بشیر معتمدی در نشست «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایتسازی از منظر اخلاق رسانه»؛
رسانهای که به دنبال «سلطه» باشد، نمیتواند اخلاق رسانهای را رعایت کند/ سانسور؛ حتی وقتی سخن از مذاکره است
به گزارش عطنا، دکتر بشیر معتمدی در نشست تخصصی «مرجعیت ملی رسانه در ایران؛ مسئله بازنمایی و روایتسازی از منظر اخلاق رسانه» که دوشنبه ۹ شهریورماه به همت انجمن ایرانی اخلاق در علوم و فناوری برگزار شد، با بررسی نسبت میان مرجعیت رسانهای و اخلاق حرفهای، گفت برای رسیدن یک رسانه به جایگاه مرجعیت، مجموعهای از شاخصهای حرفهای، سازمانی و اخلاقی باید در کنار یکدیگر قرار گیرد.
مرجعیت رسانهای؛ از اعتبار تا پاسخگویی
معتمدی با اشاره به مطالعات انجامشده درباره شاخصهای مرجعیت رسانهای، گفت: کارآمدی رسانه، شناخت دقیق مخاطب، جامعیت در پاسخگویی، پاسخگویی پیشدستانه، عدالت رسانهای، تکثر در محتوا، دسترسیپذیری و شمول هویتی از جمله مؤلفههایی هستند که میتوانند در شکلگیری مرجعیت یک رسانه نقش داشته باشند.
او استقلال فکری و سیاسی رسانه، اعتبار حرفهای، پایبندی به اصول حرفهای و توانایی ارائه روایتهای معتبر را نیز از دیگر عوامل مؤثر بر مرجعیت رسانهای دانست و افزود: رهبری در بازار محتوا، جایگاه حرفهای رسانه، بهرهگیری از نیروهای متخصص، برند حرفهای و کیفیت سازمانی نیز در کنار سایر مؤلفهها میتوانند به شکلگیری مرجعیت رسانهای کمک کنند.
به گفته معتمدی، بخشی از این شاخصها مستقیماً با اخلاق رسانهای ارتباط دارند؛ از جمله دقت، شفافیت، اطلاعرسانی صحیح و چندصدایی. رسانهای که میخواهد به مرجع مراجعه مخاطب تبدیل شود، باید بتواند صداهای متنوع جامعه را بازتاب دهد و امکان شنیده شدن دیدگاههای مختلف را فراهم کند.
اعتماد یا سلطه؛ مسئله اصلی رسانه
این پژوهشگر مطالعات فرهنگی، نقطه اصلی بحث درباره مرجعیت رسانهای را در پاسخ به یک پرسش اساسی دانست: رسانه به دنبال «اعتماد» است یا «سلطه»؟
معتمدی یادآور شد: اگر هدف رسانه اعتمادسازی باشد، میتواند واقعیت را به گونهای بازنمایی و روایت کند که تلاش آن برای نزدیک شدن به حقیقت و دلسوزی نسبت به مخاطب قابل مشاهده باشد؛ اما اگر هدف اصلی، سلطه باشد، رعایت اخلاق رسانهای عملاً با مانع مواجه خواهد شد.
او تصریح کرد: هرچقدر به چنین رسانهای درباره رعایت اخلاق حرفهای و اخلاق سازمانی توصیه شود، وقتی ساختار اصلی آن برای حفظ سلطه و منافع گروههای ذینفوذ طراحی شده باشد، این اصول در عمل کنار گذاشته میشوند.
صداوسیما؛ وقتی روایت بر حقیقت غلبه میکند
معتمدی در ادامه با تمرکز بر تجربه تلویزیون در ایران، گفت: رسانه ملی در ساختاری سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی فعالیت میکند که گروههای مختلف ذینفع در آن به دنبال حفظ قدرت و منافع خود هستند؛ وضعیتی که میتواند بر نحوه بازنمایی واقعیت و تولید روایت اثر بگذارد.
وی با اشاره به مفهوم «هژمونی فرهنگی»، اظهار کرد: اگر رسانه به جای پایبندی به حقیقت، در پی حفظ سلطه خود باشد، حتی ابزارهایی که در ظاهر برای اطلاعرسانی به کار گرفته میشوند، میتوانند به ابزار تثبیت یک روایت خاص تبدیل شوند.
به گفته وی، یکی از نمونههای قابل بررسی در این زمینه، پخش تلویزیونی اعترافات افراد بازداشتشده است؛ روشی که در دورههایی برای ساخت و تثبیت روایت رسمی درباره افراد مورد استفاده قرار گرفته و به اعتقاد او، در این فرایند اصول اخلاقی متعددی از جمله کرامت انسانی نادیده گرفته شده است.
اعترافات تلویزیونی؛ روایتی که اعتماد را قربانی میکند

معتمدی برای توضیح این مسئله به پرونده مازیار ابراهیمی اشاره کرد و گفت: روایت ارائهشده درباره او در تلویزیون، پس از آزادی و خروجش از ایران با روایت دیگری مواجه شد و این مسئله نشان داد که یک روایت رسانهای ممکن است در کوتاهمدت بر افکار عمومی غلبه کند، اما در بلندمدت هزینه سنگینی برای اعتماد مخاطب داشته باشد.
او تأکید کرد: وقتی مخاطب با نمونههایی مواجه میشود که بعدها اطلاعات دیگری درباره آنها آشکار میشود، به این نتیجه میرسد که برای فهم واقعیت نمیتواند به همان رسانه مراجعه کند.
استادیار گروه ارتباطات، فرهنگ و سیاست پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی این مسئله را یکی از عوامل مؤثر بر کاهش مرجعیت رسانهای دانست و بیان کرد: رسانهای که روایت خود را بر واقعیت ترجیح دهد، ممکن است برای مدتی روایت خود را مسلط کند، اما در بلندمدت سرمایه اصلی خود یعنی اعتماد مخاطب را از دست خواهد داد.
«روایت ملی» یا روایت برای مخاطبان خاص؟
این استاد دانشگاه در ادامه میان «روایت ملی» و روایتی که صرفاً برای اقناع گروهی از مخاطبان خاص تولید میشود، تمایز قائل شد و گفت: رسانهای که هدفش حفظ سلطه باشد، الزاماً در پی ساختن یک روایت ملی نیست؛ بلکه ممکن است روایتی تولید کند که تنها گروهی از مخاطبان و طرفدارانش آن را بپذیرند.
به باور او، مرجعیت رسانهای زمانی شکل میگیرد که رسانه بتواند اعتماد طیفهای مختلف جامعه را به دست آورد و نه اینکه صرفاً برای مخاطبانی که از پیش با روایت آن همراه هستند، محتوا تولید کند.
سانسور؛ حتی وقتی سخن از مذاکره است
معتمدی در بخش دیگری از سخنان خود به نمونههایی از سانسور در رسانه ملی اشاره کرد و گفت: در ماههای اخیر حتی در مواردی سخنان برخی مسئولان منتخب نیز با محدودیت یا سانسور مواجه شده است.
او با اشاره به سخنان رئیسجمهور درباره مذاکره، مدعی شد که صداوسیما در مقطعی بخشهایی از این سخنان را سانسور کرده است و توضیح رسمی این اقدام را نیز حفظ «وحدت ملی» و «انسجام» بیان کرد.
معتمدی با نقد این استدلال، افزود: استفاده از تعابیری مانند وحدت ملی و انسجام میتواند در ظاهر اقناعکننده باشد، اما باید دید در پس چنین تصمیمهایی چه مناسبات قدرت و چه منافع سیاسی و اقتصادی قرار دارد.
او تأکید کرد:اگر مذاکره بتواند در راستای منافع عمومی قرار گیرد، حذف یا محدود کردن روایت مربوط به آن نمیتواند صرفاً با استدلال حفظ انسجام توجیه شود.
رسانه و اقتصاد سیاسی؛ از بنزین تا بازار خودرو

این پژوهشگر مطالعات فرهنگی برای نشان دادن تأثیر ساختارهای اقتصادی بر عملکرد رسانه، به موضوع بازار خودرو اشاره کرد و گفت: رسانه ممکن است درباره گرانی بنزین و پیامدهای آن گزارش دهد، اما کمتر به ساختارهای اقتصادی، انحصارها و مناسباتی که پشت تولید خودرو قرار دارند بپردازد.
به گفته معتمدی، پرسش اساسی این است که چرا رسانه نمیتواند یا نمیخواهد ساختارهای اقتصادی و گروههای ذینفوذ را به شکل جدی مورد پرسش قرار دهد.
وی افزود: اگر رسانه قرار است پاسخگو کردن ساختار قدرت را دنبال کند، باید بتواند علاوه بر پرداختن به مسائل روزمره، ریشههای اقتصادی و سیاسی مشکلات را نیز بررسی کند.
ساختارهای نابرابر؛ مانع اخلاق رسانهای
معتمدی در جمعبندی سخنان خود، مسئله اخلاق رسانهای را فراتر از رفتار فردی خبرنگار یا مدیر رسانه دانست و خاطرنشان کرد: ساختارهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نابرابر میتوانند امکان رعایت اصول اخلاق رسانهای را محدود کنند.
وی اضافه کرد: تا زمانی که ساختارهای مختلف در پی حفظ هژمونی سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی خود باشند، نمیتوان انتظار داشت رسانه در همه شرایط بتواند اصول اخلاقی را بر منافع ساختاری ترجیح دهد.
به گفته این استاد دانشگاه، اگر رسانه قرار است به جایگاه مرجعیت بازگردد، باید رابطه خود با حقیقت، مخاطب و ساختار قدرت را بازتعریف کند؛ چراکه مرجعیت رسانهای نه با تحمیل روایت، بلکه با اعتمادسازی، استقلال، دقت، شفافیت، چندصدایی و احترام به کرامت مخاطب شکل میگیرد.
معتمدی در پایان تأکید کرد: رسانه زمانی میتواند مدعی مرجعیت باشد که مخاطب برای فهم واقعیت به آن مراجعه کند و روایت آن را معتبر بداند؛ بنابراین هر اقدامی که اعتماد عمومی را قربانی حفظ سلطه کند، در نهایت به تضعیف همان مرجعیتی منجر خواهد شد که رسانه در پی کسب آن است.

نظر شما :