همسر شهید مهدی عباسی در آیین گرامیداشت شهدای جنگ تحمیلی دانشگاه علامه طباطبائی روایت کرد؛
«مطمئن باشید باباتون شهید شده»؛ روایت همسر شهید عباسی از آخرین شب زندگی مشترک
به گزارش عطنا، خانم بابایی، همسر شهید مهدی عباسی، در آیین گرامیداشت شهدای جنگ تحمیلی و تجلیل از ایثارگران دانشگاه علامه طباطبائی که روز یکشنبه پنجم مهرماه ۱۴۰۵ در سالن کتابخانه مرکزی برگزار شد، با بیان خاطراتی از آخرین روزهای زندگی همسرش، از تهدیدهای پیش از شهادت، آخرین گفتوگوی خانوادگی و چگونگی اطلاع از شهادت او سخن گفت.
شهید مهدی عباسی، متولد ۲۸ تیرماه ۱۳۵۷، دانشآموخته مقطع کارشناسی ارشد رشته مدیریت فناوری اطلاعات، گرایش سیستمهای اطلاعاتی پیشرفته دانشگاه علامه طباطبائی بود. وی در سال ۱۳۹۳ وارد این دانشگاه شد و ۲۹ شهریورماه ۱۳۹۵ فارغالتحصیل شد. شهید عباسی که به گفته همسرش مسئولیت معاونت رسانهای را بر عهده داشت، ۹ اسفندماه ۱۴۰۴ در محل کار خود در تهران به شهادت رسید و پیکرش در قطعه ۵۰ گلزار شهدای بهشت زهرا(س) به خاک سپرده شد.
ماهها تهدید؛ دوری از خانه برای حفظ امنیت خانواده
بابایی با اشاره به شرایط کاری همسرش پس از جنگ ۱۲روزه، گفت: شهید عباسی از آن زمان با تهدید ترور مواجه بود و به دلیل مسائل سیاسی و امنیتی، برای مدتی نمیتوانست بهصورت معمول در منزل حضور داشته باشد.
وی افزود: این شرایط، زندگی خانوادگی ما را تحت تأثیر قرار داده بود و فرزندانمان نیز از احتمال وقوع جنگ و آسیبدیدن پدرشان نگران بودند.
همسر شهید عباسی با اشاره به نگرانیهای خانواده، اظهار کرد: با وجود این شرایط، همسرم تلاش میکرد نگرانیهای ناشی از مسئولیت و موقعیت کاری خود را به خانواده منتقل نکند.
آخرین شب؛ «احتمالاً فردا جنگ میشود، مراقب بچهها باش»
بابایی با روایت آخرین گفتوگوی خود با همسرش، گفت: شب پیش از شهادت، مهدی با توجه به اطلاعاتی که از شرایط سیاسی و امنیتی داشت، احتمال وقوع جنگ در روز بعد را مطرح کرد.
وی افزود: «به من گفت احتمال زیادی دارد که فردا جنگ شود. خیلی مراقب باش و نگذار بچهها دچار ترس و استرس شوند.»
همسر شهید عباسی با اشاره به آخرین دورهمی خانوادگی، خاطرنشان کرد: همان شب، هنگام صرف شام، دخترمان نگرانی خود را از احتمال آغاز جنگ و آسیبدیدن پدرش مطرح کرد. این موضوع نشان میداد که فرزندانمان نیز با وجود تلاش ما برای حفظ آرامش خانواده، از شرایط موجود نگران بودند.
وی ادامه داد: همسرم در آن شرایط، بیش از هر چیز بر مراقبت از بچهها و حفظ آرامش آنان تأکید داشت.
«ساعت ۱۰ صبح به بچهها گفتم احتمالاً پدرتان شهید شده است»

بابایی با اشاره به آغاز جنگ و بیخبری از همسرش، گفت: حدود ساعت ۱۰ صبح متوجه شدیم که جنگ آغاز شده است، اما هیچ خبری از مهدی نداشتیم.
وی افزود: «به بچهها گفتم میخواهم چیزی به شما بگویم، اما نترسید و دچار دلهره نشوید. گفتم جنگ شده و مطمئن باشید باباتون شهید شده.»
همسر شهید عباسی با بیان اینکه دختر بزرگش از شنیدن این سخنان شوکه شده بود، اظهار کرد: «دخترم گفت چه حرفی میزنی؟ اما من با توجه به شرایط و شناختی که از موقعیت کاری همسرم داشتم، احساس میکردم او به شهادت رسیده است.»
وی ادامه داد: در آن ساعات، چهار فرزندم در نقاط مختلف شهر بودند و شرایط رفتوآمد نیز دشوار بود. با وجود نگرانی برای بچهها و بیخبری از همسرم، تلاش میکردم آرامش خود را حفظ کنم.
خبر شهادت ساعت سه بعدازظهر رسید
بابایی با اشاره به تلاشهای خود برای اطلاع از وضعیت همسرش، گفت: پس از آغاز جنگ، با دفتر محل کار او تماس گرفتم، اما نتوانستم خبری از وضعیتش به دست بیاورم.
وی افزود: «سرانجام حدود ساعت سه بعدازظهر، خبر شهادت مهدی را به من دادند.»
همسر شهید عباسی با بیان اینکه همسرش پس از ماهها تهدید در محل کار هدف حمله قرار گرفته بود، اظهار کرد: به ما گفته شد که او هنگام حضور در جلسهای با تعدادی از همکارانش، در حمله به محل کار به شهادت رسیده است.
وی همچنین با اشاره به روایت مطرحشده درباره زمان شهادت همسرش، گفت: بنا بر گفتههایی که به خانواده منتقل شد، مهدی حدود دو دقیقه پیش از فردی که از او با عنوان «آقا» یاد میکردند، به شهادت رسیده بود.
بابایی با یادآوری سخنانی که پیشتر بر مزار همسرش گفته بود، افزود: «به او گفتم احسنت که به عهدت عمل کردی و پیش از آقا رفتی.»
روایت همسر شهید از آخرین سفارش یک پدر
همسر شهید عباسی در بخش پایانی سخنان خود، بار دیگر به سفارش همسرش درباره مراقبت از فرزندان اشاره کرد و گفت: آخرین خواسته مهدی این بود که در صورت آغاز جنگ، مراقب بچهها باشم و اجازه ندهم ترس و نگرانی بر آنان غلبه کند.
وی با اشاره به دشواری لحظات بیخبری و دریافت خبر شهادت همسرش، از حاضران خواست برای شهدا و خانوادههای آنان دعا کنند.
بابایی در پایان، یاد و خاطره شهید مهدی عباسی و دیگر شهدای جنگ را گرامی داشت.

نظر شما :