ماندانا تیشه‌یار، عضو هیئت علمی گروه مطالعات آسیایی در موسسه آموزش عالی بیمه اکو، دانشگاه علامه طباطبائی و عضو انجمن علمی مطالعات صلح ایران:

آیین جوانمردی در جنگ‌ها به روایت شاهنامه

۲۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۲۱:۰۸ کد : ۲۲۱۵۹ اخبار عمومی صفحه نخست
تعداد بازدید:۱۱۵
کتاب شاهنامه که حدود یک هزار سال پیش توسط فردوسی، شاعر نامدار ایرانی، سروده شده، یکی از شاهکارهای زبان و ادب فارسی به شمار می رود. این کتاب روایتگر آداب و رسوم، ویژگی‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و نظامی جوامع گوناگون و نیز روابط و مناسبات میان ایرانیان با یکدیگر و با مردمان دیگر سرزمین ها است.
آیین جوانمردی در جنگ‌ها به روایت شاهنامه

در اغلب بخش های این کتاب، داستان جنگ های ایران با دیگر سرزمین ها روایت شده است. اما در مجموع، در سخن قهرمانان کتاب به روشنی می توان دید که صلح و آشتی را به جنگ ترجیح می داده اند.

شاهان بارها به صراحت می گویند: «ز جنگ، آشتی بی گمان بهتر است» و به فرماندهان سپاه و وزیران یادآور می شوند که پرهیز از آغاز جنگ، از نشانه های رفتار بزرگ زادگان است. در یکی از این داستان ها، کیخسرو شاه ایران به فرماندهان سپاهش پیش از جنگ چنین پند می دهد:

ـ به کسی ستم نکنید

ـ خانه های آباد را ویران نکنید

ـ کسی را که با شما نمی جنگد، نکشید

ـ با دادگری رفتار کنید

ـ دشمن را پند دهید تا دست از جنگ بکشد

ـ در همه جا خداوند را به نیکی یاد کنید.

آنان همچنین در موارد متعدد هنگامی که دشمن پیشنهاد صلح در میانه جنگ می داد، حتی اگر از نظر نظامی دست بالا را داشتند، ترجیح می دادند که بر سر میز گفت وگو بنشینند. نمونه آن را می توان در جنگ میان کیقباد شاه ایرانی و پشنگ شاه تورانی دید.

در این بخش از تاریخ اسطوره ای شاهنامه، با رسیدن خبر درگذشت شاه ایران به تورانیان، آنان لشگری آماده کرده و تصمیم می گیرند تا پیش از به تخت نشستن شاه تازه در ایران، از رود جیحون گذر کرده و به سوی ایران زمین بروند. شماری از بزرگان ایران به زابلستان نزد زال رفته و از او می خواهند برای نجات ایران کاری بکند. او سپاهی بزرگ از سراسر ایران زمین گرد می آورد و برای نخستین بار، فرزند نوجوانش، رستم را هم اجازه نبرد می دهد.

پس از آراستن لشگر ایرانیان، زال و دیگر بزرگان پیش از آغاز نبرد، کیقباد را که از نوادگان فریدون بود، از البرز کوه آورده و بر تخت پادشاهی ایران می نشانند. با آغاز جنگ، رستم جوان و دیگر پهلوانان ایرانی (قارن، گشواد، مهراب، خُراد، بُرزین، گَژدَهم و دیگران) چنان دلاورانه می جنگند که تورانیان که تا رود ری آمده بودند، تا دامغان و سپس تا جیحون عقب نشینی می کنند. افراسیاب با توصیف اقتدار ایرانیان، به پدرش پشنگ پیشنهاد می کند که دست از جنگ بکشند:

«جز از آشتی جُستنش رای نیست / که با او سپاه تو را پای نیست...

تو را جنگ ایران چو بازی نِمود / ز بازی سپه را درازی فُزود»

از این رو، پشنگ فرستاده ای باهوش و شایسته را نزد ایرانیان می فرستد:

«یکی مرد با هوشِ دل برگزید / فرسته بدایران، چُنان چون سَزید»

و نامه ای خطاب به سالار ایران سپاه می نویسد و پس از ستایش پروردگار و یاد کردن از فریدون و دیگر بزرگان به نیکی، پیشنهاد می دهد که هر یک از دو سپاه به سر مرزهای پیشین خود بازگردند و صلح و آشتی برقرار شود. کیقباد در پاسخ نوشت همانطور که می دانید، ما جنگ را آغاز نکردیم. با این همه، آماده بستن پیمان آشتی هستیم:

«چُنین داد پاسخ که دانی درست / که از ما نبُد پیشدستی نخست

ز تور اندرآمد نخستین ستم / که شاهی چُن ایرج شد از تخت کم

بدین روزگاراندر افراسیاب / بیامد بدایران و بگذاشت آب...

به نُوی یَکی باز پیمان نبشت / به باغ بزرگی درختی بکِشت»

اگرچه فردوسی این کار کیقباد را نشان از بزرگی او می داند، اما در ادامه داستان می توان دید که رستم جوان از این توافق ناراضی است و به شاه می گوید دشمن در حال شکست خوردن است و اینک زمان آشتی نیست. کیقباد که رهبری خردمند و باتجربه است به رستم می گوید هنگامی که دشمن سر از جنگ بیرون می کشد، دانا کسی است که ناراستی را کنار گذاشته و رو به آشتی می آورد:

«بدو گفت رستم که ای شهریار / مجوی آشتی در گهِ کارزار

نبود آشتی هیچ در خوردشان / بدین روز گُرز من آوردشان

به رستم چنین گفت پس کیقباد / که چیزی ندیدم نکوتر ز داد ...

سزد گر هر آنکس که دارد خرد / به کژی و ناراستی ننگرد»

یکی دیگر از شخصیت های صلح دوست در شاهنامه، سیندخت، همسر شاه کابلستان است. او از راه گفت وگوهای دیپلماتیک می تواند جلوی جنگ میان کابلستان و زابلستان را بگیرد و زمینه پیوند میان دخترش روداوه، با زال (پسر سام، سپهسالار سپاه ایران) را فراهم آورد که از دل این پیوند، رستم (پهلوان اسطوره ای ایرانی) زاده می شود. به گفته خجسته کیا، در این داستان، طرحی هرچند کمرنگ از باوری کهن به یادگار مانده و آن نقش زن است در پاسداری از شهر. در چنین باوری، سیندخت شهربان است. پاسداری از کابلستان پاره ای است از خویشکاری بانوی آن شهر به پیروی از نمونه کهن آیینی که پاسداری قدسی از شهر و قوم، بر عهده ایزد مادر بوده و زنان از شهر خود دفاع می کردند.

یکی دیگر از شخصیت های جاودانی شاهنامه، سیاوش است. در حالی که سپاه او در جنگ در حال پیروز شدن هستند، از سوی افراسیاب که دشمن دیرینه ایران است، هیاتی بزرگ با هدایای بسیار برای رساندن پیام درخواست صلح و آشتی نزد او می آیند. پدر سیاوش که پادشاه ایران است، به او امر می کند که جنگ را تا نابودی دشمن ادامه دهد، اما سیاوش ترجیح می دهد که به صلح روی آورد. او بعدها به دست افراسیاب کشته می شود و به نماد مظلومیت در تاریخ ایران بدل می گردد. شاهرخ مسکوب او را چهره زمینی ایزد مهر می داند که کارش نگهداری پیمان ها و تداوم دوستی ها است.

جهان سیاوش، جهان انسان دوستی،‌ مدارا و نفی خشونت است. می توان شخصیت سیاوش در شاهنامه را نماد آرمانخواهی صلح دوستانه دانست. در ژانر حماسه، مبارزه و خشونت اصل حاکم است، اما حکمت فردوسی این قاعده را می شکند. جامعه مطلوب شاهنامه، جامعه ای دانامحور است که در آن کرامت انسانی یک اصل خدشه ناپذیر به شمار می رود.

اما چرا جنگ؟

به طور کلی علت جنگ ها در این کتاب را می توان به دو دسته تقسیم کرد. نخست به خاطر آرمانی عادلانه مانند جلوگیری از ویرانی ایران (که می توان آن را با نظریه جنگ مشروع امروزی مقایسه کرد) و دوم، خونخواهی برای رسیدن به دادگری. خونخواهی همیشه یکی از سبب های جنگ بود. گاه خون ایرج و گاه خون سیاوش و دیگر شاهان و پهلوانان که بی گناه کشته شده اند، دست مایه جنگ های تازه می شد. در واقع خونخواهی برای آن بوده که بیداد و بدی نباید بی سزا بماند.

با چنین اهدافی، هنگامی که تصمیم به جنگیدن گرفته می شد، این جنگ برای سپاهیان ایران، جنگ میان اهریمن و اهورا، خیر و شر، و نیکی و بدی بود. همچنین مفهوم شهادت و جاودانگی به عنوان یک ارزش مقدس در میان سپاهیان ترویج داده می شد تا دلاورانه بجنگند و از مرگ ابایی نداشته باشند.

ویژگی های ارتش ایران چه بودند؟

جنگ برای پهلوانان و ارتشیان ایرانی آداب و رسوم ویژه خود را داشت. عقب نشینی کردن در برابر دشمن، نشانه پستی و زبونی بود. در همین حال، هنگامی که دشمن شکست می خورد، جان اسیران در امان بود چرا که رفتار ناشایست با اسیران، خشم پروردگار را بر می انگیخت. با اینهمه، اگر دشمن از این روش برای فریب سپاه ایران استفاده کرده بود، و بار دیگر به ایرانیان حمله می کرد، آنگاه به او شکست سختی می دادند.

همچنین، اردشیر پادشاه ساسانی به سپاهیانش پند می دهد که اگر دشمن رو به گریز برد، دیگر او را تعقیب نکنند و نکشند. در موارد بسیاری نیز دیده می شود که پس از فتح یک شهر، زنان، کودکان و پیران امان داده می شدند. برای نمونه، در جنگ با روم، هنگامی که شمار زیادی کودک به دربار آورده می شوند،‌ انوشیروان دستور می دهد که آنها را به همراه هدایایی، به مادرانشان بازگردانند. در برخی موارد حتی دیده می شد که چون شماری از سربازان دشمن زخمی شده بودند، چند روزی آتش بس داده می شد تا آنها زخم ها را درمان کنند و سپس جنگ از سر گرفته می شد.

درباره تاکتیک های جنگی، شبیخون زدن کاری ناپسند و به دور از اخلاق جوانمردی به شمار می آمد. همچنین کمین گذاشتن و نیرنگ به کار بستن، نشانه بزدلی و ترس بود. و کسی که پیمان شکنی می کرد، همواره مورد نکوهش قرار می گرفت.

در این میان، آداب دیپلماتیک نیز در طول جنگ رعایت می شد. فرضا اگر شاه دشمن به هنگام جنگ به اسارت در می آمد، به دور از خرد و آیین جوانمردی بود که او را بکشند. همچنین اگر شاه دشمن در طول جنگ کشته می شد (مانند شاه مکران)، بدن او با احترام بسیار و طی مراسمی رسمی به خاک سپرده می شد. در این داستان ها می توان دید که در هیچ مورد به جان پیک جنگی تعرض نشده و حتی در بیشتر موارد او را با هدایای نفیس به سپاه دشمن برگردانده اند.

نکته جالب دیگر، شیوه گرفتن غرامت از دشمن شکست خورده است. در یکی از جنگ ها که قیصر روم به ایران حمله کرده و سپس شکست سختی از سپاه ایران خورده بود، شاپور پادشاه ایران به او می گوید:

ـ هرچه از ایران غارت کرده و برده ای، باید بازگردانی

ـ هر خانه و دیواری که خراب کرده ای، باید بسازی

ـ هر درختی که کنده ای، باید بکاری

ـ به ازای هر ایرانی که کشته ای، باید ده رومی از نژاد کیانی به ایران بفرستی.

تداوم تاریخی شاهنامه خوانی در طی بیش از یک هزار سال، به خوبی نشانگر ذهنیت عمومی جامعه بزرگ ایران فرهنگی در سراسر این حوزه تمدنی نسبت به مفاهیم جنگ و صلح و توجه به آداب و رسوم و اندیشه های مروج صلح به عنوان یک ارزش فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است.

اگرچه امروزه مهمترین منابع حقوق جنگ عبارتند از عرف، اصول کلی حقوقی و قراردادهای بین المللی، اما بنا به داستان های شاهنامه، می توان گفت که «اصول اخلاقی و آیین جوانمردی» نیز ملاک مهمی در تعیین حقوق جنگ به شمار می رفته اند. و این تفاوت مهمی است که ذهنیت تاریخی ایرانیان نسبت به جهان و هستی و ماهیت جنگ و صلح را در برابر برخی دیگر از ملت ها شکل می دهد.

کلیدواژه‌ها: آیین جوانمردی شاهنامه روایت شاهنامه آیین جوانمردی در جنگ‌ها ماندانا تیشه‌یار بانوان عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی موسسه آموزش عالی بیمه اکو عضو انجمن علمی مطالعات صلح ایران


اخبار مرتبط


نظر شما :