در نشست «جایگاه بازدارندگی راهبردی تنگه هرمز در نظم جهانی» مورد تأکید قرار گرفت:
تأسیس سازمان مستقل تنگه هرمز با «کنترل هوشمند» بهعنوان «بیمه راهبردی»/ راهاندازی ابتکار «هرمز امن ۳۵-۲۵» با دیپلماسی علمی دانشگاهی
به گزارش عطنا، در این نشست که سهشنبه 8 اردیبهشتماه برگزار شد، دکتر محمدباقر خرمشاد، استاد تمام علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر علی آدمی، دبیر نشست و استاد تمام گروه روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر افشین متقی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی و دکتر هیبتالله نژندیمنش، دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی به سخنرانی پرداختند.
اکبریاقدم: مسئولان و متولیان امر در زندگی روزمره خود به قطبنما نیاز دارند تا مسیر را گم نکنند
همچنین در این نشست تعدادی از دانشجویان و استادان دانشگاه و حجتالاسلام صادق اکبریاقدم، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر داود حسینپور، دانشیار مدیریت دولتی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی و از مسئولان مؤسسه عالی آموزش، پژوهش و برنامهریزی حضور داشتند.
در ابتدای این نشست، حجتالاسلام صادق اکبریاقدم، مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به اینکه دکتر حسینپور بانی اصلی برگزاری این جلسه هستند، گفت: یاد شهدای جنگ رمضان و بهخصوص امام شهیدمان را گرامی میداریم، و امیدواریم همه ما ادامه دهنده مسیری ارزشمندی باشیم که ایشان در نظام اسلامی جاری و ساری کردند.
وی با اشاره به اینکه ما در میانه جنگ سوم تحمیلی هستیم، افزود: رهبری شهید انقلاب در یکی از فرمایشات خود اشارهای به قطبنما و جهتگیری کردند و آن را برای جامعه لازم دانستند. با این پیشفرض اگر در بیابانی قطبنما نداشته باشیم تا مسیر را پیدا کنیم، سردرگم میشویم و رهبری شهید انقلاب از قطبنما بهعنوان جهتگیری و جهتیاب برای مسئولان در نظام اسلامی یاد کردند.
اکبریاقدم یادآور شد: مردم و بهخصوص مسئولان و متولیان امر در زندگی روزمره خود به جهت و قطبنما نیاز دارند و اگر خدای نکرده مسیر را اشتباه بروند از هدف دورتر میشوند؛ انشاءالله که هدف را گم نکنیم. ضمنآنکه در شرایط کنونی که مردم در خیابان حضور دارند، انتظار میرود جامعه دانشگاهی و حوزوی بیش از گذشته در خیابان و میدان حضور داشته باشند و کنشگری کنند.
حسینپور: نتایج این نشست در قالب یک گزارش سیاستی در اختیار مراجع ذیصلاح قرار میگیرد
در ادامه این نشست، دکتر داود حسینپور، دانشیار مدیریت دولتی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبائی نیز عزت و اقتدار کشور رو مرهون امام شهید انقلاب و شهدای کشور دانست و گفت: این اقتدار و عزت از دستاوردهای کلیدی انقلاب اسلامی است که نه تنها در منطقه بلکه در دنیا موجب سربلندی کشور شده است.
وی با بیان اینکه این نشست ذیل مؤسسه عالی آموزش، پژوهش و برنامهریزی بهعنوان بازوی تخصصی دبیرخانه برنامه هفتم توسعه سازمان برنامه و بودجه کشور برگزار میشود، افزود: این بازوی تخصصی با برگزاری نشستها مختلف، طرحهای پژوهشی و بستههای سیاستی در زمینههای متنوع به سطوح مختلف کشور کمک میکند.
حسینپور خاطرنشان کرد: یکی از مهمترین مباحث امروزی موضوع تنگه هرمز است و در قالب نشستهای مختلف به بحث و بررسی درمورد آن میپردازیم و این نشست با هدف بررسی ابعاد نظام حقوقی، سیاسی و روابط بینالملل تنگه هرمز برگزار میشود تا نتایج آن در قالب یک گزارش سیاستی در اختیار مراجع ذیصلاح قرار بگیرد.
آدمی: کارت تنگه هرمز باید در کوتاهترین زمان ممکن به بهترین نحو به ابزار بازدارندگی تبدیل شود
دکتر علی آدمی، استاد تمام گروه روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی و دبیر این نشست، ضمن تسلیت شهادت رهبری شهید انقلاب و ادای احترام به رزمندگان جبهه مقاومت در «نبرد تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران»، سخنان خود را با یادآوری دیدگاهی از رهبر شهید آغاز کرد که بیش از یک دهه پیش مطرح شده بود: «آمریکا رو به افول است». ضمنآنکه این گزاره، امروز به یکی از پربازدیدترین ترندهای مقالات و تحلیلهای جهانی تبدیل شده است.
وی در ادامه به تفاوت نگرش موجود نسبت به سیاست خارجی ایران اشاره کرد و گفت: «بهرغم برخی اتهامات غیرمنصفانه مبنی بر ایدئولوژیکگرایی و توهمگرایی، جمهوری اسلامی ایران با عقلانیت و دوراندیشی توانسته هم مرزهای خود را محافظت کند و هم الگویی برای کشورهای دیگر باشد. برخی حتی این عقلانیت زیاد را نقطه ضعف میدانستند که چرا ایران باید دارای اینهمه عقلانیت رئالیستی و از جنس روابط بینالملل باشد.
یکی از مهمترین بازدارندگیهای ایران، همین تفکر عقلانی و محاسبهگر است
این استاد دانشگاه در ادامه به جنگ رمضان پرداخت و اظهار داشت: در میانه این نبرد که هنوز آتشبسی برقرار نشده است، بیش از همه، عدم مشروعیت این جنگ بر جهانیان آشکار شده است. یکی از مهمترین بازدارندگیهای ایران، همین تفکر عقلانی و محاسبهگر است؛ زیرا اعتمادسازی میکند و دیگران متوجه میشوند آنچه در این نبرد اتفاق افتاد نامشروع بود. حتی در درون خود آمریکا نیز به این عدم مشروعیت اذعان شده است.
آدمی با اشاره به توییت جنجالی ترامپ در جنگ دوازدهروزه «که مدعی شد آمریکا تمام تأسیسات هستهای تخریب کرده است»، اظهار کرد: ترامپ در جنگ رمضان علت حمله به ایران را قریبالوقوع بودن خطر هستهای ایران اعلام کرد. این دو حرف – یکی ادعای تخریب هستهای ایران در گذشته و دیگری خطر قریبالوقوع فعلی – نمیتوانند هر دو درست باشند. همین تناقض، مقدمه اختلافات عمیق درون هیئت حاکمه آمریکا شد و ما شاهد استعفاهایی چندگانه بودیم. رئیس ستاد ارتش آمریکا به ترامپ گفت که اگر حملهای به ایران صورت گیرد، ایران حتماً از تنگه هرمز به عنوان ابزار استفاده خواهد کرد و ترامپ در پاسخ گفت اساساً فرصت چنین کاری به ایران داده نخواهد شد. رئیس ستاد ارتش پس از این اظهارنظر برکنار شد.
جمعبندی دشمن این بود که ایران نمیتواند پاسخی بدهد که سایه جنگ را از بین ببرد
وی افزود: آنچه باعث وقوع جنگ اول (دوازدهروزه) و جنگ دوم (رمضان) علیه ایران شد، این تصور دشمن بود که جمهوری اسلامی ایران قادر به پاسخ متناسب و تحمیل هزینههای فراوان نیست. چون رویکرد حاکم در منطقه غرب آسیا، رویکردی رئالیستی است و بازدارندگی بر مبنای بازدارندگی نظامی و هستهای تعریف میشود، جمعبندی دشمن این بود که ایران نمیتواند پاسخی بدهد که سایه جنگ را از بین ببرد.
رهبر شهید فرمودند خامفروشی نکنید تا تحریمناپذیر شوید
این استاد دانشگاه با انتقاد از خامفروشی نفت به جای تبدیل آن به محصولات پتروشیمی، گفت: رهبر شهید فرمودند خامفروشی نکنید تا تحریمناپذیر شوید. اگر ما نفت خام را به بنزین تبدیل میکردیم، چون بنزین تحریمناپذیر است ما نیز تحریمناپذیر میشدیم. ما کشور را تحریمپذیر کردیم و بعد دشمنان تحریم وضع کردند. در بحث بازدارندگی نیز همین گونه است: ما از ظرفیتهای بازدارندگی استفاده نکردیم و همین امر، باعث جنگ علیه شروع شود.
آدمی در پایان بر سه لایه بازدارندگی (نرم، سخت و هوشمند) تأکید کرد و گفت: امروز یک لایه سخت از بازدارندگی به نام لایه تنگه هرمز و ژئوپلیتیک در نظر داریم و باید به ابعاد نرم و هوشمند آن نیز بیندیشیم. کارت بازدارندگی تنگه هرمز دائمی نیست؛ دشمنان، رقبا و حتی همسایگان شبانهروز در حال هماندیشی برای خارج کردن این کارت از دست ایران هستند. این کارت زمانمند و محیطمند است و باید در کوتاهترین زمان ممکن به بهترین نحو به ابزار بازدارندگی تبدیل شود.
خرمشاد: تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم فشار بینظیر و«بیمه راهبردی» برای ایران عمل میکند
دکتر محمدباقر خرمشاد، استاد تمام علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی دیگر سخنران این نشست مباحث خود را در قالب 6 پرسش درباره جایگاه تنگه هرمز و نظم جهانی مطرح کرد و با رویکردی سیاسی به تحلیل این موضوع پرداخت.
وی در ابتدای سخنان خود با طرح این پرسش که آیا تنگه هرمز برای ایران بازدارندگی ایجاد میکند، تأکید کرد: این موضوع نباید مفروض گرفته شود، بلکه باید مورد بررسی قرار گیرد.
او با اشاره به هزینهها و تبعات بالقوه برای طرفهای مقابل، گفت: به نظر میرسد در شرایط فعلی جهان، تنگه هرمز این ظرفیت را دارد که مانع از اقدامات نامطلوبی مانند تحریم یا جنگ علیه ایران شود.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی در ادامه با طرح این پرسش که آیا بازدارندگی تنگه هرمز ماهیتی راهبردی دارد، آن را دارای اهمیت اساسی دانست و تصریح کرد: این تنگه بهعنوان یک اهرم فشار بینظیر و«بیمه راهبردی» برای ایران عمل میکند. ضمنآنکه حضور مردم در صحنه یکی دیگر از عوامل تقویتکننده این بازدارندگی است.
افول قدرتهای هژمون و صعود قدرتهای نوظهور
وی در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت نظم جهانی پرداخت و با اشاره به رخدادهایی مانند جنگ اوکراین، جنگ غزه، تحولات سوریه، درگیریهای یمن و سودان و افزایش مداخلات نظامی و تحریمها، وضعیت کنونی جهان را «پرتلاطم، پرآشوب و بحرانی» توصیف کرد و گفت: جهان در یک دوره گذار طولانیمدت از نظم پیشین به نظم جدید قرار دارد که بیش از سه دهه به طول انجامیده است.
خرمشاد با اشاره به فروپاشی نظام دوقطبی و شکلگیری روندهای جدید، از تحول جهان از تکقطبی به اشکال مختلف چندقطبی سخن گفت و افزود: بازیگران منطقهای از جمله ایران و همچنین بازیگران غیردولتی نقش پررنگتری در معادلات بینالمللی پیدا کردهاند. او همچنین به افول قدرتهای هژمون و صعود قدرتهای نوظهور و شکلگیری ائتلافهایی مانند بریکس و شانگهای اشاره کرد.
جایگاه کشورها در نظم آینده «گرفتنی» است
وی در ادامه به توصیههای راهبردی در چنین شرایطی پرداخت و گفت: در دوران آشوب، قدرتهای کوچک و متوسط در معرض زوال قرار دارند و تنها بازیگران قدرتمند میتوانند در نظم آینده نقشآفرین باشند. شکلگیری نظمهای جدید معمولاً در پی جنگهای بزرگ رخ میدهد و روندهای جهانی نیز به سمت چندقطبی شدن در حرکت است.
عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی با تأکید بر اینکه جایگاه کشورها در نظم آینده «گرفتنی» است، اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای از ظرفیتهای لازم برای کسب جایگاه مناسب برخوردار است که تنگه هرمز یکی از مهمترین این ظرفیتها محسوب میشود.
ایران با توجه به موقعیت فعلی، توان مدیریت و تثبیت کنترل این تنگه را دارد
وی در پاسخ به این پرسش که ایران در چنین شرایطی چه باید بکند، دو سناریو را مطرح کرد: نخست، بازگشت به شرایط پیشین تنگه هرمز که آن را سناریویی نامطلوب دانست؛ و دوم، بهرهبرداری حداکثری از این موقعیت برای تثبیت بازدارندگی راهبردی.
خرمشاد سناریوی مطلوب را ایجاد یک رژیم حقوقی، سیاسی و امنیتی جدید با محوریت ایران و با مشارکت عمان عنوان کرد و گفت: ایران با توجه به موقعیت فعلی، توان مدیریت و تثبیت کنترل این تنگه را دارد.
خرمشاد الزامات تحقق این سناریوی مطلوب را برشمرد: اول داشتن عزم و اراده لازم و غلبه بر «روحیه فرودستی تاریخی» که در آن ایران همیشه دست پایین را داشته است. خرمشاد با مقایسه پیشنهادات چهاربندی قبل از جنگ برای مذاکره با پیشنهادات دهبندی اسلامآباد، این دو را نماد روحیه فرودستی در برابر روحیه فرادستی دانست. دوم همراهسازی محیط منطقهای و بینالمللی از طریق اطمینانبخشی به ثبات و امنیت پایدار تنگه، همراهسازی قطعی عمان، تشکیل ائتلاف «چهار به علاوه یک» (ایران، عمان، عراق، یمن به اضافه قطر)، طراحی نظم امنیتی مشارکتی و تعاملی جدید برای خلیج فارس و جلب نظر کشورهای نفتخوار منطقه و نیز کشورهایی مانند چین، هند، ژاپن و کره. سوم سناریوهای بینابین نیز قابل تصور است: سناریوی نزدیک به نامطلوب (با گرفتن تضمینهایی برای کاهش فشار)، سناریوی نزدیک به مطلوب (با دادن امتیازاتی محدود) و سناریوی میانی (رژیم حقوقی منصفانه و متعادل).
متقی: تأسیس سازمان مستقل مدیریت راهبردی تنگه هرمز با وظیفه تبدیل مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر
افشین متقی، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی دیگر سخنران این نشست نیز سخنان خود را در امتداد بحث افول آمریکا و با رویکردی ژئوپلیتیکی ارائه داد.
وی با اشاره به تاریخ ششصدساله اهمیت تنگهها، گفت: پرتغالیها برای سروری جهانی به این نتیجه رسیدند که باید هرمز، عدن و مالاکا را داشته باشند. آنها عدن و مالاکا را گرفتند اما هرمز را نتوانستند، زیرا دلیران تنگستان آنها را پس زدند. پس ادبیات تنگه در معادلات قدرت جهانی از جایگاه جغرافیایی وارد بحث میشود. سپس انگلیسیها بهعنوان بریتانیای کبیر، جبلالطارق، عدن، بابالمندب و سوئز را گرفتند و به هژمون تبدیل شدند. همانطور که تنگهها باعث سیادت شدند، از دست دادن آنها نیز باعث افول گشت.
مرور تاریخی جایگاه تنگهها در معادلات قدرت
متقی با اشاره به شکست انگلیسیها در تنگههای داردانل و بسفر در جنگ جهانی اول و نیز ملیشدن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، افزود: در جنگ رمضان، آمریکا به دلیل از دست دادن کنترل بر تنگه هرمز، در همه جا – از رسانهها تا دانشگاهها و کرسیهای سیاست – بازنده معرفی شد.
وی با اشاره به مسائل جغرافیایی تنگه هرمز و با مرور تاریخی جایگاه تنگهها در معادلات قدرت، تنگه هرمز را یک «گلوگاه ژئوپلیتیکی» در نظم انرژی جهانی توصیف کرد و گفت: « اهمیت آن به پیوند چهار مؤلفه جغرافیا، انرژی، امنیت و رقابت قدرتها بازمیگردد.
تنگه هرمز برگه بازی است که کارکرد جغرافیایی دارد
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی با اشاره به اینکه تنگه هرمز نقشی تعیینکننده در اقتصاد جهانی دارد و نمیتوان آن را جدا از ایران تحلیل کرد، افزود: تنگه هرمز یک گلوگاه راهبردی و نیروگاه نظم انرژی جهانی است. ۲۰ درصد نفت جهان و حجم قابل توجهی گاز مایع از آن عبور میکند و به ۴۰ درصد جمعیت جهان (هند، چین، کره، ژاپن و…) میرسد. کیفیت وابستگی به هرمز به این معناست که هیچ آلترناتیوی برای آن وجود ندارد؛ نه خط لوله و نه مسیر جایگزین، به دلیل صرفه اقتصادی و حجم بالا، قابل مقایسه نیستند. تنگه هرمز برگه بازی است که کارکرد جغرافیایی دارد و ایران جزئی از ساختار آن است؛ هرمز را بدون ایران نمیتوان فهمید.
بازدارندگی ژئوپلیتیکی ایران چهار فاکتور دارد
وی در پاسخ به سؤال دوم عنوان کرد: بازدارندگی ژئوپلیتیکی ایران چهار فاکتور دارد: نخست موقعیت جغرافیایی (۶۷۰ کیلومتر ساحل در یک سو و ۸۰۰ کیلومتر در سوی دیگر و ۱۴۰۰ تا ۱۶۷۰ کیلومتر ساحل در خود تنگه) و جزایر راهبردی که به ایران دید و قدرت تصمیم و اقدام میدهند. این جزایر در جایی قرار دارند که آبخور کشتیها بالاست و عبور از جای دیگر ممکن نیست. دوم عمق سرزمینی و ساحلی (۱۴۰۰ کیلومتر به اضافه ۴۰۰ کیلومتر دریای پیرامون جزایر چسبیده به سرزمین اصلی که به ایران توان پاسخ نامتقارن میدهد، در حالی که دیگران چنین عمقی ندارند). سوم توان اخلالگری که ایران دارد و دیگران ندارند. چهارم خود تنگه هرمز که بهذات بازدارنده است و در نظم نوین جهانی، نوسان قیمتها از پوشاک تا بیمه و بطری آب معدنی، اثرگذاری آن را نشان داده است.
دیپلماسی فعال برای تبدیل هرمز از نقطه تنش به پلتفرم همکاری امنیتی
این استاد دانشگاه در پاسخ به سؤال سوم تأکید کرد: باید از «نظام عوارض ساده» گذر کرد و به «نظام حکمرانی هوشمند کریدور راهبردی» رسید که کنترل عبور را به مدیریت هوشمند تبدیل میکند. الزامات عبارتند از: تأسیس سازمان مستقل مدیریت راهبردی تنگه هرمز با وظیفه تبدیل مدیریت واکنشی به مدیریت پیشنگر. حرکت به سوی امنیت هوشمند به جای افزایش نیرو. دیپلماسی فعال برای تبدیل هرمز از نقطه تنش به پلتفرم همکاری امنیتی. ارزشآفرینی اقتصادی فراتر از عوارض (ایجاد مجتمعهای خدماتی در قشم به جای سواحل امارات).
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی بازدارندگی ایران در تنگه هرمز را ناشی از چهار عامل جغرافیا، جزایر راهبردی، عمق سرزمینی و توان اخلال در جریان انرژی دانست و افزود: این بازدارندگی ماهیتی ژئوپلیتیکی و نامتقارن دارد.
راهاندازی ابتکار «هرمز امن ۳۵-۲۵» با دیپلماسی علمی دانشگاهی
وی در پایان سخنان خود، حرکت بهسوی«نظام حکمرانی» در تنگه هرمز را ضروری دانست و پیشنهادهایی از جمله مدیریت هوشمند کریدور، تشکیل نهاد تخصصی برای اداره تنگه، تقویت دیپلماسی فعال، تبدیل هرمز به بستر همکاری امنیتی، توسعه ارزشآفرینی اقتصادی، ایجاد قطب داده دریایی و توجه به مدیریت زیستمحیطی را مطرح کرد.ضمن آنکه مدیریت زیستمحیطی پیشرفته هرمز و راهاندازی ابتکار «هرمز امن ۳۵-۲۵» با دیپلماسی علمی دانشگاهی نیز مهم است.
متقی با اشاره به پیوند هرمز با سواحل اقیانوسی، خاطرنشان کرد: هرمز جایی است که اعمال قدرت میشود، ساحل اقیانوسی جایی که قدرت تولید میشود. با پیوند این دو، ایران از گلوگاه به هاب منطقهای تبدیل میشود.
نژندیمنش: «کنترل هوشمند» الگویی بهینه برای ایران در مدیریت تنگه هرمز
دکتر هیبتالله نژندیمنش، دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی از دیگر سخنرانان این نشست، درباره حقوق بینالملل در بستر توازن قدرت نکاتی را بیان کرد و با تأکید بر اینکه حقوق بینالملل در بستر توازن قدرت معنا پیدا میکند، گفت: بدون پشتوانه قدرت، قواعد حقوقی نهتنها بازدارنده نیستند بلکه اعتبار خود را نیز از دست میدهند.
وی با اشاره به تجربه جنگ تحمیلی اخیر، تصریح کرد: تنگه هرمز به طور کامل بسته نشد، اما به یک مسیر پرریسک و کنترلشده تبدیل گردید که عبور در آن به صورت انتخابی مدیریت میشود. بازدارندگی در تنگه هرمز نه از طریق انسداد کامل، بلکه از طریق کنترل هوشمند و انتخابی صورت میگیرد. انسداد کامل هزینه حقوقی و سیاسی بالایی دارد، اما کنترل هوشمند با ایجاد عدم قطعیت، محاسبات طرف مقابل را تغییر میدهد و از نظر حقوقی قابل دفاعتر است.
نژندیمنش بازدارندگی حقوقی را منوط به تحقق همزمان چند عنصر دانست و با تطبیق این چارچوب بر تنگه هرمز، جغرافیا را نقطه آغاز تحلیل عنوان کرد.
رژیم عبور بیضرر است که امکان تنظیم و محدودسازی را به مراتب آسانتر میکند
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی با اشاره به تجربه «کنترل هوشمند» در تنگه هرمز، تصریح کرد: انسداد کامل این آبراه هزینههای حقوقی و سیاسی بالایی دارد، در حالیکه کنترل انتخابی میتواند با ایجاد عدم قطعیت، محاسبات طرف مقابل را تغییر داده و از نظر حقوقی قابل دفاع باشد.
نژندیمنش دو رژیم حقوقی عبور در مناطق دریایی را از هم متمایز کرد: عبور ترانزیت (که دستاورد کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاهاست) و عبور بیضرر (که به صورت عرفی وجود دارد). ایران به کنوانسیون ۱۹۸۲ نپیوسته است، بنابراین آنچه بر ما حاکم است، رژیم عبور بیضرر است که امکان تنظیم و محدودسازی را به مراتب آسانتر میکند.
در شرایط جنگ، عبور از تنگه کارکرد صرفاً اقتصادی ندارد، بلکه پشتیبانی نظامی پیدا میکند
وی افزود: دومین نکته، پیوند حقوق دریاها با حقوق مخاصمات مسلحانه است. در شرایط جنگ، عبور از تنگه کارکرد صرفاً اقتصادی ندارد، بلکه پشتیبانی نظامی پیدا میکند. در این حالت، کشتیهای متعلق به طرفهای درگیر، وضعیت بیطرفی خود را از دست میدهند. سومین نکته، توسل به دفاع مشروع و اقدامات متناسب و موقتی مانند نظارت، بازرسی و توقیف است. اما برای ادامه این روند، ما نیازمند سازوکاری مؤثر در سطح داخلی یا منطقهای (همراهی عمان) هستیم.
تجربه نظام بینالملل نشان داده قواعد حقوقی بدون سازوکار پایدار باقی نمیمانند
نژندیمنش با طرح مفهوم «شکاف میان حقوق و واقعیت»، گفت: «تنگه از نظر حقوقی باید باز باشد، اما در عمل به صورت هوشمند بازدارندگی میشود. این بازدارندگی دقیقاً در همین شکاف شکل میگیرد، نه در انسداد کامل. انسداد کامل، توانایی اعمال کنترل را نیز از دست ما میگیرد. تجربه نظام بینالملل نشان داده قواعد حقوقی بدون سازوکار پایدار باقی نمیمانند. ما در حال گذار از حقوق حکمرانی هستیم و مدیریت پایدار تنگه مستلزم یک معماری چندلایه است: در سطح حاکمیتی (تنظیم جریان عبور و کنترل سرزمینی)، در سطح منطقهای (همکاری با عمان و برخی کشورهای منطقه) و در سطح اقتصادی (همکاری شرکتهای کشتیرانی، بیمه و بازار انرژی).»
ما نباید خود را تنها بگذاریم
دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل دانشگاه علامه طباطبائی بیان کرد: همزمان که ما درباره تنگه هرمز صحبت میکنیم، رقبای ما در سطح جهان و به خصوص شورای امنیت، در حال تشکیل نیروهای چندملیتی و سازوکارهایی برای مدیریت و قاعدهمندسازی این حوزه هستند. ما نباید خود را تنها بگذاریم. باید تا جایی که میتوانیم منافع مشترک با شرکا پیدا کنیم و سطح منطقهای را ارتقا دهیم.
«کنترل هوشمند» الگویی بهینه برای ایران در مدیریت تنگه هرمز
نژندیمنش بر لزوم تدوین چارچوب قانونی منسجم داخلی تأکید کرد: «قانون مناطق دریایی ما به طور کلی درباره دریای سرزمینی صحبت کرده و تنگه هرمز را بخشی از دریای سرزمینی میداند، اما نیازمند سازوکار نظارتی و کنترلی شفاف، تعرفههای مشخص برای ارائه خدمات، و تفکیک میان کشتیهای بیطرف و کشتیهای مرتبط با دشمن هستیم. حقوق بینالملل به تنهایی نظم ایجاد نمیکند؛ بلکه در ترکیب با قدرت، به بازدارندگی تبدیل میشود. الگوی مطلوب برای ایران، کنترل هوشمند است؛ بازدارندگی واقعی نه در بستن، بلکه در توافق بر سر الگوی کنترل هوشمند نهفته است.
وی در پایان گفت: برای توجیه این رویکرد، به لزوم شکلگیری یک چارچوب حقوقی سهپایه شامل چالش نسبت به رژیم عبور ترانزیتی، پیوند حقوق دریا با حقوق مخاصمات مسلحانه و استناد به دفاع مشروع و اقدامات متقابل اشاره کرد و در پایان، «کنترل هوشمند» را الگویی بهینه برای ایران در مدیریت تنگه هرمز دانست.

نظر شما :