خانیکی در نشست سهشنبههای کانونی در دانشگاه علامه طباطبائی:
پیشرفت پایدار نیازمند مشارکت فعال جامعه مدنی و تقویت همبستگی اجتماعی است
به گزارش عطنا، در نشستی که روز سهشنبه ۱۹ خرداد، با عنوان نشست سهشنبههای کانونی؛ ویژه دبیران کانونهای سراسر کشور، کانونهای گردشگری، ایران شناسی و نجوم به صورت حضوری و مجازی و به میزبانی دانشگاه علامه طباطبائی و با سخنرانی دکتر هادی خانیکی برگزار شد، استادتمام علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی درباره نقش کانونهای دانشجویی و نهادهای مدنی و مشارکت اجتماعی در دانشگاهها صحبت کرد و درباره توسعه و پیشرفت پایدار ایران که تنها با اتکا به دولت ممکن نیست و نیازمند مشارکت جامعه، بازفهم هویت ایرانی و تقویت سرمایه اجتماعی است سخن گفت.
گفتوگو با دوستان کانونی و بازگشت به یک مسئله بنیادین
هادی خانیکی در ابتدای صحبتهای خود گفت: «برای من، گفتوگو با دوستان کانونی نوعی بازگشت به یک مسئله بنیادین است؛ از یک سو، بازگشت به تجربههای گذشته و نقشی که کانونها در دانشگاهها ایفا کردهاند و از سوی دیگر، بازگشت به آرمانها و خواستههایی که برای عبور از شرایط خطیر و دشوار کنونی و برای بازسازی ایران و بازفهمی مفهوم «ایران» در ذهن جمعی ما وجود دارد.»
خانیکی در ادامه صحبتهای خود درباره داشتن حس تعهد و مسئولیتپدیری در انجام کار گفت: هرگاه فردی نسبت به ماهیت و اهمیت کاری که انجام میدهد آگاهی پیدا کند، بیتردید نسبت به آن مسئولیتپذیری و تعهد بیشتری خواهد داشت. از همین رو این پرسش اساسی مطرح است که کانونها چرا شکل گرفتند و چرا همچنان باید در دستور کار دانشگاهها و همچنین در توجه وزارت علوم و وزارت بهداشت قرار داشته باشند. پاسخ این پرسش به یک ضرورت بنیادین بازمیگردد؛ مسئله توسعه و پیشرفت، و در معنای واقعگرایانهتر آن، عبور از تنگناها، بحرانها و دشواریهای ساختاری جامعه.»
سرنوشت هیچ قوم و ملتی تغییر نمیکند مگر آنکه خودشان در درون خویش تحول ایجاد کنند
او در ادامه صحبتهای خود یک پرسشی را مطرح کرد و گفت: «این پرسش نیز همواره مطرح بوده است که آیا توسعه و پیشرفت صرفاً از طریق برنامهریزیهای کلان، سیاستگذاریهای بالا به پایین و تخصیص منابع امکانپذیر است؟ تجربه نشان میدهد که پاسخ منفی است. حتی قدرتمندترین و ثروتمندترین دولتها نیز به تنهایی قادر به ایجاد تغییرات پایدار نیستند، مگر آنکه این تغییرات از درون جامعه و بهویژه از بستر جامعه مدنی شکل بگیرد.»
«این نکته در باورهای دینی ما نیز مورد تأکید قرار گرفته است؛ آنجا که تصریح میشود سرنوشت هیچ قوم و ملتی تغییر نمیکند مگر آنکه خودشان در درون خویش تحول ایجاد کنند. بنابراین، تحول اجتماعی زمانی پایدار و مؤثر خواهد بود که از درون جامعه و نهادهای مدنی آغاز شود و سپس نظامهای سیاستگذاری، حکمرانی و ساختارهای اجتماعی ناگزیر از انطباق و همراهی با آن شوند.»
تبدیل دانشگاه به عرصهای برای سازمانیابی اجتماعی و بازتاب تنوع جامعه ایرانی
این استاد تمامعلوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبائی به تجربه خود در دولت اصلاحات اشاره کرد و گفت: در سالهای ابتدایی شکلگیری دولت اصلاحات، این جمعبندی در میان من و همکارانم شکل گرفت که باید مفهوم جامعه مدنی را در محیط دانشگاهی بهصورت عملیاتی ترجمه و نهادینه کنیم. یکی از ضعفهای تاریخی جامعه ما، ضعف نهادهای مدنی و کمرنگ بودن سازمانیافتگی اجتماعی بوده است؛ بهگونهای که افراد عمدتاً به مسائل فردی خود بازمیگشتند و کمتر امکان کنش جمعی مؤثر وجود داشت. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این بود که چگونه میتوان ظرفیتهای پراکنده را به کنش جمعی هدفمند تبدیل کرد.
بر همین اساس، ایده تأسیس کانونهای فرهنگی، انجمنهای علمی، انجمنهای دانشجویی، انجمنهای صنفی و حتی تشکلهای سیاسی در فضای دانشگاهی شکل گرفت و تقویت شد. هدف این بود که دانشگاه به عرصهای برای سازمانیابی اجتماعی و بازتاب تنوع جامعه ایرانی تبدیل شود. کانونها در این مسیر شکل گرفتند، توسعه یافتند و توانستند بخشی از تنوع فرهنگی و اجتماعی ایران را در محیط دانشگاه بازنمایی کنند.
حضور هنرمندان برجستهای همچون زندهیاد محمدرضا شجریان در جشنواره کانونهای هنری وزارت علوم
امروز میتوان با افتخار بیان کرد که بسیاری از افرادی که در این کانونها پرورش یافتهاند، در عرصههای علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور به چهرههایی اثرگذار و شناختهشده تبدیل شدهاند. این کانونها همچنین توانستند بخشهایی از جامعه فکری ایران را که پیشتر پیوند محدودی با دانشگاه داشتند، به فضای دانشگاهی وارد کنند.
در همین چارچوب، جشنوارههای کانونی نیز تجربههای ارزشمندی رقم زدند. از جمله در جشنواره کانونهای هنری وزارت علوم، حضور هنرمندان برجستهای همچون زندهیاد محمدرضا شجریان و داوری آثار توسط استادان و هنرمندانی چون حسین علیزاده، نشاندهنده ظرفیت بالای این نهادها در پیوند دانشگاه با فرهنگ و هنر کشور بود.
پیوند عاطفی و هویتی با محیط زندگی خود، میتوانند نقش مهمی در حفاظت از میراث فرهنگی ایفا کنند
او درباره میراث فرهنگی را یکی از مهمترین سرمایههای ملی قلمداد کرد و درباره اهمیت و نگهداری آن، گفت: «از سوی دیگر، میراث فرهنگی ایران یکی از مهمترین سرمایههای ملی ماست که همواره در معرض تهدید، تخریب و بهرهبرداری غیرمجاز قرار داشته است. در گذشته، رویکرد غالب برای حفاظت از این میراث، افزایش کنترل فیزیکی و گماردن نیروهای حفاظتی برای هر اثر یا محوطه تاریخی بود. اما روشن بود که با گستردگی و تنوع آثار فرهنگی کشور، چنین رویکردی به تنهایی امکانپذیر و کارآمد نیست.
از همین رو، این ضرورت شکل گرفت که به جای اتکای صرف به حفاظت فیزیکی، از ظرفیت جامعه و بهویژه جوانان و جوامع محلی بهره گرفته شود. جوانان به دلیل پیوند عاطفی و هویتی با محیط زندگی خود، میتوانند نقش مهمی در حفاظت از میراث فرهنگی ایفا کنند. بر این اساس، تلاش شد تا انجمنهای محلی و جوانان شکل بگیرد و از ظرفیت دانشگاهها و دانشجویان در این مسیر استفاده شود.
حفاظت از میراث فرهنگی در واقع نیازمند شکلگیری یک زنجیره انسانی و اجتماعی است؛ زنجیرهای که در آن مردم هر منطقه نسبت به داشتههای فرهنگی خود آگاه شوند و احساس تعلق و مسئولیت نسبت به آنها پیدا کنند.
در همین راستا، خبرگزاری میراث فرهنگی نیز با هدف شناسایی، معرفی و ترویج ظرفیتهای فرهنگی و تاریخی ایران شکل گرفت تا هر فرد، میراث فرهنگی منطقه خود را همچون بخشی از خانه و هویت خود تلقی کند. در کنار آن، توجه به صنایع دستی نیز بهعنوان بخشی از هویت فرهنگی و اقتصادی کشور مورد توجه قرار گرفت؛ حوزهای که میتواند فرهنگ و هنر مناطق مختلف ایران را در قالب محصولات متنوع بازنمایی کند.
تاریخ ایران نشان میدهد که همواره توانسته است در برابر بحرانها و تهاجمات، خود را بازسازی و احیا کند
خانیکی در ادامه صحبتهایش بیان کرد: «این مباحث ما را به پرسشی عمیقتر هدایت میکند: چرا در دوران شکوفایی تمدن ایرانی ـ اسلامی، بهویژه در قرون چهارم و پنجم هجری، شاهد رشد چشمگیر اندیشه، علم و فلسفه هستیم؟ پاسخ این پرسش در بنیانهای فکری و فرهنگی آن دوران نهفته است؛ در نوع نگاهی که امکان تولید علم، تفکر و خلاقیت را فراهم میکرد.»
او در ادامه صحبتهایش درباره بازخوانی تاریخ گفت: «بازخوانی تاریخ، صرفاً یک کنش نوستالژیک نیست، بلکه تلاشی برای فهم ظرفیتهایی است که میتوانند راهنمای امروز و آینده ما باشند. تاریخ ایران نشان میدهد که این سرزمین همواره توانسته است در برابر بحرانها و تهاجمات، خود را بازسازی و احیا کند. از ویرانیهای گسترده دوران حمله مغول تا احیای علمی و فرهنگی در دورههای پس از آن، این ظرفیت بازآفرینی بهوضوح قابل مشاهده است.»
امید به آینده، نه بر پایه آرزوپردازی، بلکه بر اساس ظرفیتهای واقعی جامعه ایران استوار است
او در ادامه گفت: «این پرسش نیز مطرح است که آیا باید به این تاریخ صرفاً بهعنوان منبعی برای افتخار نگریست یا آن را بهعنوان نشانهای از ظرفیتهای زنده یک جامعه برای تابآوری و بازسازی فهم کرد. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که این سرزمین همواره از ظرفیتهای فرهنگی، تمدنی و انسانی خود برای عبور از بحرانها بهره گرفته است.
در تجربه فعالیت کانونهای دانشجویی نیز این ظرفیت بهروشنی قابل مشاهده است. برگزاری جشنوارههای دانشجویی با مشارکت گسترده دانشجویان از سراسر کشور، نشان داد که چگونه میتوان تنوع فرهنگی ایران را در قالبی همافزا و خلاقانه در کنار یکدیگر قرار داد و به کنش جمعی مؤثر تبدیل کرد.»
خانیکی به چالشها و مشکلات پیشروی کانونها اشاره کرد و گفت: «در شرایط کنونی نیز، با وجود دشواریها و چالشهای پیشرو، باید با نگاهی واقعبینانه و در عین حال امیدوارانه به آینده نگریست. امید به آینده، نه بر پایه آرزوپردازی، بلکه بر اساس ظرفیتهای واقعی جامعه ایران استوار است. در سالهای اخیر، نشانههایی از بازگشت به مفهوم هویت ایرانی و تقویت حس تعلق ملی در بخشهای مختلف جامعه قابل مشاهده است.
آنچه میتواند موتور محرک مسیر باشد، امید، گفتوگو و توانایی همکاری در عین تفاوتهاست
پیمایشهای اجتماعی معتبر نیز نشان میدهند که با وجود نگرانیهای اقتصادی و سیاسی، حس افتخار به ایرانی بودن در میان مردم در سطح قابل توجهی قرار دارد. این امر بیانگر وجود سرمایه اجتماعی مهمی است که میتواند مبنای حرکتهای آینده قرار گیرد.
از این منظر، کانونها میتوانند نقش مهمی در بازفهمی مفهوم ایران و تقویت پیوندهای اجتماعی ایفا کنند. این نهادها قادرند قدرت معنوی و مادی جامعه را در قالب انسجام اجتماعی و بهرهگیری از ظرفیتهای تمدنی تقویت کنند.»
او برای تحقق اهداف چند راهبرد اساسی را مطرح کرد و گفت: «برای تحقق این هدف، چند راهبرد اساسی قابل طرح است: نخست، بازخوانی انتقادی و خلاقانه میراث تاریخی و فرهنگی ایران؛ دوم، اتکا به واقعیتهای علمی و اجتماعی به جای آرزوپردازی؛ سوم، توجه به دانشهای نوظهور و آیندهمحور؛ و چهارم، تقویت همکاری و تعامل در حوزههای میانرشتهای و بینالمللی.»
هادی خانیکی در پایان صحبتهایش گفت: «آنچه میتواند موتور محرک این مسیر باشد، امید، گفتوگو و توانایی همکاری در عین تفاوتهاست. حتی در شرایط بحرانی نیز باید افقهای پس از بحران و امکان بازسازی را در نظر داشت. باور من این است که با اتکا به ظرفیتهای درونی جامعه ایران، میتوان مسیر احیای توان ملی و ساخت آیندهای بهتر را هموار کرد.»

نظر شما :