اساتید دانشگاه علامه در خط مقدم تبیین حوادث اخیر/نقش علوم تربیتی در عبور از فتنه‌ها و تحول بومی علوم انسانی

۰۵ بهمن ۱۴۰۴ | ۰۳:۱۹ کد : ۲۱۹۷۱ اخبار عمومی صفحه نخست جامعه و فرهنگ
تعداد بازدید:۱۷۴
دومین نشست سراسری کارگروه تخصصی علوم تربیتی شبکه تخصصی تحول در علوم انسانی بسیج اساتید کشور با حضور استادان دانشگاه علامه طباطبائی برگزار شد.
اساتید دانشگاه علامه در خط مقدم تبیین حوادث اخیر/نقش علوم تربیتی در عبور از فتنه‌ها و تحول بومی علوم انسانی

به گزارش عطنا به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج اساتید کشور، حسن ملکی رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی شبکه تخصصی تحول در علوم انسانی سازمان بسیج اساتید کشور در دومین نشست سراسری کارگروه تخصصی علوم تربیتی شبکه تخصصی تحول در علوم انسانی بسیج اساتید که در تهران برگزار شد ضمن قدردانی از حاضران و برگزارکنندگان این جلسه، با اشاره به اهمیت برگزاری چنین نشست‌هایی، به تشریح ابعاد مختلف تحولات اخیر کشور پرداخت و نقش جامعه علمی، به‌ویژه متخصصان علوم تربیتی، را در تحلیل و مواجهه با این رویدادها حائز اهمیت دانست.

تبیین نقش علوم تربیتی در عبور از فتنه‌ها و تحول بومی علوم انسانی

وی با اشاره به حوادث اخیر کشور، این رویدادها را از جمله فتنه‌های بزرگ و پیچیده تاریخ جمهوری اسلامی ایران توصیف کرد و افزود: در این رخدادها، ترکیبی از جریان‌های معاند داخلی و خارجی، از گروه‌های تروریستی و جریان‌های سلطنت‌طلب تا عناصر وابسته به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه، به‌صورت هم‌زمان علیه نظام جمهوری اسلامی وارد عمل شدند، اما ملت ایران با هوشیاری، بصیرت و همراهی با رهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب اسلامی، بار دیگر از این آزمون دشوار سربلند عبور کرد.

رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبایی با تأکید بر ماهیت مستمر تقابل جبهه حق و باطل، اظهار کرد: مواجهه ملت ایران با دشمنان، مواجهه‌ای مقطعی و گذرا نیست و ریشه در تضاد بنیادین دو منظومه فکری دارد؛ از یک سو گفتمان عدالت‌محور، استقلال‌طلب و ضد ظلم انقلاب اسلامی و از سوی دیگر جبهه استکبار جهانی با رویکرد سلطه‌گرایانه و ضد انسانی. در چنین شرایطی، هرگونه ساده‌انگاری نسبت به ماهیت این تقابل، می‌تواند هزینه‌های جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد.

نه کمونیسم شرقی و نه لیبرالیسم غربی قادر به تأمین الگوی مطلوب تمدن اسلامی نیستند

ملکی در ادامه با اشاره به جایگاه راهبردی علوم انسانی و علوم تربیتی در این تقابل تمدنی، تصریح کرد: تحول علوم انسانی، به‌ویژه در حوزه تعلیم و تربیت، از مهم‌ترین مأموریت‌های علمی کشور به شمار می‌رود و تحقق آن، بدون تکیه بر مبانی فکری اسلام و فرهنگ ایرانی امکان‌پذیر نیست. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» همچنان یک اصل زنده و بنیادین است و هرگز به معنای انزوا یا تقابل کورکورانه با جهان نیست، بلکه تأکید بر استقلال فکری و پرهیز از الگوگیری عاریتی از مکاتب مسلط شرق و غرب دارد.

وی با بیان اینکه نه کمونیسم شرقی و نه لیبرالیسم غربی قادر به تأمین الگوی مطلوب تمدن اسلامی نیستند، افزود: علوم انسانی و تربیتی کشور باید بر پایه نیازهای واقعی جامعه ایرانی و اقتضائات فرهنگی و دینی آن بازتعریف شود. تولید دانش بومی و اسلامی به معنای نفی علم روز یا تجربه‌های جهانی نیست، بلکه به معنای بهره‌گیری هوشمندانه از دستاوردهای بشری در چارچوب نظام فکری مستقل و بومی است.

ورود بسیج اساتید به عرصه تحول علوم انسانی، ناظر بر احساس یک ضرورت ملی بوده است

رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اقدامات صورت‌گرفته در سال‌های گذشته برای تحول علوم انسانی، خاطرنشان کرد: طی بیش از چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تلاش‌های متعددی از سوی استادان، دانشگاه‌ها و نهادهای علمی برای بازنگری در برنامه‌های درسی و مبانی نظری علوم انسانی انجام شده و تشکیل شورای تحول علوم انسانی نیز گامی مهم در این مسیر بوده است، اما پیچیدگی مسائل امروز جامعه، نیازمند رویکردی کاربردی‌تر و مسئله‌محورتر است.

ملکی با تشریح نقش بسیج اساتید در این حوزه، گفت: ورود بسیج اساتید به عرصه تحول علوم انسانی، ناظر بر احساس یک ضرورت ملی بوده است؛ ضرورتی که نشان می‌دهد برخی مسائل یا به اندازه کافی پیش نرفته‌اند یا نیازمند هم‌افزایی جدی‌تر هستند. در همین راستا، کمیته تحول علوم انسانی و کارگروه تحول در امور تربیتی با هدف کمک به این فرآیند شکل گرفته‌اند.

وی رویکرد اصلی این کارگروه را «کاربردی‌سازی علوم تربیتی» عنوان کرد و افزود: در کنار اسلامی‌سازی، بومی‌سازی و روزآمدسازی علوم انسانی، امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به راهکارهای عملی و قابل اجرا در حوزه تعلیم و تربیت نیاز دارد. مسئله‌های اجتماعی، فرهنگی و امنیتی، زمان‌مند هستند و اگر در زمان مناسب برای آنها چاره‌اندیشی نشود، در آینده به بحران‌های عمیق‌تری تبدیل خواهند شد.

رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی با تأکید بر ضرورت شناسایی نظام مسائل حوزه تعلیم و تربیت، تصریح کرد: نخستین گام در مسیر تحول، دستیابی به تصویری روشن و منظم از مسائل اصلی این حوزه است. پس از آن، باید راهبردهای مواجهه با این مسائل مشخص و بر اساس آن، برنامه‌های سالانه، محورها و حتی برآوردهای مالی تدوین شود تا اقدامات از حالت شعاری خارج شده و به نتایج ملموس منجر شود.

نقش علوم تربیتی در شرایط پس از بحران‌ها و جنگ‌های ترکیبی

وی در بخش دیگری از سخنان خود، به نقش علوم تربیتی در شرایط پس از بحران‌ها و جنگ‌های ترکیبی اشاره کرد و افزود: حوادث اخیر کشور، بار دیگر این پرسش اساسی را مطرح کرده که نخبگان و استادان علوم تربیتی چه نقشی می‌توانند در افزایش تاب‌آوری اجتماعی، پیشگیری از آسیب‌ها و توانمندسازی نسل‌های آینده ایفا کنند. پاسخ به این پرسش، نیازمند همفکری، اجماع علمی و طراحی برنامه‌های منسجم است.

ملکی در پایان با ابراز امیدواری نسبت به  این نشست، تأکید کرد: انتظار می‌رود با مشارکت فعال استادان و صاحب‌نظران، ضمن تبیین مأموریت‌های کارگروه تحول در امور تربیتی، مسیر روشنی برای اقدامات آینده ترسیم شود تا علوم تربیتی بتواند نقش واقعی خود را در پیشرفت علمی، فرهنگی و اجتماعی کشور ایفا کند.

نخستین مسئله کلان؛ فقدان نظریه‌پردازی ایرانیاسلامی در مطالعات برنامه درسی

وی در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی مسائل کلان و خرد حوزه مطالعات برنامه درسی پرداخت و اظهارداشت: حل چالش‌های موجود نیازمند هم‌اندیشی مستمر و اقدامات ساختاری است. وی اظهار داشت که در دو ماه اخیر جلسات مجازی و تلفنی متعددی با اعضای کمیته برگزار شده و در نهایت امروز فهرستی از مسائل کلان و ذیل آن مسائل خرد به بحث گذاشته شد.

وی نخستین مسئله کلان را فقدان نظریه‌پردازی ایرانیاسلامی در مطالعات برنامه درسی عنوان کرد، و افزود: در حالی که در سایر علوم انسانی نیز کمبود نظریه بومی محسوس است، علوم تربیتی با ضعف جدی در تولید نظریه‌های قابل اجماع مواجه است.

برخی استادان جرئت ورود به نقد نظریه‌های غربی را ندارند

رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی ادامه داد: «برخی استادان جرئت ورود به نقد نظریه‌های غربی را ندارند و غالباً تنها به ترجمه و تدریس آن‌ها بسنده می‌کنند. این در حالی است که باید مسیر تولید نظریه‌های اسلامی و بومی با شجاعت علمی دنبال شود.»

ملکی به مسائل خرد ذیل این مسئله کلان اشاره کرد و ضعف در مبانی و روش‌شناسی تولید دانش اسلامی ایرانی را یکی از مهم‌ترین چالش‌ها دانست. وی یادآور شد: گاهی علاقه و انگیزه فردی وجود دارد، اما در بعد روش‌شناسی، خلأهای اساسی احساس می‌شود و نیازمند فعالیت‌های تحقیقاتی و توسعه‌ای است.

تدوین نظام مسائل مشخص برای همسویی برنامه درسی با نیازهای جامعه ضروری است

رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی گفت: ارتباط موجود غالباً فردی است و کمتر به شکل سازمانی و ساختاری برقرار شده است. بدون وجود الگوهای ساختاری و زیرساخت‌های حمایتی قانونی، مادی و فرهنگی، ارتباط اثربخش میسر نخواهد شد.

ملکی افزود: تدوین نظام مسائل مشخص برای همسویی برنامه درسی با نیازهای جامعه ضروری است و تأکید کرد: «مسائل باید دقیق و عینی تعریف شوند تا ارتباط دانشگاه با جامعه واقعی و اثرگذار باشد.

وی با بیان اینکه مسئله کلان سوم، کمبود نیروی انسانی کارآمد و تحول‌خواه است، خاطرنشان کرد: نیروی انسانی تحول‌گرا، علاقه‌مند به تغییر و توانمند در برنامه‌ریزی آموزشی، یکی از نقاط ضعف اساسی ماست. تربیت کارشناس و استاد دانشگاه نیازمند فرایندی نظام‌مند است که تاکنون مغفول مانده است.

هم‌اکنون استفاده از هوش مصنوعی در علوم تربیتی فاقد چارچوب ساختاری و نظام‌مند است

رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی یادآور شد:  بسیاری از کارشناسان فعلی با روش آزمون و خطا به موقعیت‌های خود رسیده‌اند و ضرورت ایجاد نهضتی برای تربیت کارشناس و استاد آموزش عالی احساس می‌شود.

ملکی مسئله کلان چهارم، هوش مصنوعی و نقش آن در برنامه درسی عنوان کرد و گفت: هم‌اکنون استفاده از هوش مصنوعی در علوم تربیتی فاقد چارچوب ساختاری و نظام‌مند است و خطر تبدیل شدن به سرباز این فناوری بدون بهره‌گیری سازنده وجود دارد. برای بهره‌گیری بهینه از ظرفیت هوش مصنوعی، طراحی الگوهای فعال و پیش‌رونده ضروری است.

تنها با اقدامات نظام‌مند و پژوهش‌های مستمر، می‌توان به اهداف تعلیم و تربیت در تراز انقلاب اسلامی دست یافت

وی آخرین مسئله کلان مطرح شده، چالش‌ها و ناکارآمدی نظام برنامه درسی در تربیت دانش‌آموزان در تراز انقلاب اسلامی است.

وی بیان کرد: با وجود آموزش معارف اسلامی و ادبیات فرهنگی، خروجی‌های مطلوبی که انتظار داریم حاصل نمی‌شود و این امر نیازمند بررسی‌های پژوهشی دقیق، هم‌اندیشی‌های متعدد و حل مسائل بدون هیچ غرضی است.

رئیس کارگروه تحول در علوم تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اهمیت پذیرش واقعی مشکلات و تلاش برای رفع آن‌ها تأکید کرد: اگر به سمت حل مسائل علمی و عملی تعلیم و تربیت حرکت نکنیم، موفقیت‌های واقعی به دست نخواهد آمد.

ملکی در پایان تأکید کرد که حل چالش‌های نظام برنامه درسی نیازمند اقدام همزمان در چند حوزه کلیدی شامل تولید نظریه بومی، ایجاد ارتباط ساختاری با جامعه، تربیت نیروی انسانی تحول‌خواه و بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری‌های نوین است و تنها با اقدامات نظام‌مند و پژوهش‌های مستمر، می‌توان به اهداف تعلیم و تربیت در تراز انقلاب اسلامی دست یافت.

واحدی: پنج چالش اساسی تکنولوژی آموزشی در ایران؛ از فقدان نقشه راه تا تربیت فناورانه

مهدی واحدی، دبیر کارگروه تخصصی علوم تربیتی کمیته تحول علوم انسانی و حکمرانی سازمان بسیج اساتید کشور نیز در این نشست گفت: نظام تکنولوژی آموزشی کشور با مسائل کلان و خرد متعددی مواجه است که از جمله آن‌ها می‌توان به فقدان نقشه راه، ضعف نظریه‌پردازی بومی، بهره‌گیری ناکافی از فناوری‌های نوین، ابهام در نسبت فناوری و خلأ تربیت فناورانه اشاره کرد.

وی به ارائه و بررسی مهم‌ترین مسائل این حوزه پرداخت و بر ضرورت اقدامات هماهنگ و سیاست‌گذاری مستمر تأکید کرد و گفت: پیش از این جلسه، استمزاجی از حدود بیست استاد تکنولوژی آموزشی در دانشگاه‌های مختلف کشور انجام شده که منجر به استخراج چهل مسئله شده است.

نخستین مسئله فقدان نقشه راه و برنامه راهبردی تکنولوژی آموزشی

وی افزود: با جمع‌بندی، حذف تکراری‌ها و دسته‌بندی مسائل، پانزده مسئله در سه سطح کلان و میانی مشخص شد که در جلسه امروز مورد بحث و بررسی قرار گرفت و در نهایت پنج مسئله اصلی و راهبردی در حوزه تکنولوژی آموزشی کشور مورد توافق قرار گرفت.

واحدی نخستین مسئله را فقدان نقشه راه و برنامه راهبردی تکنولوژی آموزشی در کشور عنوان کرد و بیان کرد: این خلا، روند توسعه و بهره‌گیری از تکنولوژی آموزشی را با اختلال مواجه کرده است.

وی دومین چالش را ضعف نظریه‌پردازی بومی و چارچوب‌های طراحی آموزشی دانست و توضیح داد: متأسفانه در موضوع طراحی آموزشی به عنوان قلب تکنولوژی آموزشی، نظریه‌پردازی مبتنی بر ارزش‌ها و گزاره‌های دینی و بومی با مقاومت مواجه است و تصور غالب این است که تکنولوژی آموزشی جنبه اسلامی یا غیر اسلامی ندارد. در حالی که وقتی فناوری را از نگاه کلان تعریف کنیم، فلسفه و مبانی ارزشی و معرفتی آن کاملاً مشخص است. ضعف نظریه‌پردازی بومی در این حوزه یکی از اصلی‌ترین چالش‌ها محسوب می‌شود.»

نسبت میان فناوری‌های نوین، جنبه‌های پرورشی هنوز به صورت علمی و نظام‌مند تعیین نشده است

وی سومین مسئله را عدم بهره‌گیری مؤثر از فناوری‌های هوشمند و نوین در فرآیند تعلیم و تربیت عنوان کرد و گفت: با وجود پژوهش‌های نظری و تولید اسناد متعدد، در عمل بهره‌گیری از فناوری‌های نوین، به ویژه هوش مصنوعی، در نظام آموزش کشور ناکافی است و این امر عدالت آموزشی را تحت تأثیر قرار داده و شکاف دیجیتالی مشهودی ایجاد کرده است. آثار این خلأ در کیفیت آموزش‌های مجازی و آموزش در شرایط بحرانی به وضوح دیده می‌شود.

 وی تصریح کرد: نسبت میان فناوری‌های نوین، جنبه‌های پرورشی هنوز به صورت علمی و نظام‌مند تعیین نشده است و این خلأ به عنوان یک مسئله نظری و پژوهشی مغفول مانده که نیازمند مطالعات دقیق و تدوین الگوهای مناسب است».

 وی توضیح داد: با وجود سند تحول بنیادین و شش ساعت تربیتی اختصاص یافته به تربیت علمی و فناورانه، تولیدات و فعالیت‌های عملی در این حوزه ناچیز است. بخش قابل توجهی از اقدامات محدود به نظریه‌پردازی یا حداقل نظرورزی بوده و فاقد چارچوب عملی و کاربردی است.

امروز تربیت جوانان و نوجوانان در دل فناوری‌ها رخ می‌دهد

واحدی با اشاره به اهمیت تربیت فناورانه تصریح کرد: جوانان و نوجوانان امروز تربیت‌شان در دل فناوری‌ها رخ می‌دهد و این روند نیازمند برنامه‌ریزی هدفمند، سیاست‌گذاری راهبردی و مشارکت فعال تکنولوژیست‌های آموزشی است تا تربیت فناورانه به صورت ساختاری و نظام‌مند شکل گیرد.

وی تأکید کرد: حل این پنج مسئله نیازمند اقدامات هم‌زمان در سطح ملی است و افزود: فقدان نقشه راه، ضعف نظریه‌پردازی بومی، بهره‌گیری ناکافی از فناوری‌های نوین، ابهام در نسبت پداگوژی و فناوری و خلأ تربیت فناورانه، موانعی اساسی هستند که توسعه تکنولوژی آموزشی کشور را محدود کرده‌اند. بدون بازنگری جامع، سیاست‌گذاری مستمر و تدوین راهبردهای عملی، دستیابی به اهداف تعلیم و تربیت در سطح ملی با چالش‌های جدی مواجه خواهد بود.

عباسپور: مدیریت آموزشی ایران در بن‌بست کارآمدی؛ از فقدان نظریه تا بحران تصمیم‌گیری

عباس عباسپور، عضو کارگروه تحول در امور تربیتی و استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی هم در این نشست گفت: نظام مدیریت آموزشی کشور با انباشت مسائل حل‌نشده، ضعف نظریه‌پردازی، ناهماهنگی ساختاری و تصمیم‌گیری‌های کند مواجه است و بدون بازتعریف مبانی، راهبردها و الگوی حکمرانی، نمی‌توان انتظار اثربخشی از آموزش و پرورش داشت.

وی افزود: گروهی متشکل از اعضای کارگروه با محوریت گفت‌وگوهای عمیق و فرصت‌یافته علمی، به تحلیل نظام مسائل مدیریت آموزشی پرداختند؛ فرصتی که به‌رغم هم‌گروه بودن اعضا در سال‌های گذشته، کمتر امکان تحقق آن فراهم شده بود.

یکی از مسائل کلیدی، ضرورت گذار از «مدیریت آموزشی» به «رهبری آموزشی» است

عباسپور با بیان اینکه مأموریت این کمیته «تحلیل نظام مسائل مدیریت آموزشی و ارائه راهبردهای پیشنهادی» بوده است، بیان کرد: در بررسی‌های انجام‌شده، سه محور اصلی در کانون توجه قرار گرفت که نخستین محور، خودِ مسئله‌شناسی و درک ماهیت نظام مسائل مدیریت آموزشی است. در این رویکرد، مدیریت آموزشی نه با یک مسئله منفرد، بلکه با مجموعه‌ای از مسائل درهم‌تنیده و چندلایه مواجه است که هرگونه مواجهه سطحی با آن، منجر به جابه‌جایی مشکل از یک بخش به بخش دیگر می‌شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به نکات مطرح‌شده از سوی دیگر اعضای کارگروه، ادامه داد: یکی از مسائل کلیدی، ضرورت گذار از «مدیریت آموزشی» به «رهبری آموزشی» است. این گذار امروز به‌عنوان یک چالش جدی در نظام آموزش و پرورش کشور مطرح است و بدون آن، نمی‌توان انتظار تحول واقعی در مدرسه و کلاس درس داشت.

موضوع فاینانس آموزشی از مسائل بدیهی اما تعیین‌کننده است

عباسپور دومین مسئله بنیادین را «حکمرانی چندسطحی در آموزش» دانست و بیان کرد: در وضعیت فعلی، انسجام و پیوند مؤثری میان نظام آموزش و پرورش عمومی و نظام آموزش عالی وجود ندارد. خروجی‌های آموزش عمومی، الزامات و استانداردهای آموزش عالی را تأمین نمی‌کنند و وقتی نسبت ورودی و خروجی به‌درستی تعریف نشود، مسئله از یک مقطع به مقطع دیگر منتقل می‌شود و به‌جای حل شدن، به چرخه‌ای از مشکلات مزمن تبدیل می‌شود.

وی مسئله سوم را تأمین مالی آموزش و پرورش عنوان کرد و افزود: موضوع فاینانس آموزشی از مسائل بدیهی اما تعیین‌کننده است و به‌عنوان موتور محرکه نظام آموزشی شناخته می‌شود. هرگونه سیاست‌گذاری بدون توجه به منابع مالی پایدار، عملاً به بن‌بست اجرایی منتهی خواهد شد.

یکی از پرسش‌های اساسی، زاویه ورود به مسئله مدیریت آموزشی است

استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی با تأکید بر نقش کیفیت، تصریح کرد: کیفیت آموزش به‌عنوان یک مسئله عام و فراگیر، باید در مرکز توجه قرار گیرد. بدون ارتقای کیفیت، افزایش ساختارها، اسناد و برنامه‌ها نتیجه‌ای در پی نخواهد داشت.

عباسپور با اشاره به مداخله تحلیلی دیگر در این نشست، بیان کرد: یکی از پرسش‌های اساسی، زاویه ورود به مسئله مدیریت آموزشی است. باید مشخص شود تحلیل مسائل از سطح عالی و ستادی صورت می‌گیرد یا از سطح میانی و عملیاتی. مسائل مدیریت مدرسه با مسائل مدیریت منطقه‌ای و استانی تفاوت‌های جدی دارد، در حالی که امروز بیش از ۷۰۰ منطقه آموزشی در کشور وجود دارد و هنوز ارزیابی دقیقی در خصوص کارآمدی این الگوی ساختاری، به‌ویژه در عصر فناوری‌های نوظهور، انجام نشده است.

وی ادامه داد: لازم است بررسی شود آیا ساختار فعلی، متناسب با نیازهای امروز آموزش و پرورش است یا همچنان بر الگوهای دو یا سه دهه گذشته تکیه دارد؛ الگویی که ممکن است دیگر توجیه کارکردی نداشته باشد.

ترکیبی نامنسجم از رویکردهای غربی و اسلامی شکل گرفته است

عضو کارگروه تحول در امور تربیتی یکی دیگر از چالش‌های اساسی را ضعف نظریه و نظریه‌پردازی در حوزه مدیریت آموزشی دانست و افزود: هنوز اجماع روشنی درباره مفهوم تعلیم و تربیت و آموزش و پرورش وجود ندارد. آنچه در سیاست‌ها دیده می‌شود با آنچه در میدان عمل اتفاق می‌افتد هم‌خوانی ندارد و ترکیبی نامنسجم از رویکردهای غربی و اسلامی شکل گرفته است؛ وضعیتی که سیاست‌گذاری را آسیب‌پذیر و اجرا را با اختلال مواجه می‌کند.

عباسپور با اشاره به جایگاه تصمیم‌گیری، اظهار کرد: تصمیم‌گیری قلب تپنده مدیریت آموزشی است. کندی، تعدد مراکز تصمیم‌گیر و نبود نظام تصمیم‌سازی کارآمد، خسارت‌های جدی به آموزش و پرورش وارد کرده است.

الگوی نظارت آموزشی همچنان بر چارچوب‌های بوروکراتیک و قدیمی استوار است

وی مسئله طراحی نظام مدیریت آموزشی را از دیگر چالش‌ها برشمرد و گفت: کشور فاقد یک مدل جامع طراحی مدیریت آموزشی است. در این طراحی، باید ارکان مختلف از جمله استراتژی، ساختار، منابع انسانی، نظام پاداش و جبران خدمات به‌صورت یکپارچه دیده شوند. در حال حاضر، هر یک از این عناصر به‌صورت جزیره‌ای و منفک از یکدیگر مورد توجه قرار می‌گیرند.

استاد تمام دانشگاه علامه طباطبائی به ضعف نظام نظارت و راهبری آموزشی نیز اشاره کرد و افزود: الگوی نظارت آموزشی همچنان بر چارچوب‌های بوروکراتیک و قدیمی استوار است. اگرچه ادبیات جدیدی درباره معلم به‌عنوان رهبر آموزشی مطرح می‌شود، اما در عمل، روح حاکم بر رفتار سازمانی همچنان سنتی و سلسله‌مراتبی باقی مانده است.

عباسپور فلسفه مدیریت آموزش، ضعف تفکر سیستمی و فقدان کنش آگاهانه در سیاست‌ها را از دیگر مسائل برشمرد و تصریح کرد: هر یک از این محورها نیازمند بحث مستقل و عمیق است و نمی‌توان آن‌ها را با راهکارهای سطحی حل‌وفصل کرد.

نظام جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و شریعت اسلامی سرشار از ارزش‌های تربیتی است

وی با تأکید بر ضرورت اولویت‌بندی مسائل، بیان کرد: پیش‌نیاز این کار، شفاف‌سازی مفروضات اساسی درباره علوم تربیتی و مدیریت آموزشی است. باید مشخص شود این رشته تا چه اندازه می‌تواند نقش مرجع ایفا کند و چگونه می‌توان مرجعیت علمی آن را در نسبت با سایر رشته‌ها تقویت کرد.

عضو کارگروه تحول در امور تربیتی با اشاره به ظرفیت‌های بومی، افزود: نظام جمهوری اسلامی، انقلاب اسلامی و شریعت اسلامی سرشار از ارزش‌های تربیتی است، اما این میراث هنوز به الگوهای عملیاتی و قابل اجرا تبدیل نشده است. ضعف نظریه‌پردازی دینی در حوزه تربیت و مدیریت آموزشی، یکی از عوامل اصلی ناتوانی در مدیریت شکاف نسلی به شمار می‌رود.

آموزش و پرورش و مدیریت آموزشی کشور در وضعیت فعلی اثربخش نیست

 عباس عباسپور نقش شبکه‌سازی میان اساتید، پژوهشگران، معلمان و مدیران را حیاتی دانست و گفت: شبکه‌سازی امروز یک شایستگی راهبردی است و بخشی از آسیب‌های نظام آموزشی به فقدان این نگاه شبکه‌ای بازمی‌گردد.

وی در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: آموزش و پرورش و مدیریت آموزشی کشور در وضعیت فعلی اثربخش نیست. آموزش و پرورش اثربخش باید توان نفوذ عمیق و ماندگار در ذهن و روان دانش‌آموزان را داشته باشد. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد این ظرفیت وجود دارد، اما در مواجهه با بحران‌های جدید، این توان به‌درستی فعال نشده و نیازمند بازنگری بنیادین است.

کلیدواژه‌ها: بسیج اساتید تبیین اساتید دانشگاه علامه طباطبائی دانشگاه علامه طباطبائی خط مقدم تبیین حوادث اخیر


اخبار مرتبط


نظر شما :