فاطمهالسادات همایونی، یاور علمی معاونت پژوهشی دانشگاه و دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات:
رستاخیز جانفدایان ایران؛ تبیین جامعهشناختی مشارکت بیش از 24 میلیونی در پویش ملی جانفدا
پویش «جانفدا» با مشارکت کمنظیر بیش از 24میلیون ایرانی، دیگر صرفاً یک کنش جمعی نیست؛ بلکه به تعبیر امیل دورکیم، به یک «واقعیت اجتماعی» بدل شده است؛ واقعیتی که فراتر از ارادههای فردی، خود را بر وجدان عمومی تحمیل میکند و نشان میدهد جامعه هنوز قادر است در بزنگاههای تاریخی، خود را بازتعریف کند.
این حجم از مشارکت، نه یک هیجان گذرا، بلکه نشانهای از بازفعالشدن نیروهای عمیق همبستگی در بطن جامعه است؛ نوعی بازگشت به «همبستگی ارگانیک» که در آن، افراد با وجود تفاوتها، حول یک معنای مشترک گرد هم میآیند.
1. احیای امر قدسی و تولد دوباره وجدان جمعی
در چارچوب جامعهشناسی دین، «جانفدا» را میتوان تجلی دوباره «وجدان جمعی» دانست. برخلاف پیشبینیهای نظریههای افول معنویت، این پویش نشان داد که مفاهیمی چون ایثار، فداکاری و تعلق، همچنان زنده و تعیینکنندهاند. آنچه رخ داده، نوعی «شور جمعی (Collective Effervescence) » است؛ لحظهای که فرد از مرزهای خود عبور میکند و در یک «ما»ی بزرگتر ادغام میشود؛ «ما»یی که معنا میسازد، جهت میدهد و آینده را شکل میدهد.
2. ازتولید سرمایه اجتماعی و قدرت نمادین
از منظر پییر بوردیو، «جانفدا» یک میدان تولید و انباشت سرمایه نمادین است. هر مشارکت، هر اعلام حضور، نهتنها یک کنش فردی، بلکه حلقهای در زنجیره اعتماد اجتماعی است. این پویش، شبکهای از پیوندهای معنادار را بازسازی کرده که میتواند بهعنوان ذخیرهای از «قدرت نرم»، در سطوح ملی و فراملی اثرگذار باشد.
این یک حرکت صرفاً عددی نیست؛ بلکه نوعی «کنش ارتباطی» است که پیام آن روشن است: جامعهای که هنوز میتواند متحد شود، هنوز میتواند تأثیرگذار باشد.
3. حقیقت پنهان ایران؛ فراتر از روایتهای تقلیلگرایانه
در تحلیل جامعهشناختی «عاملیت»، باید به این حقیقت اعتراف کرد که جامعه ایرانی هرگز در قاب تنگ «دیاسپورای شکستخورده» یا روایتهای بیگانهجوی معدودی وطنفروش خلاصه نمیشود. اگرچه رسانههای جریان اصلی تلاش میکنند تصویری واژگون و گسسته از ایران نمایش دهند، اما حضور بیش از 24 میلیون نفری در پویش «جانفدا»، خط بطلانی بر این تقلیلگرایی است.
اینجا، «جانفدایان» به عنوان کارگزاران حقیقی هویت، ایستادهاند تا یادآور شوند که بدنه اصلی و نبض تپنده این سرزمین، همچنان در دست کسانی است که پای کار ایران ماندهاند. این یک «سنتز» قدرتمند در برابر جریانهای «آنومی» و بیهنجاری است؛ پاسخی صریح به کسانی که بقای خود را در انزوای ایران میجویند.
فرجام سخن اینکه، تاریخ، متعلق به کسانی است که انتخاب میکنند «حاضر باشند». نه آنان که از دور به نظاره نشستهاند یا در توهم فروپاشی هویت ملی روزگار میگذرانند، بلکه آنان که وارد میدان میشوند و سهم خود را ایفا میکنند.
پویش «جانفدا» یک دعوت ساده نیست؛ یک فراخوان است برای بازتعریف نقش فرد در جامعه. هر پیوستن، یک «آری» است به همبستگی، به مسئولیت، به آینده. ما در لحظهای ایستادهایم که کنشهای کوچک، معناهای بزرگ میسازند. حضور تو، فقط یک عدد نیست؛ یک نشانه است از اینکه ایران واقعی، همین ارادههای پولادینی است که در بزنگاهها، «جان» را وجهالمعاملهی سرافرازی «خاک» میکنند.
به این جریان بپیوند.
بگذار نشان دهیم که در جهانی پر از تردید، هنوز ارادههایی هستند که بر پایه ایمان، مسئولیت و فداکاری شکل میگیرند. امروز، مشارکت تو در «جانفدا»، نه فقط یک انتخاب، بلکه یک موضعگیری استراتژیک در برابر فراموشی و بیتفاوتی است.
گامی بردار برای ساختن فردایی که شایسته آن هستیم؛ چرا که ایران، به اعتبار جانفدایانش زنده است.

نظر شما :