند. آنها معتقدند نوعی «آرمانشهر شفافیت مطلق اجتماعی» در حال شکلگیری است؛ این تصور که اگر دادههای کافی داشته باشیم، میتوانیم جامعه را بهطور کامل بخوانیم، پیشبینی کنیم و کنترل کنیم.
وی افزود: در حالی که انسان، موجودی واجد شعور، آگاهی، معنا و اختیار است و جهان اجتماعی، بسیار پیچیدهتر از آن است که صرفاً به دادههای کمی تقلیل پیدا کند. ضمنآنکه این همان چیزی است که برخی آن را «تکبر معرفتی» مینامند؛ این تصور که میتوان همهچیز را به عدد، داده و محاسبه فروکاست.
مهدیزاده اضاه کرد: در چنین نگاهی، انسان به ماده خامی تبدیل میشود که میتوان هر شکلی به آن داد؛ در حالی که انسانیت انسان در اندیشیدن، معنا ساختن، انتخاب کردن و حتی عصیان کردن اوست. واقعیت این است که ما نباید در برابر این تحولات، صرفاً شیفته تکنولوژی باشیم. استفاده از ظرفیتهای داده، هوش مصنوعی و فناوریهای جدید ضروری است، اما در کنار آن، باید هوشیاری و بصیرت انتقادی نیز وجود داشته باشد
مشکل اصلی، فقدان فضیلت، بصیرت، عقلانیت و اراده انسانی برای حل مسائل است
وی یادآور شد: گاهی تصور میشود اگر فقط به حجم عظیمی از دادهها و اطلاعات دست پیدا کنیم، میتوانیم همه مسائل جهان را حل کنیم؛ در حالی که مسئله اصلی، صرفاً کمبود داده نیست. امروز درباره فقر، گرسنگی کودکان، خشونت علیه زنان، جنگ، تبعیض و بسیاری از بحرانهای اجتماعی، داده و اطلاعات فراوان وجود دارد. با یک جستوجوی ساده میتوان انبوهی از دادهها را پیدا کرد.
رئیس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی در پایان افزود: پس مشکل اصلی، کمبود اطلاعات نیست؛ بلکه فقدان فضیلت، بصیرت، عقلانیت و اراده انسانی برای حل مسائل است. تکنولوژی مهم است، داده مهم است، اما آنچه در نهایت تعیینکننده است، نوع نگاه و فهم انسانی ما از جهان و انسان است.

نظر شما :