میشلا میرزاخانیان، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبائی:

کمک در راه است؟ یا بمب‌ها در راه‌اند؟

۲۲ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۱:۵۸ کد : ۲۲۱۵۱ اخبار عمومی
تعداد بازدید:۷۳
در واقع سوال اصلی را باید اینگونه پرسید: مگر می‌شود که کمک که رفتاری است کاملا مثبت از طریق جنگ که سیاهی مطلق است، صورت گیرد. اصلا مگر امکانش هست این دو در یک جمله بیانید یا در یک اتفاق همزمان صورت گیرند؟
کمک در راه است؟ یا بمب‌ها در راه‌اند؟

به گزارش عطنا، میشلا میرزاخانیان، دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبائی یادداشتی برای عطنا ارسال کرده است که در پی می‌آید:‌

تمامی جنگ‌ها علی الخصوص جنگ‌های اسراییل و ایالات متحده آمریکا از بدو به وجود آمدنشان،که البته زیاد هم از آن نمی گذرد، به دلیل کمک، دفاع در برابر حمله پیشگیرانه یا پیش دستانه، حمایت از صلح و امنیت جهانی و بهانه‌هایی از این قبیل که حداقل کمی نزدیکی به حقوق بینالملل بتواند داشته باشد، شروع شده اند. اما سوالی که هر فردی باید از خودش بپرسد این است چه کسی تا به حال دیده است که کشوری قصد کمک به کشور دیگر با فرستادن جنگنده و ناوهای جنگی انجام دهد؟ کمک با کشتن و به شهادت رساندن مقامات بلند پایه آن که مساوی است با فلج کردن کشور؟ کمک با بمباران کردن معصوم‌ترین موجودات، یعنی کودکان، آن هم در جایی که باید درس بخوانند و آینده ای درخشان برای خود و کشورشان و چه بسا جهان ایجاد کنند؟ کمک با غم غیر قابل توصیف پدر و مادری که فرزند دسته گلشان را به خاک سپرده اند؟ کمک با زخمی شدن هر روزه وطن با انفجار و لرزش و استرس در بدن و روح مردم؟ کمک با تهدید هر روز این و آن به اینکه ضرب‌الاجلی دارید، به اینکه حمله می‌شود یا خیر، اگر حمله شود چگونه خواهد بود، اینکه چه بمب‌هایی قرار است بر سرتان فرود آیند و هزاران مورد مشابه دیگر.

در واقع سوال اصلی را باید اینگونه پرسید: مگر می‌شود که کمک که رفتاری است کاملا مثبت از طریق جنگ که سیاهی مطلق است، صورت گیرد. اصلا مگر امکانش هست این دو در یک جمله بیانید یا در یک اتفاق همزمان صورت گیرند؟ واضح است که جواب منفی است. حتی اینکه جنگ را با مواردی مانند مجوز شورای امنیت مشروع بدانیم نیز از دیدگاه من، چیزی است غیر عادلانه.

حال که تمامی این‌ها را گفتم می‌خواهم راه‌حل مدنظر خودم را بیان کنم. پیش از آن چیزی که باید به یاد داشته باشیم این که یقینا ایران و ایرانی از این نبرد سربلند و پیروز از میدان بیرون خواهند آمد.

به نظر می‌آید که از بدو وجود کره زمین، جنگ نیز سایه به سایه یا بهتر است بگویم مدار به مدار آن حرکت کرده است. با بررسی آن می‌توانیم پی ببریم که کلیه آنها ناشی از نفرت، کینه و تبعیض است. در اصل می توان گفت که انسان در اکثر مواقع می اندیشد که می‌توان از طریق جنگ به عدالت و آزادی و صلح رسید و همانگونه که در کتاب ۱۹۸۴ جورج اورول آمده است به «جنگ صلح است» باور داشته و دارد. در حالی که همانگونه که بالاتر تاکید شد، نمی‌توان از چیزی که از عمیق‌ترین لایه تاریکی رشد کرده است انتظار داشته باشیم که درختی بهاری و پر از شکوفه به منزله صلح بروید.

در اکثر اوقات هر وقت جنگی اتفاق می‌افتد به فکر رسیدن به آتش بس و امضای صلح نامه پیش می‌آید یا آنقدر جنگ قریب‌الوقوع است که مطمئنا می‌دانیم اتفاق خواهد افتاد؛ لذا به تاملاتی نظیر آنچه گفته شد، می‌پردازیم. آنچه مهم است این که بتوان از جنگ جلوگیری کرد، چون آنقدر اثرات مخرب و فجیعی دارد که پس از آن هیچ چیز شبیه قبل نمی شود. در اصل راه حل پیشگیری است یا همانطور که پزشکان می‌گویند: «پیشگیری بهتر از درمان است». می‌دانیم که حقوق بین‌الملل سازوکارهای متفاوتی را برای پیشگیری پیشبینی نموده است و در عین حال می‌بینیم که اکثر آن‌ها از توجه کافی برخوردار نیستند یا اثر مورد نظر را به وجود نمی‌آورند.

به نظر می‌رسد اگر انسان بتواند عشق را در وجود خودش حس کند بسیاری از قوانین کاربردی نخواهند داشت و گویی موضوع خود را از دست می‌دهند. فقط تصور کنید که همه همدیگر را به عنوان برادر و خواهر خود ببینند، برای منفعت معاشرت نکنند، از فردگرایی صرف به همزیستی مسالمت‌آمیز با دیگران برسند. نحوه رسیدن به چنین موقعیتی این است که هر کسی از خودش شروع کند. اول بذر عشق را در خودش بکارد و نسبت به دیگران آن را به کار ببرد و به آن‌ها با رفتار و سخن نیک خود، دوست داشتن و بخشش و خیر را بیاموزد. به یاد داشته باشیم که همگی ما جزئی از جامعه هستیم و تک تکمان در آن می‌توانیم تاثیری فوق‌العاده مثبت و رو به جلو و پیشرفت ایفا کنیم اگر فقط خودمان را دست کم نگیریم و به آیندگان نیز دلیل انسان نامیده شدنمان یعنی احساس و محبت و انسانیت را یادآوری کنیم.

در پایان صلاح است که با شعری از حسین منزوی بزرگوار، متن دلنوشته ام به اتمام برسانم:

ایرانم! ای از خونِ یاران، لاله زاران!

ای لاله زارِ بی خزان از خونِ یاران!

ایرانم! ای معشوقِ ناب! ای نابِ نایاب!

وی عاشقانت بی شمارِ بی شماران!

یک چشمِ تو خندان و یک چشمِ تو گریان

چون شادخواران در کنارِ سوگواران

ایرانِ من! آه ای زده از شعرِ حافظ

زیباترین گُل را به گیسویِ بهاران

ای خونِ دامن گیرِ بابک در رگانت

جاری ترین سیلابِ سُرخِ روزگاران

پیشِ بهارِ تو، بهشت از جلوه اُفتاد

ای باغ ها پیشِ کویرت شرمساران

ای رودهایت رهشناسانِ رسیدن

وز شوقِ پیوستن به دریا، بی قراران

*

ایرانِ من! لختی بمان تا باز پیچد

در گوشت آوازِ بلندِ سربه داران

لختی بمان تا آن سوارانِ سرآمد

همراهی ات را سر برآرند از غباران

*

می خوانم آوازی برایت عاشقانه

همراهی ام با رعد و برق و باد و باران

از این شکستن ها مکن پروا که آخر

پیروزی ای ایران! به رغمِ نابه کاران

*

نامِ تو را بر صخره ای بی مرگ کندند

ایرانِ من! ای یادگارِ یادگاران!

کلیدواژه‌ها: بمب‌ها در راه‌اند میشلا میرزاخانیان دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبائی دانشگاه علامه طباطبائی سیاهی مطلق جنگ


اخبار مرتبط


نظر شما :