کامران شیوندی، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی:
فرایند تحقق صلح جهانی از مسیر اخلاق با رویکرد عصب-روانشناسی چگونه شکل میگیرد؟
بر اساس مباحث کتاب «اطلس روانشناسی اخلاقی» (ترجمه کامران شیوندی) این فرآیند به شکل زیر شکل میگیرد گیرد:
الف) بنیادهای عصبی-شناختی ارزشهای اخلاقی در بستر تفاوتهای فرهنگی
بر اساس فصل مربوط به «نظریه بنیادهای اخلاقی» در این اطلس، نظام اخلاقی انسان ریشه در شش بنیاد فطری و جهانشمول دارد: مراقبت، انصاف، وفاداری، اقتدار، قداست و آزادی. با این حال، پژوهشهای علوم اعصاب، نشان دادهاند: که میزان برجستگی و فعالسازی هر یک از این بنیادها در مغز، به شدت تحت تأثیر فرهنگ و بافت اجتماعی قرار دارد. به عنوان مثال، فعالسازی نواحی مرتبط با همدلی، هنگام قضاوت درباره «مراقبت/آسیب» در فرهنگهای فردگرا بارزتر است، در حالی که در فرهنگهای جمعگرا، تکیه بر بنیادهای «وفاداری» و «اقتدار» نقش پررنگتری در تصمیمگیریهای اخلاقی دارد و فعالیت مدارهای عصبی مرتبط با هنجار و انطباق را افزایش میدهد. این یافتهها، مؤید آن است که با وجود «دستور زبان جهانی اخلاق»، نحوه ارجدهی به هر ارزش و سلسلهمراتب آن در میان ملل متفاوت است.
ب) نقش ارزشهای متعارض در تشدید منازعات بینمللی
فصلهای مربوط به «اخلاق و تعارض بینگروهی» در اطلس مذکور (مانند «اخلاق برای انتخاب جناح» و «اخلاق برای ما در مقابل آنها») به صراحت نشان میدهند که تفاوت در اولویتبندی ارزشهای اخلاقی، یکی از ریشههای اصلی منازعات انسانی است. تحقیقات نوین عصبشناسی، این موضوع را با مفهوم «لذت در برابر درد برونگروه» تبیین میکند. مطالعهای با استفاده ازEEG نشان داد، که افراد هنگام تصمیمگیری برای کمک به کودکی از گروهی که در گذشته به خانواده آنها آسیب رسانده، الگوهای متفاوتی از فعالیت امواج تتا در قشر میانی پیشانی از خود نشان میدهند که نمایانگر بازداری شدیدتر از انتخاب گزینههای صلحآمیز تحت تأثیر اطاعت از مرجع قدرت است. به بیان دیگر، ارزشهایی مانند «وفاداری به گروه خودی» یا «احترام به اقتدار»، در سطح عصبشناختی میتوانند بر ارزش جهانی «عدالت و کمک به همنوع» غلبه کنند و فرآیند آشتی را با مانع جدی مواجه سازند.
ج) مسیر تحقق صلح جهانی از رهگذر شناخت و تعدیل سوگیریهای عصبی-اخلاقی
«اطلس روانشناسی اخلاقی» با بهرهگیری از مفاهیمی مانند «نقش همدلی به عنوان یک نیروی اخلاقی» و «مدل فرآیندی مؤلفهای هیجانات اخلاقی» راهکارهایی برای نیل به صلح پایدار ارائه میدهد. یافتههای عصبشناسی، نشان میدهد که میتوان با تمرینهایی مانند «پرسپکتیو تیکینگ» (perspective-taking) و «بازچهارچوبگذاری اخلاقی» (moral reframing)، فعالیت شبکههای عصبی مرتبط با همدلی (مانند سیستم نورونهای آینهای) را تقویت کرد و در مقابل، پاسخ آمیگدال (مرکز ترس و تعصب) را به محرکهای برونگروهی کاهش داد. برای نمونه، پژوهشهای گروه «اندیشیدن آیسی» نشان داده است که مداخلات شناختی موفق، به افراد کمک میکند تا تعارضات خود با سایر گروهها را در چارچوبهای اخلاقی پیچیدهتری ببینند و از قضاوتهای دوقطبی «ما خوب/آنها بد» اجتناب کنند. در نهایت، دستیابی به صلح جهانی مستلزم آن است که نهادهای بینالمللی با الهام از این یافتهها، برنامههایی را برای «آموزش هوش اخلاقی» و «گفتگوی مبتنی بر علوم اعصاب» در میان ملتها طراحی و اجرا کنند تا بتوانند ضمن حفظ وفاداری به ارزشهای بومی، بر بنیادهای مشترک اخلاقی انسانی (مانند انصاف و مراقبت) برای حل وفاق تأکید ورزند.
تلویحات کاربردی از کتاب دوجلدی اطلس روانشناسی اخلاقی؛ شیوندی؛ انتشارات دانشگاه علامه طباطبائی
جلسه آنلاین مورخ 26 فروردین ماه 1405؛ درس مبانی روانشناختی تربیت اخلاقی، دوره کارشناسیارشد

نظر شما :