خرمشاد در نشست «جنگ رمضان» مطرح کرد:
جنگ؛ آزمایشگاه سنجش تابآوری مردمسالاری دینی و قدرت ملی ایران
به گزارش عطنا، نشست علمی «بررسی پیامدهای عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران؛ بررسی مردمسالاری در جمهوری اسلامی ایران» در قالب سلسلهنشستهای «جنگ رمضان» و با همکاری انجمن علمی دانشجویی مطالعات منطقهای دانشگاه علامه طباطبائی با همکاری قطب علمی آینده پژوهی و انجمن علمی مطالعات منطقهای دانشگاه تهران دوشنبه 11 خردادماه در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه برگزار شد.
در این نشست دکتر محمدباقر خرمشاد، استادتمام گروه علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر سیدروحالله حاج زرگرباشی، مدیر گروه روابط بینالملل دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی و استاد مشاور انجمن علمی دانشجویی مطالعات منطقهای این دانشگاه حضور داشتند.
محمدباقر خرمشاد با بررسی پیامدهای عملیات نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به تحلیل مفهوم مردمسالاری دینی و میزان تابآوری ساختار سیاسی ایران در شرایط بحران پرداخت.
«جنگ رمضان»؛ بازخوانی یک آزمون بزرگ سیاسی
استادتمام علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی در این نشست با طرح این پرسش که «جنگها چه چیزی را درباره ماهیت واقعی نظامهای سیاسی آشکار میکنند؟» گفت: بسیاری از داوریها و نظریههایی که در فضای سیاسی و دانشگاهی مطرح میشوند، تا زمانی که در معرض آزمونهای واقعی قرار نگیرند، صرفاً در سطح فرضیه باقی میمانند. جنگها و انقلابها اما لحظاتی هستند که نظریهها را با واقعیت روبهرو میکنند.
وی با اشاره به مباحث مطرح در علوم سیاسی درباره جمهوری اسلامی ایران، افزود: سالهاست بخشی از ادبیات سیاسی و رسانهای، ساختار سیاسی ایران را نظامی فردمحور، استبدادی و متکی به یک شخص معرفی میکند؛ نظامی که در صورت حذف رأس هرم قدرت یا وقوع یک بحران امنیتی و نظامی بزرگ، امکان ادامه حیات نخواهد داشت.
روایت از جمهوری اسلامی
خرمشاد ادامه داد: در برابر این روایت، دیدگاه دیگری قرار دارد که جمهوری اسلامی را نظامی نهادمحور، مردمپایه و برخوردار از سازوکارهای قانونی میداند؛ نظامی که تداوم آن به یک فرد وابسته نیست و مجموعهای از نهادها، قواعد و رویههای حقوقی استمرار آن را تضمین میکنند.
به گفته وی، این دو نگاه در سالهای اخیر به دو روایت رقیب درباره آینده سیاسی ایران تبدیل شده بودند؛ روایتی که از فروپاشی سخن میگفت و روایتی که بر ظرفیتهای نهادی و اجتماعی نظام تأکید داشت.
این استاد علوم سیاسی اظهار کرد: در سالهای گذشته و بهویژه در برخی محافل روشنفکری، این گزاره بهصورت گسترده مطرح میشد که جمهوری اسلامی به مرحله فرسودگی رسیده و تنها یک ضربه خارجی یا یک بحران بزرگ برای فروپاشی آن کافی است. حتی برخی تحلیلگران معتقد بودند وقوع جنگ میتواند پایان حیات سیاسی نظام را رقم بزند.
جنگ؛ آزمایشگاه واقعی علوم سیاسی
خرمشاد با تأکید بر اینکه علوم سیاسی فاقد آزمایشگاههای کلاسیک علوم تجربی است، گفت: ما نمیتوانیم یک نظام سیاسی را در شرایط کنترلشده آزمایش کنیم؛ بنابراین آزمایشگاه علوم سیاسی، خود تاریخ است و جنگها، انقلابها و بحرانهای بزرگ نقش همان آزمایشگاه را ایفا میکنند.
وی افزود: اگر بخواهیم درباره میزان نهادینگی، انسجام و ظرفیت یک نظام سیاسی داوری کنیم، باید ببینیم آن نظام در مواجهه با بحرانهای بزرگ چگونه عمل میکند. جنگها از شدیدترین بحرانهایی هستند که میتوانند یک نظام سیاسی را در معرض آزمون قرار دهند.
جنگ ۱۲ روزه و آزمون تابآوری نظام سیاسی
خرمشاد با اشاره به جنگ ۱۲ روزه و حملات گسترده علیه مراکز نظامی و امنیتی کشور، اظهار کرد: ایران در یک سال گذشته با مجموعهای از بحرانهای بههمپیوسته روبهرو بوده است. این بحرانها صرفاً محدود به یک رخداد نظامی نبود، بلکه مجموعهای از فشارهای امنیتی، سیاسی و رسانهای را نیز شامل میشد.
وی گفت: در جریان این حملات، برخی از مهمترین مراکز تصمیمگیری و فرماندهی کشور هدف قرار گرفتند و شماری از فرماندهان و مسئولان ارشد به شهادت رسیدند. از منظر علوم سیاسی، این سطح از فشار را میتوان یکی از شدیدترین بحرانهایی دانست که یک نظام سیاسی ممکن است تجربه کند.
به گفته خرمشاد، انتظار بخشی از تحلیلگران این بود که در چنین شرایطی، ساختار سیاسی کشور دچار آشفتگی یا فروپاشی شود، اما روند تحولات نشان داد که سازوکارهای حکمرانی همچنان به فعالیت خود ادامه دادند.
استمرار حکمرانی در شرایط بحران
استاد دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به تجربههای مشابه در سالهای اخیر، گفت: پیش از این نیز کشور فقدان برخی از عالیترین مقامات اجرایی و سیاسی خود را تجربه کرده بود، اما در تمامی این موارد، فرآیندهای قانونی برای انتقال مسئولیتها و ادامه اداره کشور فعال شدند.
وی افزود: هنگامی که در یک نظام سیاسی، با حذف یا فقدان افراد، نهادها همچنان وظایف خود را انجام میدهند و روند حکمرانی متوقف نمیشود، از منظر علوم سیاسی میتوان آن را نشانهای از نهادینگی و استقرار ساختارهای پایدار دانست.
خرمشاد تأکید کرد: آنچه در بحرانهای اخیر مشاهده شد، فعال شدن سازوکارهای از پیش تعریفشده قانونی برای اداره امور کشور بود؛ امری که نشان میدهد ساختار سیاسی ایران صرفاً متکی به اشخاص نیست.
جامعه ایران؛ فراتر از روایت فروپاشی
وی در بخش دیگری از سخنان خود به برخی تحلیلهای رایج درباره وضعیت اجتماعی ایران اشاره کرد و گفت: پیش از جنگ ۱۲ روزه، در بخشی از فضای علوم انسانی این تصور شکل گرفته بود که جامعه ایران دچار نوعی آنومی، فروپاشی فرهنگی و گسست اجتماعی شده است.
خرمشاد افزود: برخی حتی معتقد بودند که در صورت بروز یک بحران امنیتی یا حمله خارجی، جامعه ایران توان مقاومت نخواهد داشت و انسجام اجتماعی از بین خواهد رفت.
وی تصریح کرد: اما جنگ ۱۲ روزه نشان داد این تحلیلها دستکم بخشی از واقعیت جامعه ایران را نادیده گرفتهاند. جامعه نه تنها از هم نپاشید، بلکه در بسیاری از حوزهها نوعی همبستگی و انسجام ملی شکل گرفت.
به گفته وی، فرهنگ و هویت تاریخی ایران ظرفیتهایی دارند که در شرایط بحرانی خود را آشکار میکنند و نمیتوان صرفاً بر اساس برخی نشانههای مقطعی درباره فروپاشی اجتماعی قضاوت کرد.
بازاندیشی در برخی تحلیلهای علوم انسانی
خرمشاد تأکید کرد: اکنون علوم انسانی و علوم اجتماعی باید با نگاه انتقادی به برخی فرضیات خود بازگردند. جامعه ایران باید آنگونه که هست مطالعه شود، نه آنگونه که برخی تحلیلگران تصور میکنند یا دوست دارند باشد.
وی افزود: رخدادهای اخیر نشان داد بخشی از تحلیلهای موجود درباره وضعیت اجتماعی ایران نیازمند بازنگری جدی است؛ زیرا واقعیت میدان با برخی پیشبینیها فاصله قابل توجهی داشت.
از آشوبهای داخلی تا تهدیدهای خارجی
استاد علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به حوادث ۱۸ و ۱۹ دی 1404، گفت: این رخدادها از تلخترین اتفاقاتی بود که در سالهای اخیر شاهد آن بودهام. همه ما از جان باختن جوانان کشور متأثر شدیم، اما در همان زمان نیز نشانههایی وجود داشت که حاکی از تلاش برخی بازیگران خارجی برای بهرهبرداری از شرایط داخلی ایران بود.
وی افزود: تجربه تاریخی نشان میدهد قدرتهای خارجی در بسیاری از موارد تلاش میکنند از شکافهای داخلی کشورها برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند.
خرمشاد اظهار کرد: پس از تحولات اخیر و آشکارتر شدن نقش آمریکا و اسرائیل در فشار بر ایران، بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به اهمیت امنیت ملی، تمامیت ارضی و ضرورت حفظ انسجام اجتماعی آگاهی بیشتری پیدا کرد.
قدرت نرم؛ سرمایه راهبردی جمهوری اسلامی
وی در ادامه با اشاره به تحولات نظام بینالملل گفت: در جهان امروز مولفههای قدرت تغییر کردهاند. صرف برخورداری از توان نظامی یا اقتصادی برای اثرگذاری کافی نیست و کشورها ناگزیرند از منابع قدرت نرم نیز بهره بگیرند.
خرمشاد مردمسالاری دینی را یکی از مهمترین مولفههای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: مردمسالاری دینی از ابتدای انقلاب اسلامی بهعنوان الگویی متفاوت در برابر الگوهای رایج غربی مطرح شد و توانست میان مشروعیت سیاسی، مشارکت عمومی و هویت فرهنگی پیوند برقرار کند.
وی افزود: یکی از مهمترین ویژگیهای این الگو، توانایی آن در بازتولید مشروعیت سیاسی و اجتماعی در شرایط مختلف است؛ موضوعی که در دورههای بحرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
مردمسالاری دینی و بازتولید مشروعیت
به گفته خرمشاد، مردمسالاری دینی صرفاً یک مفهوم نظری یا ایدئولوژیک نیست، بلکه سازوکاری برای بازتولید سرمایه اجتماعی و تقویت مشروعیت سیاسی محسوب میشود.
وی تأکید کرد: مشارکت مردم در انتخابات، حضور در عرصههای مختلف اجتماعی، نقشآفرینی نهادهای مدنی و استمرار فرآیندهای قانونی، همگی بخشی از ظرفیتهایی هستند که قدرت نرم جمهوری اسلامی را شکل میدهند.
این استاد دانشگاه افزود: هرچه یک نظام سیاسی از پشتوانه اجتماعی و مشروعیت بیشتری برخوردار باشد، توانایی آن برای مقابله با فشارهای خارجی نیز افزایش خواهد یافت.
مسئولیت دانشگاه در تبیین مفهوم تابآوری
وی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر نقش دانشگاهیان در شرایط بحران، گفت: زمانی که طرف مقابل از تسلیم سخن میگوید، وظیفه دانشگاه و نهاد علم، تبیین مفهوم تابآوری برای جامعه است.
خرمشاد افزود: تاریخ نشان داده است که در بسیاری از منازعات، پیروزی صرفاً نتیجه برتری نظامی نبوده، بلکه ملتهایی موفق شدهاند که توان بیشتری برای پایداری، انسجام و استمرار داشتهاند.

نظر شما :