فاطمه‌السادات همایونی، یاور علمی معاونت پژوهشی دانشگاه و دانشجوی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات:‌

رأی به چرخه حیات اجتماعی؛ چرا در روزهای سخت نباید از زندگی استعفا داد؟

۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۹ کد : ۲۲۱۶۸ اخبار عمومی
تعداد بازدید:۶۶
نهادهای حاکمیتی می‌بایست از ارسال پیام‌های متناقض و اضطراب‌آور بپرهیزند. در زمان بحران، آرایش رسانه‌ای شهر باید ترکیبی از اقتدار و عادی‌سازی باشد. بیلبوردهای شهری نباید صرفاً بازنمایی بحران باشند، بلکه باید مشوق فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی روزمره باشند.
رأی به چرخه حیات اجتماعی؛ چرا در روزهای سخت نباید از زندگی استعفا داد؟

زمانی که سایه تنش و بحران بر کشوری سنگینی می‌کند، اولین اتفاقی که می‌افتد، کندی است. تصمیم‌ها به تعویق می‌افتند، خریدها انجام نمی‌شوند و قرارهای کاری لغو می‌شوند. این یک واکنش غریزی است؛ وقتی آینده غبارآلود می‌شود، ذهن حکم به احتیاط و توقف می‌دهد؛ اما اگر این احتیاط جمعی طولانی شود، ما ناخواسته وارد یک چرخه شوم می‌شویم: مردم خرج نمی‌کنند چون اقتصاد کند شده و اقتصاد کند می‌شود چون مردم خرج نمی‌کنند.

1- رکود روانی؛ درسی که از ژاپن آموختیم

پس از سونامی ۲۰۱۱ در ژاپن، شهرهایی که حتی آسیب فیزیکی ندیده بودند، دچار رکود روانی شدند. مردم خرید نمی‌کردند و زندگی متوقف شده بود؛ اما ژاپنی‌ها متوجه شدند که مشکل اصلی، تخریب زیرساخت نیست؛ بلکه توقف زندگی روزمره است. آن‌ها با شعار زندگی را ادامه دهید، مردم را به رستوران‌ها و فروشگاه‌ها بازگرداندند و متوجه شدند که جریان خون در بدن جامعه، همین خریدهای کوچک است.

۲- جامعه‌شناسی اقتصادی؛ بازسازی سرمایه اجتماعی

از منظر جامعه‌شناسی اقتصادی، بازار یک نهاد صرفاً مالی نیست، بلکه بازتابی از اعتماد اجتماعی است. وقتی ما از خرید دست می‌کشیم، در واقع پیوند خود را با دیگر اعضای جامعه قطع می‌کنیم. در جامعه‌شناسی مفهومی به نام پیش‌بینی خودمحقق‌کننده وجود دارد؛ یعنی وقتی همه با هم فکر می‌کنیم رکود در راه است، با رفتار خودمان دقیقاً باعث وقوع آن می‌شویم. خرید کردن در این شرایط، یک کنش آگاهانه برای بازسازی زنجیره اعتماد میان شهروندان است.

3- اقتصاد، ماشین نیست؛ جریان خون است

اقتصاد کشور فقط با کارخانه‌های بزرگ نمی‌چرخد؛ نبض آن در دستان خریداران روزمره است. هر خرید کوچک، حقوق روزانه یک کارگر و امید یک فروشنده است. عارضه اصلی رکود، فراتر از اعداد، تخریب امنیت روانی است. وقتی چراغ دکان‌ها خاموش شود، یعنی ترس بر امید پیروز شده است.

4- راهبردهای سیاستی و حاکمیتی برای عبور از بن‌بست (دولت و نهادها)

الف) سیاست‌گذاری انتظارات (مدیریت سیگنال‌ها)

نهادهای حاکمیتی می‌بایست از ارسال پیام‌های متناقض و اضطراب‌آور بپرهیزند. در زمان بحران، آرایش رسانه‌ای شهر باید ترکیبی از اقتدار و عادی‌سازی باشد. بیلبوردهای شهری نباید صرفاً بازنمایی بحران باشند، بلکه باید مشوق فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی روزمره باشند.

ب) مداخله هوشمند در زنجیره تأمین و توزیع

دولت و شهرداری‌ها باید با کاهش موقت عوارض نوسازی، مالیات بر صنف‌های آسیب‌دیده و تسهیل قوانین دست و پاگیر کسب و کار در ماه‌های پایانی سال، هزینه نهایی فعالیت اقتصادی را پایین بیاورند.

ج) تحریک تقاضا از طریق اعتبار خرد

ارائه وام‌های خرید کوتاه‌مدت یا شارژ کارت‌های اعتباری مخصوص خرید از کالاهای داخلی و کسب و کارهای خرد، می‌تواند شوک مثبتی به بازار وارد کند. این کار به مراتب مؤثرتر از حمایت از واحدهای تولیدی بزرگی است که با انبار انباشته از کالا مواجه هستند.

د) دیپلماسی تجاری داخلی

اتاق‌های بازرگانی و اصناف باید کمپین‌های مشترکی برای تقویت خرید محلی ایجاد کنند. تشویق شرکت‌های بزرگ به پرداخت پاداش‌های غیر نقدی به کارکنان خود، می‌تواند یک شبکه نجات اقتصادی ملی ایجاد کند.

5- راهبردهای رفتاری و شهروندی (مسئولیت اجتماعی مردم)

الف) خرید به مثابه رأی به پایداری

هر شهروند باید بداند که فاکتور خرید او، در واقع رأیی است که به بقای یک شغل می‌دهد. در روزهای سخت، خرید کردن نه یک میل مصرف گرایانه، بلکه یک وظیفه ملی برای جلوگیری از خشک شدن رگ‌های اقتصادی محله و شهر است.

ب) اولویت‌بخشی به کسب و کارهای خرد و محلی

قدرت خرید محدود ما در زمان بحران باید هوشمندانه صرف شود. حمایت از مغازه‌های کوچک محلی، کارگاه‌های خانگی و فروشندگان خرد، اثر مستقیم‌تری بر سفره مردم دارد. انتقال نقدینگی به این بخش، از فروپاشی معیشت دهک‌های آسیب‌پذیر جلوگیری می‌کند.

ج) پرهیز از رفتارهای توده‌ای مخرب (مانند انبار کردن کالا)

رفتارهای ناشی از هراس، مانند هجوم برای خرید بیش از حد نیاز یا خارج کردن ناگهانی سرمایه‌ها از چرخه تولید، تنها باعث عمیق‌تر شدن بحران می‌شود. خویشتن‌داری و تداوم الگوی مصرف عادی، بزرگ‌ترین کمک به ثبات بازار است.

د) بازگرداندن نشاط به فضاهای عمومی

حضور در رستوران‌ها، کتاب فروشی‌ها و بازارچه‌ها، نوعی کنش جمعی برای عبود از فضای انجماد ناشی از تبعات جنگ بر شهر است. این حضور، سیگنال امنیت و امید را به کل جامعه مخابره می‌نماید. بازگشت مردم به فضاهای عمومی و احیای چهره عادی شهر، حکم تزریق امید به ریه‌های خسته جامعه را دارد که هم‌زمان حال روانی و توان اقتصادی شهروندان را ترمیم می‌کند. این حضور زنده، با شکستن فضای غبارآلود و بازسازی امنیت روانی، جامعه را به سمت پایداری و عبور از روزهای سخت هدایت می‌کند.

سخن پایانی؛ شکستن زنجیره‌ای که دامن همه را می‌گیرد

باید این حقیقت تلخ را بپذیریم که رکود اقتصادی مانند یک بیماری مسری است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند در خانه‌ای بماند که دیوارهایش در حال فرو ریختن است و تصور کند در امان است. وقتی ما از سر ترس، جریان عادی زندگی را متوقف می‌کنیم، آجر به آجر دیواری را برمی‌داریم که سقف زندگی خودمان بر آن استوار است.

این رکود، انتخابی میان خریدن یا نخریدن یک کالا نیست، بلکه انتخابی میان فروپاشی یا پایداری است. اگر امروز به بهانه احتیاط، چراغ یک مغازه خاموش شود، تبعات این خاموشی برای کارمند، تولیدکننده و حتی سرمایه‌دار بزرگ خواهد بود. بیکاری یک فروشنده، یعنی کاهش قدرت خرید در یک بخش دیگر و این سقوط آزاد تا لایه‌های عمیق جامعه ادامه می‌یابد.

ما وظیفه داریم این چرخه شوم را بشکنیم. شکستن این زنجیره، با بازگشت به زندگی روزمره آغاز می‌شود. شجاعت امروز ما نه در انبار کردن پول در گاوصندوق‌ها و حساب‌های بانکی، بلکه در جاری کردن آن در رگ‌های بازار است. هر فاکتوری که صادر می‌شود، یک سنگر است که از معیشت یک خانواده دفاع می‌کند. ما به زندگی رأی می‌دهیم و اجازه نمی‌دهیم ترس، آینده ما را فلج کند؛ چرا که زندگی، قدرتمندترین فرم ایستادگی و راهبردی‌ترین تصمیم برای حفظ کیان ایران است.

کلیدواژه‌ها: فاطمه‌السادات همایونی یاور علمی معاونت پژوهشی دانشگاه علامه دانشگاه علامه طباطبائی رأی به چرخه حیات اجتماعی را در روزهای سخت نباید از زندگی استعفا داد؟


اخبار مرتبط


نظر شما :