ماندانا تیشهیار، عضو هیئت علمی گروه مطالعات آسیایی موسسه آموزش عالی بیمه اکو در دانشگاه علامه طباطبائی:
چرا ایران برای هندوستان مهم است؟
پنج هفته از آغاز جنگ اسراییل و آمریکا علیه ایران می گذرد. دامنه جنگ از ایران به کل خلیج فارس، شامات و دریای سرخ کشیده شده و تاثیرات اقتصادی این جنگ در بسیاری از نقاط جهان آشکار شده است.
اما هدف از این جنگ چه می تواند باشد؟ روشن است که حمله با مرگبارترین تسلیحات و نابود ساختن زیرساخت های نظامی، صنعتی، اقتصادی، علمی و آموزشی یک کشور، نه تنها بنیان های دموکراسی را به شدت تضعیف می کند، بلکه می تواند احتمال فروپاشی ساختار دولت، یا آغاز جنگ داخلی با پشتیبانی خارجی، و یا به تعویق انداختن اجرای برنامه های توسعه یک کشور را فراهم سازد. همچنین در سطح منطقه ای، چنین جنگی می تواند سرآغاز تغییر نظم منطقه ای و برهم خوردن ثبات و امنیت و تهدیدی برای منافع ملی همسایگان دور و نزدیک، از جمله هندوستان باشد.
تا امروز که سی و پنجمین روز جنگ است، ایران توانسته به خوبی به مقاومت ادامه دهد. افکار عمومی جهان نیز به تدریج باور خود به شعارهای دولت هایی که به ایران حمله کرده اند را از دست داده اند و مخالفت ها با ادامه این جنگ در بسیاری از نقاط جهان دیده می شود. همچنین مواضع دولت های گوناگون در اروپا و آسیا اغلب بر پایه همراهی نکردن با جنگ افروزان بوده است. رویکرد دولت انگلیس که یاور ایالات متحده در انجام بسیاری از عملیات های نظامی، به ویژه در غرب آسیا و در کشورهایی مانند عراق و افغانستان بوده، در این زمینه قابل توجه است. نخست وزیر این کشور آشکارا اعلام کرده است که جنگ علیه ایران، جنگی نیست که انگلستان بخواهد در آن مشارکت داشته باشد.
ایران برای حدود دو سده در سیاست خارجی بریتانیا از اهمیت برخوردار بوده است. با آغاز حضور بریتانیا در هند از سده هجدهم و افزایش رقابت ها میان بریتانیا و روسیه در سده نوزدهم، بریتانیا کوشش کرد تا ایران نقش کشور حائل را بازی کند. از دید ژئوپلیتیکی، تداوم حضور یک «ایران دارای استقلال» در این منطقه، می توانست مانع از پیشروی روسیه از آسیای مرکزی به سوی جنوب شده و امنیت هند را تضمین کند. از همین رو بود که از ۱۸۵۸ مسوولیت اداره سفارت بریتانیا در تهران، به حیطه اختیارات وزارت هند افزوده شد.
در سده بیستم، هنگامی که آلمان ها کوشیدند تا در غرب آسیا جای پایی برای خود پیدا کنند، بار دیگر اهمیت ایران به عنوان سرزمینی که دست آلمان ها را از هند دور نگه می داشت، افزایش یافت. از سوی دیگر، حکمرانی بریتانیا بر سواحل جنوبی خلیج فارس که از ۱۸۲۰ تا ۱۹۷۱ ادامه یافت، زمینه ای را فراهم آورد که این حوضه آبی و سرزمین های شمالی و جنوبی آن، همواره در سیاست خارجی بریتانیا جایگاه ویژه ای داشته باشند. اداره بر سواحل گسترده جنوبی این منطقه، تا ۱۹۴۷ از کلکته صورت می گرفت و از ۱۹۰۸ اعزام نیروهای هندی برای حضور در پروژه های شرکت نفت ایران و انگلیس نیز از همین شهر انجام می شد. هنوز می توان آثار چندین دهه حضور هندیان در محلات شهرهای گوناگون استان خوزستان و همزیستی آنان با ایرانیان را به تماشا نشست.
امروزه، اگر در یک سناریو فرض را بر این بگیریم که اسراییل و آمریکا به اهداف خود رسیده اند و ایران را مجبور به تسلیم کرده و یا با فروپاشی ساختار قدرت روبرو کرده اند، آنگاه می توان دید که حضور نظامی گسترده این دو کشور و تسلط آنان بر ذخایر نفت و گاز منطقه، زمینه تغییر جدی نظم منطقه ای پیشین و آغاز سلطه استعماری تازه ای را در سده بیست و یکم فراهم می آورد. توجه داشته باشیم که در این چند هفته، بسیاری از زیرساخت های نظامی و بخش های استراتژیک کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس نابود شده اند. شمار بسیار بالایی از تجهیزات دریایی، هوایی و نیروهای زمینی آمریکا نیز در این منطقه و پیرامون آن مستقر شده اند که می تواند نشان دهنده احتمال برنامه حضور بلندمدت باشد.
در این شرایط، می توان انتظار داشت که این دو کشور به ایران و خلیج فارس اکتفا نکرده و خواهان حضور پررنگ تر در منطقه غرب اقیانوس هند باشند. بی تردید این امر می تواند «صلح هندی» حاکم بر این منطقه، که از دهه ها پیش ثبات پایدار در این بخش از جهان را بر پا داشته، به چالش بکشد. در رویکردی بدبینانه، حتی می توان انتظار داشت که فشارها از دو سوی شرقی و غربی اقیانوس، بر هند افزایش یابد و حاکمیت این قدرت بین المللی بر این منطقه استراتژیک را به چالش بکشد. بازی تعرفه که آمریکا مدتی است علیه کشورهایی همچون هند به راه انداخته تا وابستگی اقتصادی آنها به خود را افزایش دهد و نیز اعطای نقش مهم میانجی به چندین کشور در حال توسعه در جنوب و غرب آسیا در این جنگ، می تواند زمینه ساز کنار نگه داشتن هند، به عنوان یک قدرت نوپدید جهانی، برای ایفای نقش موثرتر در عرصه بین المللی باشد.
اگرچه معادلات سیاسی و ژئوپلیتیک در نظام بین الملل در سده های اخیر دچار تغییرات چشمگیر شده اند، اما روند تحولات جهانی به خوبی نشان از بازگشت رویکردهای گذشته در قالب های تازه می دهند. در این بازی بزرگ نوین، ایران همچنان می تواند کشوری حائل برای دفاع از حضور دیرینه هند در محیط پیرامون این کشور باشد. تحلیل شرایط موجود از چشم انداز ژئوپلیتیک تاریخی، شاید بتواند رویکرد سیاست خارجی هند در قبال بحران کنونی را به سوی عملگرایی بیشتر سوق دهد. ایفای نقش رهبری جنوب جهانی، که هند به صورت تاریخی ظرفیت آن را داشته، اینک نیازمند آن است که در عمل نیز به نمایش گذاشته شود.

نظر شما :