غلامرضا کریمی در نشست «چالشها و فرصتهای تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی ایران در دوران پسا جنگ»؛
بازتعریف تصویر ایران در دوره پساجنگ و ضرورت تقویت قدرت نرم/ تأکید بر سه محور «ایران تمدنی»، «ایران تابآور» و «ایران مشارکتجو»
به گزارش عطنا، غلامرضا کریمی، دانشیار گروه روابط بینالملل دانشگاه خوارزمی که 10 خردادماه در نشست «چالشها و فرصتهای تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی ایران در دوران پسا جنگ» که توسط گروه افکارسنجی و ویژند ملی مرکز بررسیهای راهبردی روابط فرهنگی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد، با تأکید بر لزوم بازنگری در سیاستها و برنامههای مرتبط با تصویر ایران در عرصه جهانی، گفت: در صورت عدم تمرکز دقیق بر تحولات اخیر، الگوهای گذشته تکرار خواهند شد.
وی با اشاره به طرح موضوع بازنگری در روابط فرهنگی بینالمللی در نهادهای مختلف از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی، افزود: با وجود اقدامات انجامشده، خروجیها متناسب با انتظارات نبوده است.
تحولات سهساله اخیر و نقش جنگها در تغییرات بینالمللی
کریمی با طرح این پرسش که آیا طی سه سال گذشته تحولات مهمی در ایران و منطقه رخ داده است، تأکید کرد: پاسخ به این پرسش مثبت است و با توجه به ادبیات روابط بینالملل، جنگها صرفاً رخدادهای نظامی نیستند، بلکه نقطه آغاز بسیاری از تحولات سیاسی و ژئوپلیتیکی محسوب میشوند.
به گفته او، روند تنش میان ایران، اسرائیل و آمریکا در پنج دهه گذشته به نقطه عطف مهمی با شهادت سردار قاسم سلیمانی رسیده است.
کریمی مجموعهای از رخدادهای مهم منطقهای از جمله حمله به کنسولگری ایران در دمشق، عملیاتهای «وعده صادق»، ترور اسماعیل هنیه، شهادت سید حسن نصرالله، تغییرات سیاسی در ایران و سقوط دولت بشار اسد را بخشی از این روند تحولی دانست.
جنگ ۱۲ روزه و شکلگیری توازن راهبردی
کریمی با اشاره به جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، اظهار کرد: این جنگ با غافلگیری آغاز شد و در ابتدا موازنه به نفع اسرائیل بود، اما ایران با استفاده از ظرفیتهای موشکی و پهپادی توانست توازن راهبردی ایجاد کند.
وی افزود: انسجام اجتماعی و همراهی مردم نقش مهمی در عبور کشور از بحران و پذیرش آتشبس ایفا کرد.
تقویت بازدارندگی سخت و چالشهای قدرت نرم
این استاد روابط بینالملل با اشاره به وضعیت پساجنگ، گفت: اگرچه قدرت بازدارندگی نظامی ایران تقویت شده، اما در حوزه قدرت نرم و تصویر بینالمللی همچنان چالشهای جدی وجود دارد.
او افزود: ایران در عرصه فرهنگی، گردشگری و اقناع افکار عمومی جهانی نیازمند بازنگری اساسی است و تصویر فعلی کشور در سطح بینالمللی دوگانه است؛ قدرت نظامی بالا در کنار ضعف نسبی در حوزه فرهنگی و رسانهای.
ظرفیتهای تمدنی ایران در دیپلماسی فرهنگی
کریمی با اشاره به میراث تاریخی و فرهنگی ایران، تصریح کرد: ادبیات کلاسیک، عرفان و شخصیتهایی همچون فردوسی، مولانا، سعدی، حافظ و عطار ظرفیتهای مهمی برای دیپلماسی فرهنگی ایران محسوب میشوند.
وی تأکید کرد: این ظرفیتها تاکنون بهطور کامل در سیاستگذاری فرهنگی بینالمللی مورد استفاده قرار نگرفتهاند.
ضرورت طراحی برند ملی ایران
این استاد دانشگاه پیشنهاد کرد: چارچوب برند ملی ایران باید بر سه محور «ایران تمدنی»، «ایران تابآور» و «ایران مشارکتجو» استوار شود.
او افزود: در سالهای گذشته رویکرد فرهنگی ایران عمدتاً واکنشی بوده و اکنون زمان آن رسیده است که کشور وارد مرحله کنشگری فعال در عرصه روایتسازی بینالمللی شود.
نقش دیپلماسی مردمی و ایرانیان خارج از کشور
کریمی با تأکید بر دیپلماسی مردممحور، گفت: میلیونها ایرانی خارج از کشور میتوانند نقش مهمی در بازتعریف تصویر ایران ایفا کنند.
وی همچنین بر توسعه گردشگری فرهنگی، علمی و زیارتی و استفاده از ظرفیت نسل جوان در داخل و خارج کشور تأکید کرد.
ضرورت تدوین راهبرد جامع تصویر ایران
در پایان این نشست، کریمی تأکید کرد: تحقق اهداف مربوط به ارتقای تصویر ایران در نظام بینالملل نیازمند تدوین یک راهبرد جامع و منسجم است؛ راهبردی که بتواند ایران را از یک بازیگر صرفاً تحملشده به یک بازیگر الهامبخش و اثرگذار در نظام بینالملل تبدیل کند.

نظر شما :