معاون سیاسی وزیر کشور در دانشگاه علامه طباطبائی تشریح کرد؛
نقش نخبگان دانشگاهی در توسعه دیپلماسی فرهنگی ایران در سطح منطقه
به گزارش عطنا، دکتر علی زینیوند، امروز سهشنبه 15 اردیبهشتماه در نشست «نقش دیپلماسی فرهنگی و امنیت منطقهای در خلیج فارس» که به مناسبت روز ملی خلیج فارس و به همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی در سال شورای ریاست این دانشگاه بهصورت حضوری و آنلاین برگزار شد، اظهار کرد: آگاهی مردم از ابعاد مختلف حوزه دیپلماسی در شرایط فعلی جامعه یک ضرورت است.
وی با بیان اینکه در دانشگاه علامه طباطبائی توفیق شاگردی استادانی چون دکتر دهقانیفیروزآبادی و دکتر خرمشاد را داشتیم، افزود: همچنین از سال گذشته نیز چندین بار خدمت دکتر شالچی، معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر علوم و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی بودیم که امروز دیگر بهنوعی همکار شدهایم.
زینیوند مباحث خود را با طرح چند سوال شروع کرد و گفت: آیا با توجه به شرایط جنگی کنونی و سابقهای که با کشورهای حوزه خلیجفارس داریم، اصلاً دیپلماسی فرهنگی کارآمدی خواهد داشت؟ که باید بگویم، به نظر من دیپلماسی فرهنگی حتما کارآیی دارد.
کشورهای زیادی در تاریخ از دل جنگها به اتحاد رسیدند
وی با بیان اینکه ما تجربه اتحادیه اروپا را داریم که از دل جنگها و تعارضات جدی به اتحاد رسیدند، بیان کرد: همچنین میتوان اتحادیه «آسهآن» در جنوب شرق آسیا را مثال زد که اگر بررسی کنید، اختلافات مرزی، تاریخی و حتی فرهنگی عمیقتری از ما دارند. بنابراین وقتی این حوزه را به لحاظ تمدنی، تاریخ مشترک و روحیه ملتها مرور میکنیم، دیپلماسی فرهنگی در این منطقه میتواند از خیلی از مناطقی که اکنون به اتحادیههای قابلقبولی رسیدهاند، موثرتر باشد.
دیپلماسی فرهنگی در حوزه خلیجفارس موفق نبوده است
معاون سیاسی وزیر کشور در ادامه به پرسش دوم خود مبنی بر اینکه اگر دیپلماسی فرهنگی کارآمد است، ابزارهایش چیست و چرا تا الان کار نکردهاند؟ پرداخت و گفت: به اعتقاد من دیپلماسی فرهنگی در حوزه خلیجفارس تاکنون چندان موفق نبوده است. دلیل اول این است که بعد از انقلاب اسلامی، در حوزه دیپلماسی عمومی متمرکز نشدیم و استفاده کافی را از آن نبردهایم.
وی با اشاره به اینکه اگر هم جایی خواستیم این ظرفیت را فعال کنیم، دو مشکل عمده داشت، افزود: اول اینکه کار را به اهلش واگذار نکردیم؛ این حوزه باید در بخشهای عمومی و غیردولتی شکل بگیرد و دولتها فقط پشتیبانی و هدفگذاری کنند تا برای طرف مقابل باورپذیر باشد.
زینیوند در همین رابطه اظهار کرد: دلیل دوم این بود که به جای تمرکز بر نقاط مشترک، بر نقاط افتراق و برجستگیهای ایدئولوژیک، قومی و مذهبی تمرکز کردیم. در نتیجه، قدرتهای فرامنطقهای بر این اختلافات سوار شدند تا فاصله ملتها را عمیق کنند. آنها بر اختلاف شیعه و سنی تمرکز کردند؛ اختلافاتی که جنسشان علمی و گفتمانی نیست، بلکه منجر به ترور و بمبگذاری میشود. ضمنآنکه ما باید بر مولفههای تمدنی و فرهنگی تاکید میکردیم.
وی خاطرنشان کرد: در همین راستا، ما از گروههایی مثل حزبالله، حوثی و حشدالشعبی حمایت کردیم که کار بسیار درستی بود و ظرفیتهای استراتژیک و عمق استراتژیک ما هستند و امروزه و در جنگ رمضان این مهم را فهمیدیم. اما اشتباه راهبردی ما اینجا بود که نتوانستیم اینها را در حوزه گفتمان و دیپلماسی عمومی، از بحثهای مذهبی و ایدئولوژیک تفکیک کنیم.
معاون سیاسی وزیر کشور یادآور شد: ما در این امر نتوانتسیم تفکیک فرهنگی و مذهبی درستی در منطقه داشته باشیم و دشمن هم دقیقاً سوار بر این موج شد و از آن استفادههای لازم را برد. چطور است که آمریکا دهها پایگاه نظامی مدرن در بیخ گوش ما و در کشورهای عربی همسایه ما ایجاد میکند، ولی ما حق نداریم چهار تا نیروی که ماهیت جمهوری اسلامی را قبول دارند و ظلمستیز هستند و از کشور خودشان دفاع کنند را حمایت کنیم و با آنها پیوند داشته باشیم.
وی تصریح کرد: البته ما در این زمینه نتوانستیم این عمق استراتژیک که با امنیت و استقلال ما پیوند دارد را برای مرم کشور که نسبت به تمایت ارضی حساس هستند را تبلیغ و تمهید کنیم و برای آن گفتمانسازی و تولید محتوا و ساختار انجام دهیم و در همان خط و سیر گذشته حرکت کردیم که این کار ما اشتباه راهبری بود و باید آن را در حوزه دیپلماسی عمومی و دیپلماسی فرهنگی اصلاح کنیم.
«امنیت عاریتی» نفوذناپذیر نیست
زینیوند یادآور شد: دشمن، ایران را به عنوان عامل مزاحم، برهمزننده نظم و ضد جامعه عربی و اهل سنت تعریف کرد و اتحادیههای منطقه، هویتشان را با «دگرسازی» ایران تعریف کردند و اینها موجی شد دیپلماسی عمومی و فرهنگی کارآیی نداشته باشد که ما باید این را اصلاح میکردیم.
وی در ادامه افزود: این جنگ، هم به ما و هم به حاکمان کشورهای عربی که فکر میکردند «امنیت عاریتی» نفوذناپذیر است، تلنگر زد. دیدیم که امنیت عاریتی به یک بند وصل است و فوری فرو میپاشد. این جنگ میتواند سکویی برای کارآمدی دیپلماسی فرهنگی باشد، اما ضرورت دارد که در پساجنگ، ساختارهایی برای ابزارهایی که از آنها غافل بودهایم ایجاد کنیم.
زینیوند مبادلات اقتصادی را یکی از این ابزارهای معرفی کرد و گفت: ما ایرانیان متمکن و تاجران بسیاری در خلیجفارس داریم که فقط کسبوکار دارند و باید از ظرفیت آنها برای رویدادها و مراسمهای مشترک فرهنگی استفاده میکردیم.
وی یکی دیگر از این ابزارها را مشترکات هنری و مذهبی دانست و افزود: مثلاً در عراق نوحههای تلفیقی فارسیـعربی تولید کردیم که بسیار جذبه داشت. همچنین چرا برای ایرانیان مقیم امارات تشکلهایی ایجاد نکردیم تا با این «شیعههراسی» که آمریکا و اسرائیل راه انداختهاند مقابله کنند؟
نخبگان کشور میتوانند به دیپلماسی فرهنگی کمک کنند
زینیوند نقش نخبگان را در این زمینه نیز مهم ارزیابی کرد و گفت: حامل اصلی دیپلماسی فرهنگی باید دانشگاهها، نخبگان، روزنامهها و صاحبان تریبون باشند. نخبگان باید با مقالات خود، دولتها را مجبور کنند که اجازه ورود دانشگاهها به این حوزهها را بدهند. ضمنآنکه ظرفیتهای اجتماعی نیز یکی از این موارد است و ما در مناطقی مثل بندرعباس و بوشهر، دهها ارتباط فامیلی نزدیک با آن طرف آب حوزه خلیج فارس داریم. میتوانیم از این افراد معتبر، رویدادهای فرهنگی و حتی پوشش مشترک زنان در این منطقه برای دیپلماسی فرهنگی استفاده کنیم.
معاون سیاسی وزیر کشور در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به اینکه دیپلماسی فرهنگی در این منطقه حتماً کار میکند، اظهار کرد: اما برای آن باید ساختارسازی کرد. این ساختار باید در دل دانشگاهها و نخبگان علمیـفرهنگی باشد و در عین ارتباط با سیاستهای کلی حکومت، ماهیتی غیردولتی داشته باشد تا تأثیرگذاری آن در تعامل با ملتها و جامعه دانشگاهی منطقه افزایش یابد.

نظر شما :